تجربه ثابت کرده که نزدیکی اسلام آباد به همسایگان منطقه ای بیش از همه متأثر از فشارهای آمریکا بر این کشور است .

*پیرمحمد ملازهی
 

نشست سه جانبه ایران، افغانستان و پاکستان با انتشار بیانیۀ مشترک به پایان رسید. ضرورت ارتقای فعالیتهای منطقه ای و گسترش همکاریهای چندجانبه آن هم با همسایگان دیوار به دیوار از مهمترین اولویت هایی است که غالباً دولتها در تحقق آن اهتمام جدی از خود به نمایش می گذارند. فارغ از اهمیت و حساسیت این سیاست برای ایران، شرایط و نوع رفتار بازیگران منطقه و همسایه این بار در خور توجه است. این نشست در شرایط زمانی خاصی برگزار می شود که هریک از کشورهای حاضر به نوعی با مجموعه ای از اختلاف نظرها با آمریکا و اروپا روبرو هستند و هریک تلاش دارند از وجود دیگری در جهت منافع خود استفاده کنند.
آنچه که در مورد پاکستان می توان گفت اینست که این کشور ماههاست که به شدت تحت فشار آمریکا و اروپا قرار دارد تا تکلیفش را با جریان های جهادی سابق- که آمریکا و ناتو آنها را نیروهای تروریستی می داند- روشن کند تا به طور واضح مشخص شود آیا پاکستان در جبهۀ مبارزه با گروههای افراطی قرار دارد و یا به بازی ئی که مدتهاست آی اس آی(سرویس اطلاعات پاکستان) با غرب به راه انداخته، ادامه می دهد. این فشارها به خصوص از زمان کشته شدن بن لادن و استقرار رهبر القاعده در خاک این کشور پاکستان را در موقعیت بسیار سختی قرار داده است؛ تا جایی که در میان برخی از رهبران و مقامات پاکستان حتی این موضوع مطرح است که اسلام آباد باید آرام آرام از حمایتها و کمک های آمریکا قطع امید کند.
در مقابل نخبگان سیاسی این کشور تصور می کنند که تغییر جبهه می تواند در کوتاه مدت پاسخ مناسبی به فشارهای آمریکا باشد. بدین معنا که در مقابل فشارهای آمریکا و اروپا بهتر است اسلام آباد به سمت همکاری بیشتر با رقبای دو قدرت برتر جهان یعنی چین، روسیه و ایران گام بردارد. این تحلیل و نگاه هم اکنون در میان بخش مهمی از سیاستمداران و نظامیان پاکستان وجود دارد و نشست سه جانبه نیز در واقع گام عملی همین سیاست بود. آنها بر این اعتقادند در صورتی که فشارهای آمریکا به همین شکل ادامه یابد، پاکستان هیچ چاره ای برای بقای خود ندارد مگر آنکه دوستان جدیدی در دنیا و منطقه برای خود دست و پا کند و با آنها هماهنگ شود.
بر همین اساس است که اسلام آباد سعی دارد هم به ایران و روسیه نزدیک شود و هم با چین مناسبات خود را توسعه دهد. اما واقعیت آنست که برای اسلام آباد این سیاست یک تاکتیک است و نه استراتژی. به این معنا که تجربه ثابت کرده پاکستان هرگاه با استقبال، همراهی و کمک آمریکا روبرو شده سیاست خود را تغییر داده و هرگاه که ترشرویی آمریکا را تجربه کرده، از آن فاصله گرفته و به یاد دوستان منطقه ای خود افتاده است.
فراموش نکنیم اسلام آباد در ذات، ساختار قدرت حزبی و حتی ساختار ارتش کاملاً آمریکایی است و لذا بریدن آگاهانه از آمریکا و با ابتکار عمل اسلام آباد امکانپذیر نیست. مگر آنکه آمریکایی ها در تغییرات استراتژیک منطقه ای آنچنان به هند نزدیک شوند که پاکستان را به طور کلی نادیده بگیرند که البته هم اکنون نیز نشانه هایی از این سیاست دیده می شود. طی روزهای اخیر تعدادی از سناتورهای کنگرۀ آمریکا در نشستی در ارتباط با بلوچستان پاکستان، مباحث مربوط به تجزیه این کشور را مورد بررسی قرار دادند. تشکیل چنین جلساتی از سوی سناتورهای آمریکایی بیانگر این مسئله است که آمریکا ها سیاست برخورد جدی را در ارتباط با پاکستان در پیش گرفته و اسلام آباد را در موقعیتی قرار داده که این کشور یک راه را انتخاب کند. یا همکاری 100 درصد با آمریکا و مقابله با جریانهای افراط را انتخاب کند و یا اینکه آمریکا سیاست خود را تغییر داده و به سمت تجزیه پاکستان پیش خواهد رفت. با توجه به همین شرایط است که پاکستان موجودیت خود را در معرض خطر جدی می بیند و از این رو بعید به نظر می رسد پاکستانی ها به حرفی که می زنند پایبند باقی بمانند.
در واقع حرفها و وعده و وعیدهای مقامات پاکستانی بیش از همه متأثر از اعمال فشار از سوی آمریکاست و آنها نیز در مقابل می خواهند این پیام را به واشنگتن ارسال کنند که اگر واشنگتن هوای پاکستان را نداشته باشد، آنها به سمت کشورهای رقیب خواهند رفت و این برای آمریکا مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.
به نظر می رسد آمریکا در این بازی، تصمیم نهایی خود را گرفته و یا حداقل به این جمع بندی رسیده است که سیاست کنونی پاکستان را نباید تحمل کرد. آمریکا بر این باور است تقویت و حمایت طالبان و گروههایی موجود در منطقه وزیرستان اعم از شبکۀ حقانی، حکمتیار شرایطی ایجاد کرده که در صورت تداوم رویکرد فعلی آمریکایی ها شکست نظامی در انتظار آنها خواهد بود. با توجه به همین واقعیت بود که آمریکا با دور زدن پاکستان و افغانستان، مستقیماً با طالبان وارد مذاکره شد و تأسیس دفتر سیاسی طالبان در قطر را نیز پذیرفت. شاید اغراق نباشد اگر بگوئیم آمریکا دیگر پاکستان را به حساب نمی آورد.
لذا اسلام آباد در دوراهی سختی گرفتار شده که تصمیم گیری با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی برایش آسان نیست. این کشور باید یا تصمیم واقعی خود را بگیرد و در کنار آمریکا باقی بماند و یا اینکه همانگونه مشاهده می کنیم باید سیاست حرکت به سمت رقبای آمریکا را در پیش بگیرد.

*کارشناس شبه قاره
26351



 

کد مطلب 199537

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین