برادر ارجمند جناب آقای جواد شمقدری
معاون محترم امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
قبول مسئولیت هدایت سکان سینمای ایران از سوی جنابعالی دردوره کنونی بدون تردید گام نهادن در راه پر پیچ و خمی است که امیدواریم به سلامت از آن گذر کنید و در اینگذار پرفراز و نشیب، سینمای ملی کشورمان بتواند جایگاه شایسته و درخور شأن خود را در داخل کشور بازیافته و معنویت، خلوص و سلامت این سینما در افق جهانی نیز همچنان سر آمد و زبانزد باقی بماند.
کارگردان محترم فیلم «صدای پای نور»
جنابعالی به دلیل پیشینه فیلمسازی خود و اشرافی که در این سالیان به افقهای فرهنگ سالاری پیدا کردهاید، به مسائل خرد و کلان سینمای ایران واقفید و دلیلی ندارد تا سخن سر دهیم و شما را از همه نقاط ضعف و قوت مدیریتهای سه دهه حاکم بر این سینما که وضعیت اسفبار کنونی را باید حاصل همه بیمبالاتیها وکاستیهای گذشته آن دانست با خبر سازیم اما در یک کلام کلی عرض میکنم که محور مشترک اندیشه سه دهه مدیریتهای جناحین چپ و راست حاکم بر سینمای کشور این بوده است که دولت باید محور، متصدی و همه کاره سینما باشد و زیر بنای فلسفی این اندیشه مشترک باطل، نگاه ایدئولوژیک داشتن و اعمال ایدئولوژی دولتی به همه مغزافزارها، نرم افزارها و سخت افزارهای حکومتی است.
کارگزاران فرهنگی یک حکومت به دلیل آنکه باید جنس و تأثیر فرهنگ را از مقولات بلند مدت بدانند پیش از آن که منتسب به دولت ایدئولوژیک دوره خود باشند از درون ملت برخاستهاند پس از عناصر ملی تلقی میشوند و باید منافع ملی را رعایت کنند و از آن رو که مسلمان هستند باید به اندیشه ماندگار و تأثیرگذار اسلام که دینی فراظاهری است تکیه داشته باشند و باید بذرهای دوران مدیریت خود را به گونه و اندازهای بکارند که بعدیها بتوانند آن را درو کرده و از آن برداشت صحیح داشته باشند.
کارگردان عزیز فیلم «وارث»
من هم چون شما عقیده دارم سینمای ایران نیازمند تحول بزرگی است اما باید بدانید که دولتها عامل، متصدی و متولی تحول نیستند. دولتها فقط بستر ساز تحولهای صنفی و تخصصی و هدایتگر تحولات اجتماعی هستند. دست اندرکاران، خردمندان، تقواپیشگان و متخصصان اصناف هستند که باید بسترسازی دولت را باور داشته و آن را پذیرفته و آنگاه آستین همت خود را برای تحولآفرینی بالا بزنند.
من از شما که دوستیمان را مرهون 30 سال گذر زمان در پرتو راه نورانی انقلاب اسلامی میدانم میخواهم که شما اشتباه مسئولان گذشته سینما را مرتکب نشوید و نخواهید تحول آفرینی کنید کافیست که شما به آرشیو مطبوعاتی معاونتهای پیشین (چپ و راست) سینمایی بنگرید و ببینید که هر یک از آنها در آغاز تصدی خویش در این مسئولیت شعار یکنواخت تحول آفرینی و توسعه بخشی سر داده لیکن در عمل گرفتار پیچ و خم " بروکراسی دولتمداری سینمایی" شده و رسیدن به هدف را ذبیحه ناکامیهای راه و ناتوانیهای شیوهها و ابزارهای انتخابی خود کردند.
شما اگر خواهان تحول جدی در سینما هستید باید بسترهای تحول را شناسایی و فراهم کنید و سینماگران اندیشمندی که سالها درانتظار بلوغ فرصت این تحول بودهاند، پشت سر شما به میدان آمده و امری را که شما در کسوت تصدی دولتی امکان آنرا ندارید آنها با «معرفت انسانی»، «انرژی معنوی» و «شناخت تخصصی» خود، آن را خواهند آفرید. سینمای ایران در شرایط کنونی نیازمند داشتن سازمانی نظیر نظام پزشکی، کانون وکلا و. . . است.
اگر اهالی سینما اهل اندیشه و فرهنگ و در زمره نخبگان و شایستگان دانسته میشوند نباید آنها را درگیر پشت درنشینی نظام کارمند سالاری کرد. بنظر من بزرگترین کاری که میتواند نام شما را در تارک سینمای ملی ایران همچون خورشید درخشان نگهدارد، ایجاد «سازمان نظام سینمایی» (SNS) است که در صورت نیاز، مختصات تفصیلی آن را تقدیم حضورتان خواهم کرد. اما پدیده نوظهوری که به اندازه برخی بنیانهای فراموش شده سینما مغفول مدیریتهای گذشته سینما بوده است پدیده «سینمای خانگی» است.
اگر در دو دهه نخستین انقلاب مدیریت سینما فقط خود را مسئول بهبود سینما میدانست و برای انجام این مأموریت با ویدیووصنعت سینمای دیجیتال مبارزه میکرد در دهه اخیر این معاونت منفعلانه، واقعیت این وجود انکار شده را پذیرفت و به سینمای خانگی که حاصل آن «فیلم دیدن مردم در خانه» است، مشروعیت بخشید. نگاهی به پیشینه و حضور محصولات سینمای خانگی در کشورما این نکته تأسف بار را به ما مینمایاند که بر خلاف سایر کشورهای صاحب سینما که به سینمای خانگی نه به عنوان رقیب و یا حتی حامی سینمای کشورشان بلکه به عنوان عامل پیشرفت اقتصاد و گسترش هنروصنایع فیلمسازی مستقل و توسعه سینماداری مرتبط خود نگریستهاند، در کشور ما از همان ابتدای داستان ممنوعیت ویدئو و سپس آزادسازی آن تا تشکیل مؤسسه رسانههای تصویری و پس از آن حدود یک دهه بعد از صدور مجوز فعالیت برای مؤسسات بخش خصوصی ویدئو رسانه کشور، همواره به این مدیوم مهم و ارزشمند به عنوان «لاستیک زاپاس اسقاطی» و یا «طفل ناقص الخلقه ویلچر نشسته» نگریسته و منزلت و مشروعیت آن را در تبعیت و حمایت از سینما قلمداد کردهاند و هیچگاه به آن، شأن و منزلت در خور سینمای دیجیتال، که مولد و توسعهبخش فیلمسازی حرفهای خانگی است، داده نشد و همواره این فرزند سرراهی در ادوار مختلف (والبته به جز زمانهای کوتاه و گذرایی) دستخوش اعمال سلیقههای شخصی مدیران و سیاستگذاران سینمایی گردید و همیشه به آن، نگاه رفع تکلیفی و یا «تزیین ویترینهای بیلانی» داشتهاند.
کارگردان محترم فیلم «بربال فرشتگان»
انتظار اعضای انجمن ویدئو رسانه کشور از جنابعالی که از جمله سینماگران متعهد که از بدنه فرهنگ ارزشمند انقلاب اسلامی برآمدهاید، این است که نگاه جدید و تازهای نسبت به خلف خود به سینمای خانگی داشته باشید و شأن واقعی این حوزه را بشناسید و در آغاز دهه پیشرفت و عدالت، اقتدار و شأن این سینما را به صاحبانش که مردمند بازگردانید و اهمیت آن را به مسئولان نظام بنمایانید.
به کارگزاران دولتی در این بخش، سعه صدر و رفتار آمیخته با تدبیر و درایت را آموزش دهید و راه بهرهمندی از نظرات و مشارکت دادن در تصمیم سازیها را با احترام گذاردن به بخش خصوصی به دست اندرکاران و زیرمجموعه این بخش توصیه نمائید که شما قبل از آن که معاون وزیر باشید یک معلم، فیلمسازوهنرمند هستید و محصول مشترک این سه وصف انسانی، همواره آموختن و مواظبت از آموختهها بوده است.
رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی ویدئو رسانه کشور






نظر شما