آیت الله سیدعلی خامنه ای که پس از شهادت شهید محمدعلی رجایی به ریاست جمهوری رسیدند، حدود 4 ماه پس از مسئولیتشان در مجلس حاضر شدند و با نمایندگان گفت و گو کردند.
خبرآنلاین، بخشهای اصلی این سخنرانی کمتر خوانده شده را به نقل از صورتجلسه27 اسفند 1360 مجلس شورای اسلامی منتشر می کند.*باسلام و درود فراوان به ارواح طیبه شهدای عزیز اسلام در همه جبهه های نبرد حق و باطل مخصوصاً در جبهه های پرافتخار و پر شرف کشور جمهوری اسلامی و با ادای احترام به عموم ملت عزیزی و بزرگ ایران و با تشکر و سپاس از ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و برادران و خواهران نماینده که این فرصت را به بنده دادند که بتوانم دقایقی یا ساعتی را در حضور این مجلس محترم با آنها که نمایندگان و خلاصه و عصاره ملت هستند و با ملت بزرگ و پر افتخار ایران حرف بزنم .
*اول شأن نزول این دیدار و صحبت را عرض می کنم . اگر چه دیدار ما با شما به دلائلی احتیاج ندارد . حقیقت این است که اینجا خانه ملت است و من یکی از افراد ملت هستم و باید مثل همه مردم ایران بتوانم علاقه و احترام خودم را به مجلس و به نمایندگان محترم ابراز کنم و چون قانون هم اجازه می دهد که من گاهی بتوانم روبرو با شما حرف بزنم و اظهار تشکر کنم ، این کار انجام بگیرد .
*یک تمثیلی به نظرم می رسد که برای برادران روحانی کاملاً قابل فهم است . طلبه های قم وقتی که از قم می رفتند به شهرهایشان و در موطن های خودشان می ماندند و بعد که گاهی برای کاری به قم بر می گشتند حتماً هر طور بود خود را به مدرسه فیضیه می رساندند ولو نصف روز ،یک روز ، قم می ماندند نمی توانستند به مدرسه فیضیه نروند . اینجا[مجلس] در حقیقت مدرسه فیضه ما است . مجمع دوستان ، برادران و همفکران و بعلاوه مرکز امید اساسی و اصلی ملت ، امید آینده ما و انقلاب .
*خناسانی که از داخل و خارج ایران کوشش کردند وانمود کنند که انقلاب در طول این سه سال پیشرفت نداشته است و این موجب نومیدی مردم است ما می خواهیم با یک نگاه اجمالی به روند حوادق عمده کشور از آغاز انقلاب تا امروز ببینیم آیا انقلاب در جهتی که روز اول برای آن ترسیم شده بود و برای خود ترسیم کرده بود پیش رفته یا نه ؟ این بحث ، این جمع بندی به مردم امید می دهد ، مردم را از آنچه که انجام داده اند خشنود می کند و این خشنودی حق آنها است ...
*در طول این سه سال ، انقلاب ما یک حرکت تکاملی عمقی را طی کرده است ، نه فقط عقب نرفتیم ، نه فقط منحرف نشدیم ، بلکه متوقف هم نشدیم و من می خواهم بگویم حرکت انقلاب در این سه سال حتی کند هم نبوده است . ما در طول این سه سال به برکت نیروی تمام نشدنی جوشنده این ملت بقدر سالیان درازی در خط انقلاب پیش رفته ایم و این را انسان می تواند به خوبی بفهمد و خط محفوظ مانده است و راهی را که انقلاب به مردم نشان می داد در همان جهت ادامه پیدا کرده است .
* دنیا روی این شعار ضد انقلابیون خارجی که "دولت ایران و جمهوری اسلامی در این شش ماه در این یک سال ، در این سه سال سقوط خواهد کرد ، از بین خواهد رفت " چقدر تبلیغ می کند . پیشگوئی که تا حالا بارها دروغ ها در آمده و از روز اول انقلاب مرتب انجام گرفته و همیشه تخلف شده باز و هوی تکرار می شود . اخیراً باز اعلام فرموده اند که انقلاب ایران و جمهوری اسلامی در سال 1982 از بین خواهد رفت .سال قبل هم همین را می گفتند شش ماه اول هم همین را می گفتند و این دارد از بلندگوهای جهانی بخش می شود ، چرا پخش می شود ؟ برای ضد انقلاب اشاعه این فکر بسیار مفید است . اگر فرض کنند که در داخل هم اثر نمی بخشد حداقل ملتهای دیگر و چشمهای نگران این انقلاب را مأیوس می کنند. لذا ما خیلی لازم است که بحث کنیم و ثابت کنیم که نه ، اینجور نیست .انقلاب پیش رفته و در یک شتاب قابل توجه و شاید در مواردی معجزه آسا باز هم دارد پیش می رود .
* در مورد مسائل اقتصادی اعتقاد ما این است که از لحظه پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت تا امروز سیر حرکت اقتصاد این مملکت یک سیر تکاملی و صعودی بوده است . البته اینجا ، جای اعداد و ارقام نیست که بحث اعداد و ارقام ماهیتاً با این بحث جدا است و کار من هم نیست . بحث ما نشان دادن خط کلی حرکت اقتصادی در این کشور است .
اولاً من اشاره می کنم به وضع نابسامان اقتصادمان در پیش از پیروزی انقلاب . منظورم از نابسامانی وضع اقتصادی ، وابستگی ، عدم استقلال ، ناظر نبودن به منافع ملی ، عدم توجه به هدفهای صحیح توسعه اقتصادی است .
من در ذهنم این جور ترسیم می کنم .تغییر و تحول وضع اقصادی پیش از انقلاب و بعد از انقلاب را که یک قطاری در یک جهتی دارد حرکت می کند ما می خواهیم سرقطار را برگردانیم و در یک جهت دیگری حرکت کنیم .مجبوریم از سرعت این قطار بکاهیم ،آنرا متوقف کنیم بعد جهت صحیح را اتخاذ کنیم و حرکت را آرام آرام آغاز کنیم و به تدریج به شتاب معقول برسیم . در مورد وضع اقتصادی ما تحقیقاً مسأله به این کیفیت است.
جهت اقتصاد کشور ایران قبل از انقلاب 180 درجه با جهت اقتصاد بعد از انقلاب فرق دارد . امروز شما به مستضعفان می اندیشید. به انطباق با احکام اسلامی می اندیشید ، به عمومی بودن منافع اقتصادی می اندیشید و آن روز دقیقاً به ضد اینها اندیشیده می شد .گاهی یک طرح اقتصادی فقط برای یک نفر انجام می گرفت ، نمی گوئیم برای یک طبقه یا یک گاهی حتی یک نفر ، منافعش ایجاب می کرد که فلان طرح عمده و بزرگ در این کشور با سرمایه گذای کلانی انجام بگیرد . آنچه مطرح نبود محرومان ، دورافتادگان استانهای فقیر ، استانهای مرزی ، مردم محروم شهرها و روستاها و از این قبیل چیزها بود .
سیاستهائی اقتصاد کشور را در دست داشت که صددرصد ضد اسلامی و ضد مردمی بود. شما آن وضعیت را می خواهید به وضعیت کنونی تغییر بدهید. این کاری است که با یک حرکت سریع انجام نمی پذیرد. البته ملت آن حرکت را با سرعت شگفت آوری کند کرد که به آن زودی هم قابل کند کردن نمی نمود .اما ملت ما کرد و انقلاب این معجزه را انجام داد. لکن برگرداندن سر این قطار به سمت صحیح یک حرکت اقتصادی کار بسیاری دشوار است .آن روز وابستگی اقتصاد ما تا آنجا بود که گاهی سیصد چهارصد سرمایه دار عمده آمریکائی یک هواپیمائی در بست می گرفتند می آمدند ایران و هر کدام از آنها یک بخش عطیم اقتصادی را اینجا انتخاب می کردند و رویش سرمایه گذاری می کردند.
یادمان بیاید شهادت مرحوم آیت الله سعیدی رضوان الله تعالی علیه که در اعتراض به یکی از همین سرمایه گذاریها بود و آن شهید بخاطر آن جانش را داد .
بعد از انقلاب اولین حادثه ای که واقع شد رکود اقتصادی تولید ما بود . کارخانجات کشور در هر جا که بود در اول انقلاب به رکود کشیده شد. سطح تولید به میزان بسیار زیادی پائین افتاد .چندماه بعد در شورای انقلاب لایحه ملی شدن کارخانجات بزرگ وابسته به طواغیت و مستکبران تصویب شد . این البته یک قدم بزرگ لکن به نوبه خود مشکلات زیادی را برای دولت بوجود می آورد. صاحبان صنایع گریخته بودند .مدیران کار کشته و مجربی که برای خودشان کار می کردند و یقیناً اگر می ماندند جز خیانت کاری نمی کردند در رأس این کاخانه ها نبودند .از طرفی قرضهای سنگین این کارخانه ها به دوش دولت افتاد .عده ای از مدیرانی که هنوز در رأس کارخانه های بودند به کارشکنی پرداختند. در نیمسال اول یا حتی در سراسر سال 58 ما از اینگونه حوادث زیاد داشتیم .مدیرانی که واحدهای تولیدی زیردست خودشان را با بهانه های گوناگونی به فلج و تعطیل و رکود می کشاندند .
از طرفی عوامل نفوذی و دستهای خائن با تبلیغات سوء در سطح کارخانجات و با القاء شعارهای پوچ و دروغین کارخانه را به تعطیل تهدید میکردند . از طرفی هنوز فرهنگ مصرف بر مردم حاکم بود . بعد از شور و هیجان اولیه پیروزی انقلاب و آن ایثارها و گذشتها و اتفاقها ، هنوز این فرهنگ در ذهنها و در عمل مردم ریشه کن نشده بود و این به نوبه خود مشکلات بزرگی را بوجود می آورد . مدیران دلوتی که در راس واحدهای تولیدی گذاشته شده بودند بسیاری ناوارد و بی تجربه بودند . مواد اولیه و کمبود قطعات یدکی مشکل بزرگی را بوجود می آورد. مخصوصاً در دوران محاصره اقتصادی ، مجموعه این نابسامانیها و فشارها که طبیعتاً وضع نابسامان و فلج اقتصادی را در کشور بدنبال خودباید می داشت موجب شد که اولین شکوفه های مقاومت در مقابل این فشارها که عموماً یا غالباً از طرف دشمنان هدایت می شد جوانه بزند و از طرفی جوانان و صنعتگران و بسیاری از کارگران روی به خلاقیت و ابتکار بیاورند . از طرفی عوامل نفوذی در کارگاهها و واحدهای تولیدی بتدریج به وسیله عناصر مؤمن افشاء بشوند . یا در القائات عمومی و مجامعی که بوسیله سخنرانان دلسوز هدایت می شد . خطر آنها به مردم تذکر داده بشود .
با بوجود آمدن جنگ تحمیلی هیجان تولید در میان کارکنان و عامه مردم بوجود آمد. بسیاری از قطعات یدکی ظریف و دور از دسترس ذهن قبلی مردم ما به وسیله جوانان و صنعتگران ما ساخته شد . حتی قطعاتی از هواپیماها و وسائل نظامی .
یک قلم در حدود پانصد قطعه از لوازم یدکی ماشین آلات و لوکوموتیو بوسیله بچه های خودمان ، جوانان خودمان ساخته شد ، این یکی از نمونه ها است و از این قبیل در بخشهای مختلف ، چه صنایع دفاعی و چه غیر آنها وجود دارد .
قبل از انقلاب دهها هزار مستشار در بخشهای گوناگون تولیدی این مملکت مشغول کار بودند . بدون استثناء همه آنها رفتند و من از فرصت استفاده می کنم شایعات دروغی را که بلندگوهای صهیونیستی و استکباری حتی نسبت وجود مستشاران نظامی در ایران پخش می کنند تکذیب می کنم . ما هیچ مستشار نظامی و غیر نظامی در بخشهای مهم صنعتی نداریم . سه هزار تکنیسین و مهندس سطح بالای آمریکائی ( در حدود سه هزار ) فقط در شرکت صنایع الکترونیک ما کار می کردند و بعد از انقلاب همه اینها رفتند و اینها تقریباً پنجاه درصد کارکنان و کارمندان آن واحد بزرگ صنعتی بودند .
حتی لوازمی ، دستگاههائی در ایران بعد از انقلاب در طول این ماهها ، بخصوص بعد از جنگ راه اندازی شد و بکار افتاد که در دوران پیش از انقلاب کارشناسان آمریکائی هم به سهولت از عهده راه اندازی آنها بر نمی آمدند . البته بعضی از این دستگاهها جزو رده های سری است که بایستی اظهار نشود . من بعضی از اینها را الان در ذهنم دارم . دستگاههائی ما داریم که آمریکائیها حتی راحت نمی توانستند اینها را به راه بیندازند . الان جوانان خود ما ، بچه های شما دارند اینها را راه می اندازند . و از اینها استفاده می شود یا بزودی در بعضی از بخشها ان شاء الله خواهد شد.
*شما می بینید که در این بخش یعنی در این بدنه کار اقتصادی ،ما از اول انقلاب تا حالا چقدر جلو آمده ایم . از طرف دیگر بعد از روزمرگی اولین ماههای انقلاب که تا بعد از آن اولین ماهها هم تا حدود زیادی ادامه داشت ، کشور به لزوم و ضرورت برنامه ریزی رسید . و امروز دولت کنونی که مسولیت را بعده دارد مهمترین وظیفه خودش را برنامه ریزی می داند و این کار را با جدیت دارد دنبال میکند . و باید بگویم که برنامه ریزی جزو جدیدترین کارها در این مملکت است . سازمان برنامه قبل از انقلاب در حقیقت سازمان برنامه و بودجه نبود . یک صورت بود . فقط منتظر بودند که برنامه های اصولی و خطوط کلی از خارج به آنها القاء بشود . اگر این کار هم نمی شد امکان اینکه آنها آن ایادی ، آن عوامل بتوانند یک برنامه ریزی صحیح در این مملکت بکنند ، نداشتند .
*برنامه ریزی صحیح اولاً اطلاع از امکانات می خواهد. ثانیا اتکاء به عوامل امین لازم دارد . هیچ کدام از اینها را سازمان برنامه قبل از انقلاب نداشت . امروز ما به برکت حمایت این ملت بزرگ هر دو را داریم . هم می توانیم از امکانات بخوبی مطلع بشویم . هم می توانیم به نیروهای کارآمد و فعال که در خدمت انقلاب صادقانه قرار می گیرند استفاده کنیم و متکی باشیم برنامه ریزی دقیق و زمان بندی شده برای آینده و طرح برنامه های میان مدت و دراز مدت جزو خصوصیات اخیر است . از چیزهائی است که ما چند ماه است به آن رسیده ایم . به این ترتیب طبیعی است اگر ما احساس کنیم که سقف تولید روز بروز بالاتر خواهد رفت و ما می توانیم ابتداءدر امور تغذیه عمومی و سپس در بقیه بخشهای دیگر به خود کفایی نسبی ابتدائا و سپس به خودکفائی تدریجا کامل دست پیدا کنیم . این چیزی است که گذشته نوید آن را برای آینده به ما می دهد .
*البته از جمله سیاستهای کنونی دولت یکی هم هدایت سرمایه ها به کار تولید است و این کاری است که امیدواریم با هماهنگی میان مجلس محترم و دولت اینکار انجام بگیرد . این از اساسی ترین کارهائی است که می تواند انجام بگیرد و من امیدوارم .
* برخورد مجلس با لایحه بودجه امیدوار کننده و خوشحال کننده بود . زیرا برخوردی بود حاکی از اولاً استحکام موضع اسلامی و دقت ثانیاً وسعت نظر و شرح صدر ، این دو رکن اساسی برای گذارندن قوانین کشور در بحث طولانی و پرتلاش لایحه بودجه بخوبی محسوس بود . که بنده که مسائل مجلش را تعقیب می کردم بخوبی این را احساس می کردم و این نه فقط به مجلس بلکه به ملت و به خود ما جای تبریک دارد .
امیدواریم که با همین روحیه با بلند نظری با شرح صدر و ضمناً با دقت و پیگیری این مسائل اساسی را که از جمله همین هدایت سرمایه ها در امر تولید است که یقیناً متوقع و محتاج به طرح لوایح و قوانینی هست ، تعقیب کنید .
* ما [در مسائل اقتصادی]از هیچ الگوئی هم پیروی نکردیم ،از هیچ قدرت بزرگ و کوچکی هم کمک نگرفتیم. اگر ما نه شرقی و نه غربی نبودیم ،یا فقط "نه غربی "بودیم یا فقط" نه شرقی" بودیم ،یقیناً سیل کمکهای علمی ،فنی ، تکنیکی و کمک های گوناگون مادی به طرف ما بعد از انقلاب سرایز می شد . ما از هیج جا کمک نگرفتیم و از اغلب جاها کارشکنی دریافت کردیم . در عین حال این ملت این حرکت را کرده است . این افتخار مال این ملت است . مال هیچ فردی ، هیچ دولتی از این دولتهائی که در طول این سه سال روی کار آمدند نیست. این افتخار مال این ملت است و بهتر بگویم این افتخار مال انقلاب و مال اسلام است . اسلام بود که ما را در این جهت حرکت داد و این ملت را اینطور هدایت کرد و توکل ما به خدا بود که ما از همه غیر خدا بی نیاز کرد .
