تجربه نشان داده است که وقتی جامعه ایرانی مستقیما درگیر رخدادی سیاسی می‌شود، اولین چیزی که قربانی می شود نظریه‌پردازی است.

در چنین شرایطی هرگونه بحثی که مستقیما به ان رخداد مرتبط نباشد، بیهوده یا مغلطه محسوب می‌شود و به همین دلیل مخاطبان اندکی پیدا می‌کند. اما طنز یا تراژدی قضیه اینجاست که اتفاقا همین روحیه باعث می‌شود تا ما از درک دقیق وقایع و حتی همان واقعه مورد نظر هم عاجز بمانیم. نباید فراموش کرد که سیاست‌ورزی بدون نظری‌پردازی به راحتی ممکن است فاجعه بیافریند.

ناصر فکوهی، رئیس گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، این بار در گفت‌و‌گویی به بحث درباره موضوع دیرپا و پرسش‌برانگیز «مسئله زنان» پرداخته است. او معتقد است: «از اواخر دهه 1990 از یک سو با مطالعات جدی‌تر در زمینه جامعه شناسی و انسان‌شناسی جنسیت، و از سوی دیگر با مطالعاتی که در علومی چون زبان‌شناسی، شناخت‌شناسی، رفتارشناسی جانوری، ژنتیک انجام گرفتند، گفتمان فمینیستی هر چه بیشتر نفوذ خود را در حوزه علمی از دست داد و جای خود را به گفتمانی علمی در زمینه جنسیت داد» و اینگونه است که به نقد الگوهای رایج فمینیستی می‌پردازد.

به نظر فکوهی حقوق زنان با به کار افتادن مکانیسم هایی چون «تبعیض مثبت» یعنی ایجاد امکانات ویژه برای زنان برای ورود به حوزه کار و تحصیل و رعایت بیشتر حقوق بشر درمورد زنان، امروز  وضعیت بهتری پیدا کرده است اما با تمام این احوال او معتقد است  منطق جهان به شکل حیرت‌انگیزی در  دو دهه اخیر، به سوی نظامی‌گری و خشونت سوق یافته و حاصل این امر به طور مستقیم بر موقعیت  بخش بزرگی از زنان تاثیر داشته است.

فکوهی درباره نقش و جایگاه زنان ایران در فراتر رفتن از الگوهای اقتدار مردانه می‌گوید: «به گمان من زنان، همچون جوانان در جامعه ما رسالت بزرگی را بر دوش دارند و آن اینکه فرایند اجتماعی شدن و حضور گسترده خود در جامعه ایرانی را به الگویی برای بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی بدل کنند که با مشکلاتی همچون ما در گیرند. معنی این حرف آن است که بتوانند فراتر از گفتمان جهانشمول فمینیستی، لااقل در معنای کلاسیک و پشت سرگذاشته شده آن، دست به ابتکارهایی تازه برای پیش بردن اهداف انسان دوستانه و فرهنگی خود بزنند. ما در جامعه ای زندگی می‌کنیم که به دلایل تاریخی و فرهنگی به شدت با ساختارهای خشونت و سلطه در تضاد قرار دارد زیرا اغلب قربانی این ساختارها بوده و از آن‌ها رنج کشیده است( جنگ‌ها، اشغال‌های نظامی، حکام مستبد و غیره) و بنابراین ظرفیت و امکان مناسبی برای زنان در آن به وجود آمده است که گفتمان ضد خشونت‌آمیز خود را با پرهیز از رادیکالیسم‌های بی‌فایده و پر خطر و پیش گرفتن راه‌های صلح‌آمیز برای بهبود موقعیت خود و کل جامعه به پیش ببرند».

به گمان فکوهی هر اندازه مشارکت زنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی چه در کشور ما و چه در کل جهان افزایش پیدا کند،  شانس تداوم فرهنگ‌های انسانی بیشتر است، زیرا زنان حامل نوعی از انسانیت بیولوژیک در خودند که در انطباق بیشتری با طبیعت قرار دارد و به همین دلیل می‌توانند راه نجاتی برای بشریت به حساب بیایند.

متن کامل گفت‌و‌گوی فکوهی را با عنوان «بحران اقتصادی جهان پیامد الگوهای مدیریت مردانه است» اینجا بخوانید.

کد مطلب 19777

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =