حالا که فیلم "بی خود و بی جهت" کاهانی را دیدم، با اطمینان بیشتری می توانم بگویم که به نظرم فیلم "اسب حیوان نجیبی است" نسبت به همه آثارش فیلم بهتری است، هرچند نواقصی دارد که نمی گذارد سبک شخصی کاهانی در آن به کمال برسد اما از فیلمهای دیگرش به جنس سینمای موردنظرش نزدیک تر است.<BR>

                بعد از تماشای فیلم کاهانی قرص آرام بخش یادتان نرود
حالا که فیلم "بی خود و بی جهت" کاهانی را دیدم، با اطمینان بیشتری می توانم بگویم که به نظرم فیلم "اسب حیوان نجیبی است" نسبت به همه آثارش فیلم بهتری است، هرچند نواقصی دارد که نمی گذارد سبک شخصی کاهانی در آن به کمال برسد اما از فیلمهای دیگرش به جنس سینمای موردنظرش نزدیک تر است.
کاهانی در فیلم "بی خود و بی جهت" نیز می کوشد آنقدر موضوع قصه اش را ساده کند و حواشی و زواید آن را حذف کند و به حداقل های درام تقلیل دهد و از فراز و فرود آن بکاهد که انگار دنیای داستانی اش را از هیچ و پوچ به وجود آورده است. حتی این بار برخلاف فیلمهای قبلی اش تعداد شخصیتهایش را هم کم کرده و از تنوع لوکیشن هایش نیز کاسته است تا بیش از گذشته کل فیلم بر مبنای یک موضوع کوچک شکل بگیرد.
اما مشکل اینجاست که فیلم در قسمتهایی دچار خلا می شود و از بس در همان مسیر تک موضوع رفت و برگشت دارد، به بن بست می رسد و دیگر نمی تواند از دل یک برخورد و واکنش پیش پاافتاده و روزمره دنیای داستانش را وسعت بدهد و ابعاد آن را بزرگتر کند. انگار دچار دور باطل و تسلسل تکرار شده باشد.
بدتر از همه اینکه فیلم فضای خالی اش را با عصبیت و پرخاشگری و دعوا و داد و بیداد و جیغ پر می کند. شخصیتها مدام توی سر و کله هم می زنند و با هم جر و بحث می کنند و دعوا راه می اندازند. بدون اینکه لحظاتی در میانه آنها رابطه ای، خلوتی و رد و بدل احساسی شکل بگیرد که کمک کند کمی به شخصیتها نزدیک شویم و آنها را دوست بداریم.
راستش بعد از دیدن فیلم های کاهانی و فتحی در یک روز مدام با خودم فکر می کردم چرا فیلمسازانی که مسیر خودشان را پیدا می کنند، آن را ادامه نمی دهند تا بتدریج در آن رشد و پیشرفت کنند و به تکامل برسند. البته فیلم کاهانی را نمی توان تغییر مسیر نسبت به فیلمهای دیگرش دانست اما فیلم کامل تری هم نسبت به اثر قبلی اش نیست و یک جور تجربه دیگر از همان جنس فیلمهای قبلی اش است.
اما بعد از تماشای فیلم "یک روز دیگر" فتحی خیلی افسوس خوردم. نمی دانم چرا فتحی مسیری را که با "پستچی سه بار در نمی زند" و "کیفر" در سینما طی کرده، ادامه نداده است. مخصوصا در " کیفر" که توانسته بود به زبان و لحن مخصوص به خودش نزدیک شود و دغدغه هایش در زمینه تاریخ و زبان و گذشته و شیوه روایت در داستانهای هزار و یکشبی را در یک داستان کاملا امروزی و شهری و اجتماعی بگنجاند.
مشکل اساسی فیلم " یک روز دیگر" این است که ساختارش زیادی کهنه و مصرف شده است و قابلیت آن را ندارد تا فتحی بتواند آن را سر و شکل تازه ای ببخشد وگرنه بعضی از داستانکهایش حس و حال خوبی دارد و کلیت فیلم اثر قابل قبولی است اما این چیزی نیست که از فتحی انتظار داریم. 
 
 

کد مطلب 198509

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =

آخرین اخبار