* ما امروز بعد از سه سال در باب حرکت اقتصادی جامعه احساس میکنیم یک سیر معقول و قابل قبول داشتیم . باز هم داریم فکر می کنیم باز هم از صاحبان فکر کمک می گیریم . باز هم از تجربیات این سه سالمان استفاده می کنیم . باز هم ملت را تشویق میکنیم به هر چه بیشتر حرکت کردن ، خلاقیت نشان دادن ، ابتکار به خرج دادن و در راه یک اقتصاد سالم و صحیح سرمایه گذاریهای معنوی و مادی کردن و ان شاء الله این حرکت اقتصادی را به تکامل خودش خواهیم رساند .
* ما در باب اقتصاد هیچ نگرانی برای آینده نداریم . من الان خودم از روزهای اول قبول این مسئولیت یعنی از حدود اواسط مهرماه تا امروز وضع اقتصادی کشور را بسیار بهتر می دانم و می بینم . وضع ذخایر ارزی ما ، وضع تولید داخلی ما ، وضع مبادلات صحیح بازرگانی ما ،بخشهای گوناگونی که اقتصاد ما را تشکیل میدهد ، از چندماه پیش به اینطرف به صورت محسوسی [بهبود]پیدا کرده است به برکت انقلاب به برکت حضور مردم در صحنه . به برکت وجود دلسوزان و افراد مؤمن و صادقی که شب روزشان را در این راه گذاشته اند و دارند کار می کنند و البته به برکت لطف پروردگار .
*اما مسأله اخلاق و معنویت . در این مورد باز ما از اول انقلاب تا امروز پیشرفت داشتیم . در مجموع که بنده نگاه می کنم این پیشرفت بنده را راضی نمی کند . قانع نمی کند . اما این احساس را در من بوجود می اورد که انقلاب ما که با نام خدا و با کمک خدا آغاز شده بود و به پیروزی رسیده از معنویت و اخلاق جدا نشد بلکه ارتباط و اتصالش با معنویت و اخلاق بیشتر شد و تا امروز روز افزون بوده است .می دانید بعد از پیروزی انقلاب کسانیکه برای این معنویات کمترین نقشی در یک چنین حرکتها و یک چنین پیروزیهایی قائل نیستند با آزادی شروع کردند ، گفتند و نوشتند و تبلیغات و جار و جنجال راه انداختند . خود پیروزی هم همیشه این خطر را دارد که انسان را از خدا از اخلاق ، از معنویت جدا کند . در مورد رسول اکرم که بزرگترین انسان تاریخ انسانیت است ، خدای متعال به او توصیه می کند و معلوم می شود که پیغمبر به این نصیحت احتیاج دارد . یعنی بعد از نصرت خدائی و هجوم مردم به طرف آن جناح پیروز شده بسیار خطر به خود و به من جذب شدن و از خدا و از معنویات دور ماندن زیاد است و انسان باید در آنجا خودش را با تلاش ، با مجاهدت به معنویات وبه روح خدائی پیوسته و وابسته کند. در اولین سخنرانی که امام وقتی وارد قم شدند ایراد کردند . این جملات را گفتند ، خطاب به طلاب گفتند تقوا را تقوا را تقوا را نصب العین خود قرار دهید . یک مجاهد با نفس می تواند بر یک ملتی مسلط شود » این حرف آن انسانی است که در یک نیمه شبی از شهر قم از خانه اش او را ربودند و چهارده سال در غربت و تبعیدگاه نگهداشتند و امروز با پیروزی کامل ، با قدرت مادی و معنوی که با اشاره او ملت حرکت می کند ، برگشته است و همان دستانی که این اهانت و این زحمت را برای او فراهم کرده بودند ،محکوم حکم او هستند . هر انسانی اینجا بایستی مغرور شود ، معجب بشود و امام با این نفس ، با این روحیه حرف می زند ،روحیه گرایش به خدا و گرایش به تقوا ، این اولین گل معنویت است که در انقلاب ما به صورت مشخصی می شکفد...
*اوائل انقلاب مساجد خلوت شد . امام گفتند که مساجد سنگر است ، سنگرها را پر کنید مساجد پر شد . نماز جمعه به عنوان بزرگترین نمودار حضور معنوی انسانها در صحنه مجاهدت و فداکاری اسلامی تشکیل شد ...
