مسئولان وزارت خارجه در دولت بوش در مطلبی با عنوان «چگونگی کنترل یک ایران هستهای» که در سایت اینترنتی «فارن پالسی» منتشر شد ضمن اظهار نظر در مورد مذاکرات اخیر ایران و 1+5 راهکارهایی به اوباما پیشنهاد کرده است.
شولته که بین سالهای 1384 تا 1387 به عنوان فرستاده دولت بوش در آژانس بینالمللی انرژی اتمی خدمت کرده به نقل از اوباما مینویسد افشای ساخت دومین تأسیسات زیرزمینی برای غنیسازی اورانیوم توسط ایران به منزله «چالش مستقیم با رژیم عدمتکثیر» است. به زعم او افشای این امر وضعیتی اضطراری به مذاکرات 9 مهرماه ایران و گروه 1+5 بخشید، نخستین دور گفت و گوهایی که ایالات متحده فعالانه در آن مشارکت کرد.
شولته که در سال 1383 از سوی بوش به فعالیت در شورای امنیت ملی امریکا منصوب شد ادامه میدهد: «بسیاری تصور میکردند که آن اعلام و افشاسازی، مذاکرات 9 مهر را تحت تأثیر قرار داد و ضایع کرد. با وجود این، پس از مذاکرات، اوباما اظهار داشت که تهران با گشودن تأسیسات قم به روی بازرسان آژانس موافقت کرده است. اوباما همچنین از موافقت ایران جهت انتقال اورانیوم با غنای کم از تأسیسات غنیسازی در نطنز به کشوری دیگر سخن گفت، شرایطی که تولید میل سوخت برای مقاصد صلحآمیز را امکانپذیر میکند. بر اساس گزارشها، ایران توافق کرده تا یک هزار و 200 کیلوگرم از یک هزار و 500 کیلوگرم را که ذخیره کرده منتقل سازد، معنای چنین رفتاری این است که میزان باقیمانده دیگر برای تولید بمب هستهای کافی نخواهد بود.»
این مقام اسبق دولت بوش که خود دست اندرکار موضوع هستهای ایران بین سالهای 1384 تا 1387 بوده، اعتراف میکند که دولت اوباما برای دیپلماسی ماهرانهاش مستحق تبریک و شادباش است؛ «بیشتر تحلیلگران، از جمله خود من، انتظار نتایج قابلتوجهی از مذاکرات 9 مهر نداشتیم. ما منتظر بودیم که مذاکرهکنندگان ایرانی تاکتیکهایشان را برای منحرف کردن مسیر مذاکرات و به تأخیر انداختن آن به کار برند. توافقی اطمینانبخش برای تبدیل بیشتر اورانیوم با غنای کم ایران به سوخت رآکتور غیرمنتظره بود و احتمالاً نشانگر موفقیت دیپلماتیک بااهمیتی است.»
با وجود این، شولته مینویسد همانگونه که اوباما نیز گفت، «این شروعی سازنده است، اما کارهای دشواری در پیش است»، ارزیابی عاقلانه اوباما صحیح است. از نظر او برای تبدیل یک پیشرفت دیپلماتیک بالقوه به یک موفقیت دیپلماتیک واقعی، ایالات متحده و شرکای گروه 1+5 باید با شورای امنیت تعامل داشته باشند، خواهان شفافیت کامل باشند، ایران را از ظرفیت فرار سریع محروم کنند و مراقب تاکتیکهای ایران در مورد به تأخیر انداختن و فریبکاری باشند.
شولته در مورد موضع «شفافیت» تأکید ویژهای دارد؛ در بیانیه 9 مهرماه، اوباما تأکید کرد که ایران تعهد خود را نسبت به شفافیت نشان دهد. به ویژه، او از تهران خواست تا به آژانس امکان دسترسی نامحدود برای بازرسی سایت غنیسازی جدیدش اعطا کند. ایران این درخواست را پذیرفته است و بازرسان در حال آماده شدن برای سفر به ایران هستند.
اما به نظر سفیر دولت بوش در آژانس شفافیت نباید در این جا به پایان رسد؛ نخست، ایران باید متعهد باشد تا ساخت هر سایت دیگری را به آژانس خبر دهد، و ایران نباید اجازه داشته باشند تا چنین استدلال کنند که این گونه خواستهها را «به حال تعلیق» درآوردهاند.
از نظر شولته دومین مسئلهای که به شفافیت کمک میکند این است که ایران باید به آژانس امکان دسترسی دائم به کارگاههایی اعطا کند که در آنها سانتریفیوژهای غنیسازی اورانیوم تولید و مونتاژ میشوند. او مینویسد طی دوره تعلیق غنیسازی که در نتیجه مذاکرات سه کشور فرانسه، بریتانیا و آلمان حاصل شد، بازرسان آژانس این کارگاهها را بازرسی میکردند، اما هنگامی که 4 سال پیش ایران تعلیق را متوقف کرد آنها از ایران اخراج شدند. فایده امکان دسترسی مجدد آژانس از نظر او این است که این سازمان شناخت بیشتری در مورد ابعاد و ماهیت فعالیتهای غنیسازی ایران خواهد یافت.
سومین راهکار شولته برای شفافیت بیشتر الزام ایران به آشکارسازی اقدامات گذشته در زمینه ساخت تسلیحات است؛ آژانس مکرراً نگرانی خود را در مورد «جنبههای نظامی» برنامه هستهای ایران بیان داشته است.
موضوع دیگری که شولته در مطلب خود به آن پرداخته موضوع اعتمادسازی است. او به نقل از اظهارات 9 مهرماه اوباما مینویسد: «ایران باید گامهایی عینی برای اعتمادسازی بردارد که نشان دهد برنامه هستهایاش مقاصدی صلحآمیز دارد، گامهایی که تعهدات ایران تحت قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل را برآورده میکند.» از نظر این مقام دولت بوش اعتمادسازی مساوی با تعلیق است و فرمانبرداری ایران از درخواست اهمیت ویژهای دارد.
او مینویسد چنین اقدامی نیازمند تعلیق تمامی فعالیتهای مرتبط با غنیسازی اورانیوم و بازپردازش پلوتونیوم است. شولته اشاره میکند که تهران تلقی بدخواهانهای از واژه «تعلیق» دارد و آن را مترادف با «نقض برخورداری از حقوق مسلم» تعبیر میکند. او حدس میزند که احتمالاً به همین خاطر است که اوباما به جای واژه تعلیق از «تعهدات» سخن میگوید. اما به هر حال از نظر شولته تعلیق باید هدف اصلی باشد.
شولته برای ادعای خود مبنی بر وجوب تعلیق اورانیوم توسط ایران دلایلی ارائه کرده و مینویسد به 3 دلیل ایران نباید بیش از این به غنیسازی اورانیوم بپرازد؛ نخست، این اقدام به تهران اجازه خواهد داد اورانیوم با غنی کم را دوباره تهیه کند، اورانیومی که ظاهراً توافق شده تا به روسیه فرستاده شود، بنابراین چنین امری روند اعتمادسازی را بیاثر میسازد. انتقال اورانیوم با غنای کم به روسیه برای تولید سوخت نشانگر راهی مناسب و رو به آینده است. دوم اینکه ادامه غنیسازی به معنای تسلیم شدن به تداوم نقض قطعنامههای شورای امنیت توسط ایران است. سوم، و از همه نگران کنندهتر اینکه چنین امری به تهران اجازه میدهد تا به سرعت به توسعه بیشتر توانایی تسلیحات هستهای بپردازد.
او در انتهای مطلبش مینویسد در این بین، مشخص نیست که مخالفان داخل ایران بر مذاکرات هستهای چگونه تأثیر میگذارند. از نظر شولته «ممکن است مقامات ایرانی به مذاکرات به عنوان راه کسب مشروعیت برای حکومتی ناآرام بنگرند. به هر حال، نگرانیها درباره بقای نظام احتمالاً تنها عاملی است که تمایل برای دستیابی به تسلیحات هستهای را استحکام میبخشد. این موضوع بر تنظیم چارچوب زمانی مشخص جهت مذاکرات و توضیح فرصتها و پیامدهای بیاعتنایی برای مردم ایران ضرورت میبخشد. مردم ایران باید درک کنند که اگر کشورشان به طور جدی در مذاکرات شکست بخورند، مسئولیت هرگونه تحریم بیشتری بر عهده آنها خواهد بود».
شولته که خود در آژانس فعالیت کرده با طعنه به البرادعی مطلب خود را خاتمه میدهد؛ البرادعی، که کمتر از دو ماه به پایان دوره تصدیاش به عنوان مدیرکل آژانس نمانده، مکرراً بیان کرده است که هیچ مدرکی دال بر برنامه تسلیحات هستهای در حال اجرایی در ایران نداریم. واژگان به دقت انتخاب شده البرادعی نباید ما را مطمئن سازد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچ مدرکی درباره نخستین و دومین سایت غنیسازی ایران نیز نداشت، یا از فعالیتهای تسلیحاتی نیز بیاطلاع بود، تا زمانی که این برنامهها برای جهان آشکار شد. تا زمانی که به شفافیت کامل و تعلیق فعالیتهای غنیسازی در ایران دست پیدا نکنیم، نمیتوانیم به ماهیت صلحآمیز فعالیتهای هستهای ایران مطمئن باشیم.






نظر شما