بدبین بودم میگفتم توطئهای در کار است تا تمامی ارزشها و مفاهیم مقدس
و متعالی و انقلابی توسط کسانی که در حاکمیت رسوخ کردهاند به ابتذال
کشیده شود. در تبلیغات رسمی و رسانهای مناسبتهای ملی و مذهبی آنقدر
کجسلیقگی و بیذوقی و بلاهت دیده میشود که بعید است سهوی باشد. البته
این موضوع تازگی ندارد. از اول انقلاب تا به امروز شاهد شاهکارهایی که
توسط نوابغ فرهنگی به وجود میآید هستیم. هنوز ازخاطر نبرده ایم نیمه شعبان
آن سال را که در و دیوار شهر تهران به شعار «آقا ما مخلصیم» مزین شده
بود!! یک شاهکار بینظیر فرهنگی!! طراح ان ابتکار بینظیر امروز از
بزرگان این مملکت است!! و این یعنی کارش را به درستی انجام داده!! یعنی
به بزرگترهایش اثبات کرده که مستحق تکیه زدن بر مسندهای مهم تر و
بزرگتری است!! بزرگان هم چنان که شاید و باید قدر ایشان را دانستند و
مزد آن همه وهن به موعود همه امم را به بهترین نحو پرداخت کردند!! خواستم
بگویم از این دست وقایع کم ندیدهایم منتهی گاهگداری اتفاقات خوب هم
دیدهایم و همین گاهگداری سبب میشد تا اوضاع را آنقدر افتضاح نبینیم
اما چند وقتی است وقایع فضاحتبار چندان بههم پیوسته و منظم در حال
اجراست که خوشبینترین آدمها را هم به شک انداخته که نکند دستی در کار
است تا تتمه اعتقاد مردم را هم به باد دهند. کلی از بیت المال خرج
کردهاند و بر در و دیوارهای تهران بیلبورد نصب کردهاند و نوشتهاند:
«شهید عباس عبدی: امروز بیش از پیش باید در وحدت خود مستحکم باشیم». خدا
شهید عبدی را رحمت کند. بنده که توفیق آشنایی با ایشان را ندارم. از
اطرافیان و دوستان هم که پرسیدم ایشان را نمیشناختند. بدون شک عدم شناخت
ما از این شهید بزرگوار نشان بیتوفیقی ماست اما وقتی شهیدی را ما
مطبوعاتی جماعت هم نمیشناسیم نباید دستکم بهطور اجمالی او را معرفی
کرد؟ برگزیدن یک جمله از متنی که نه زمان بیانش معلوم است و نه معلوم است
در چه موضعی گفته شده چه معنا دارد؟ دیگر اینکه شهید بزرگوار جناب عبدی
در چه مقام سیاسی و یا معنوی قرار داشتند که دعوت به وحدت ایشان باید بر
در و دیوار شهر نصب شود؟ در وصایای بسیاری از شهدای ما جملات وحدتبخش و
امیدآفرین و اخلاقی فراوان است اما آیا همه آنها قابلیت نصب شدن بر در و
دیوار شهر را دارند؟ این یکی را محض نمونه عرض کردم و اگر نه در و دیوار
شهر این روزها پر است از شعارها و جملات و پیام هایی که اغلب مشکلاتی جدی
دارند. امیدوارم مسئولی، مدیری... بیخیال. میخواستم پایان این یادداشت
را با جمله امیدوارکنندهای به پایان ببرم اما خودم فهمیدم که این کار
زیادی نچسب و غیرطبیعی است.
خودتان هرطور صلاح میدانید مطلب را تمام کنید.
سید عبدالجواد موسوی
کد مطلب 197970






نظر شما