نماز جمعه یک کلاسی است که هر هفته تشکیل می شود یا میلیونها مستمع . نماز جمعه تهران با صدها هزار نفر و گاهی با بیش از یک میلیون نمازگزار و مستمعان آن در سطح کشور چند میلیون انسان و مرحوم آیت الله طالقانی که بایستی کوشش ایشان و یاد ایشان را به مناسبت نماز جمعه گرامی بداریم اولین کسی بود که این کلاس را در تهران شروع کرد و امروز شما ببینید نماز جمعه چه نقشی دارد . نه فقط در داخل کشور ، در خارج کشور ، سیاست تاریخ ، تحلیل و تشریح اوضاع کشور و اوضع جهان اسلام و همه در سایه تقوا ، در سایه معنویت ، در سایه توجه به خدا و با توصیه به تقوا. این همان رشد کیفی و کمی معنویت در ایران انقلابی است . می بینید که انقلاب در این جهت هم پیش رفته است . نماز جمعه امروز از نماز پارسال بهتر است و این یک حرکت تکاملی است . این شادی آفرین است
* فرهنگ ایثار و فداکاری امروز در این مملکت هیچوقت در تاریخ این کشور سابقه نداشته است . چند روز قبل از این رئیس بنیاد شهید استان خراسان به من می گفت که ما خانواده پنج شهیدی هم پیدا کرده ایم . یعنی خانواده ای داریم که پنج شهید داده است . برای بعضی از برادران بنیاد شهید من این را نقل کردم ، یکی از برادرها گفت در اصفهان خانواده ای را داریم که هفت پسرشان شهید شده اند . سه دامادشان هم شهید شده اند و پدر این خانواده ، خانه خودش را در اصفهان فروخته است و به پشت جبهه رفته مشغول کار است . هم خدمت به جبهه می کند ، هم پولش در خدمت جبهه است . شما این را در کجا پیدا می کنید ؟ اصلاً نقل چنین چیزی را در کجای تاریخ ما می شود پیدا کرد ؟ و ما این را اول انقلاب نداشتیم . ما بعد از اینکه انقلاب پیروز شد و شور و هیجان اولیه یک مقدری فروکش کرد شاهد اقبال طبقه متوسط و به رفاه و اقبال طبقه پائین به طلب و توقع بودیم . امروز نه آن متوقع ها توقع می کنند و نه آن متوسطها به رفاه خودشان اهمیتی می دهند . یعنی انقلابی که حدس زده می شد که از خطر معنویت دور بیافتد با لااقل متوقف بشود یا عقب گرد کند امروز می بینیم که در خط معنویت از روز اول پیروزی انقلاب پیش تر و جلوتر و موفق تر است در این قسمت هم ما موفقیت داشته ایم آینده برای ما آینده امید بخشی است . البته هیچیک از این چیزها چیزهائی نیست که اگر همینطور بگذاریم بماند ، بماند . تلاش لازم دارد مجاهدت می خواهد ، با مجاهدت فداکاران این ملت تا اینجا رسیده ایم و با مجاهدت فداکاران ملت از این جلو تر خواهیم رفت و بهتر هم خواهیم شد .
*موضوع بعدی که می خواهم مطرح کنم بحث دستگاه اداری ما است . بسیار ایراد می شود که ما از لحاظ دستگاه اداری در ضعف و نقص و ناتوانی و احیاناً فساد هستیم و این بسیاری را مأیوس می کند . بنده به هیچ وجه در صدد نیستم که دستگاه اداری مان را در بیان، تهذیب و توجیه بکنم و بگویم که هیچ نقصی ندارد . همه می دانیم که عیبهائی وجود دارد . آنچه برای من در اینجا مطرح است این است که نشان بدهم وضع دستگاه اداری ما از اول انقلاب تا حالا بهتر شده ، ما این را می خواهیم در جهت درست با حرکت معقول ، با شتاب معقول پیش ببریم... در این مورد هم باز بایستی روبیاوریم به مجلس و به دولت متفقاً که باید شکل نهائی سیستم اداره کننده این کشور به کمک قوه مقننه و قوه مجریه تنظیم وترسیم بشود . ما هنوز آن شکل لازم را نمی شناسیم . اما همین که هست بسیار بهتر شده ، عیوبش تا حد زیادی کم شده و به طرف تکامل پیش رفته است.
*در اول انقلاب دستگاه اداری ما متلاشی شد . چیزی به نام وزارتخانه و اداره در حقیقت در اوایل انقلاب وجود نداشت .در زمان دولت موقت و شورای انقلاب یک جذب انجام گرفت . طرز فکر دولت موقت ، طرز فکر دفع نبود طرز فکر جذب بود . معتقد بود که اینها رویشان سرمایه گذاری شده ،پول و وقت زیادی از این مملکت صرف تخصص های اینها شده است. این یک ماشین عظیم انسانی است و عاقلانه نیست که آن راکنار بگذاریم و باید از این استفاده کرد . البته من اینجا تأیید می کنم ، گاهی ما راجع به دولت موقت صحبت می کنیم ،احیاناً نقص هائی را هم ذکر می کنیم . این را من الان به شما ، به همه ملت اعلام می کنم این به معنای خدشه در حسن نیت اکثریت اعضای دولت موقت نیست . این اعتقاد من است . ما اغلب افراد دولت موقت را دارای حسن نیت می دانیم . بنده شخصاً و شاید بعضی دیگر از برادرانی که آن زمان ما با هم کار می کردیم به هیچ وجه سوء نیت نبود، سلیقه و عقیده بود . اعتقاد این بود که باید این دستگاه اداری را نگهداشت .
در باره باکسازی هم صحبت می شد اما آنچه که انجام می گرفت یا حتی بحث می شد قبل از انجام ، چیزی نبود که در شکل کلی تشکیلات اداری فلج یا کم کار آن روز بتواند تغییر اساسی بوجود بیاورد . ادارات در آن وضعیت ماههای اول تبدیل شد به مرکزی برای اشاعه شایعات دروغ و بیکاری و کم کاری .
همان وقت من یادم است سخنگوی دولت موقت در تلویزیون گفت که « این کسانیکه در ادارات می آیند و می نشینند چای می خورند ، سیگار می کشند و غیبت می کنند و دروغ می گویند و شایعه پراکنی می کنند خوب است حقوقشان را بگیرند و اداره نیایند . ما نمی خواهیم حقوق اینها را ندهیم .پول بگیرند لطف کنند در اداره شرکت نکنند » وضع ادارات اینجوری بود . در حقیقت، انقلاب در ارکان دستگاههای اداری دولت جذب نشده بود و به خورد دستگاههای اداری دولت نرفته بود . البته بسیاری از برادران و خواهران کارمند اداری جزو آحاد مردم هستند و در اصل انقلاب و در تکمیل انقلاب نقش داشته اند .در این شکی نیست . اما کلاً این مجموعه این سیستم یک چنین حالتی داشت . ای بسا کسانی که شایعه پراکنی می کردند اقلیت هم بودند ،نمی خواهم یگوئیم اکثریت بودند ، اما مجموعاً وضع کلی ادارات یک چنین چهره ای را نشان می داد . بعد پاکسازی مطرح شد یعنی وضعیت اینقدر به همه مسئولان فشار آورد که مجبور شدند مسأله پاکسازی را مطرح کنند .
پاکسازی انجام گرفت که من حالا نمی خواهم تفصیلات آن را بگویم . جزو خاطرات بسیار شنیدنی ما است در این زمینه که پاکسازی لایحه اول چگونه شده و عمل دوم چگونه ؟در مرحله اول ، پاکسازی در حقیقت پاکسازی نبود ، تصفیه نبود ،یک چیز خیلی رقیق کم رنگی بود . بعد در مرحله دوم کسانی متصدی پاکسازی شدند که تحقیقاً در حسن نیت اینها شک بود ، اگر نگوئیم در سوءنیتشان ، یقین بود . افرادی مشغول پاکسازی شدند که سعی داشتند در ناراضی تراشی و حتی در موارد زیادی عناصر مؤمن و مخلص را کنار گذاشتن و عناصر نایاب را در ادارات حفظ کردن .
در آن مدت، هم جذب های بی رویه و هم دفع های بی رویه انجام گرفت و یکی از خطرناکترین رفتارهادر مقابله با دستگاههای دولتی همین است ، جذب بی رویه و دفع بی رویه و بدون منطق . و من از فرصت استفاده میکنم در اینجا همه کسانی که مسئول پاکسازی در کلیه دستگاه ادارات دولتی هستند اعلام میکنم ، سعی کنند از معیارهای حقیقی و درست تخطی نکنند . این برای ما غیر قابل تحمل است ،بهانه گیری نکنند برای کنار گذاشتن افراد ، جذبهای نادرست همانقدر غلط است که دفعهای نادرست .
روزگاری بر این مملکت گذشت ، فتنه ای در این مملکت بوجود آمد ،[منظور، فتنه بنی صدر است]عده زیادی هم در این فتنه لغرش پیدا کردند .امروز روزی نیست که ما روی این لغزش خیلی تکیه کنیم . و من این نصیحت برادرانه را به آحاد ملت هم می کنم . دیده می شود در بعضی از شهرها در تهران ، در جاهای دیگر کسانی را فقط به این جرم که روزی با فلان مسئول کشور که امروز خیانت او بر همه مسلم است اینها ارتباط داشته اند ، با او دوست بوده اند ،نسبت به او علاقه مند بوده اند ، برای او کار کرده اند . مادامی که خیانت واضحی از این افراد سرنزده باشد ، من به آحاد مردم نصحیت می کنم و سفارش می کنم که اینها را مورد تعقیب قرار ندهند .بهترین و بارزترین مورد عفو اینجا است . شاید بشود گفت بعضی در باره شان عفو هم صدق نمی کند چون گناهی نکرده اند .یک اشتباهی کرده اند ، خطای در تطبیق. یک نفری را خیال می کردند مورد حمایت امام است و از او حمایت می کردند .
امروز بر آنها و بر غیر آنها ثابت شده که آن شخص مورد حمایت امام نیست و مورد خشم امام است . آنها هم مثل دیگر مردم برگشتند . چرا اینها را تعقیب کنیم ؟ البته من میدانم هوشیارترین ، هوشمندترین افراد این جامعه و افراد منصف و مؤمن روی این مسائل خیلی تکیه نمی کنند . اما بعضی ها هستند هنوز دچار یک اشتباهی هستند . من به همه کسانیکه در پاکسازی ها هستند ، به آحاد مردم برادرانی که در قوه قضائیه هستند خواهش میکنم ، تقاضا میکنم آن کسانی را که جرم آنها فقط طرفداری از بنی صدر در یک روز از روزگار هست اینها را جرم نشناسند ، اینها را مشتبه بدانند . هر آدم مشتبهی قابل اغماض و عفو است . بنابراین دردستگاههای اداری که یکی از مصادیق این توصیه و نصیحت عام من هست بایستی جذبهای بی ملاک و دفع های بی ملاک انجام نگیرد .
یکی از برادران تذکر دادندکه اغماض از لغزش افراد ضمناً نباید به این معنا نیز باشد که به آنان پستهای مهم و مثلاً کلیدی داده بشود . باید دید طرف چه کسی است ؟ لغزش او چه بوده و در چه حد بوده ؟ کافی نیست که یک نفر را مجرم کند. این را من دارم می گویم و روی این استدلال میکنم و ثابت می کنم . البته گمان نمی کنم کسی از برادران در این مجلس با این مسأله مخالف باشد و در سطح عموم ملت هم مسأله همینجور است . البته چون بعضی ها گوشه کنار گاهی احساس می شود مردم روی تعصب روی علاقه روی محبتی که به خط امام دارند و روی بغضی که نسبت به آن فراری های خائن و خبیث دارند هنوز همچنان یک احساسات منفی و مخالفی با اینگونه افراد دارند . بنظر من نداشته باشند. امروز ، روز وحدت است ، امروز روزی است که همه نیروهای ملت که خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاقشان در خط امام هستند باید گذشته ها را فراموش کنند و دست در دست هم پیش برویم .
امروز احتیاج به تحرک ، به تلاش و به فعالیت داریم . در تجمع مردم مشاهده کرده اید که این مردم چقدر با هم مجتمع هستند. حیف است که ما این وحدت را ، این اجتماع عظیم را به بهانه های گوناگونی بشکنیم .
امروز لایحه بازسازی نیروی انسانی که در مجلس هم تصویب شده و به دولت هم ابلاغ شده و امید این است که ان شاء الله بزودی با تهیه مقدمات آن در کل وزارتخانه ها بکار بیفتد . امید این داریم که دستگاه اداری اگر سیستم کلی اش هم عوض نشود (که البته با چنین لایحه هائی سیستم کلی دستگاه اداری عوض نمی شود )اما اشکالاتش به میزان زیادی برطرف بشود ...
*موضوع بعدی که فکر میکنم بایستی صحبت را به پایانش نزدیک کنم ، اشاره ای به وضع جوانان و زنان است . جوانان ما در آغاز انقلاب ،بعد از آن شور و هیجان اولیه دچار دو ، سه آفت بزرگ شدند . یکی بیکاری بود . به دنبال بیکاری آفت های دیگری پیش آمد ، از جمله اعتیاد . در آن ماههای اول انقلاب اعتیاد بصورت یک بلای مهیب در کشور ظاهر شد .
ضایعهدیگری که براساس بیکاری و همچنین براثر عوامل دیگری بوجود آمد سوء استفاده گروهها و گروهکها از نیروها و عناصر جوان بود . جوان حالت استقلال طلبانه دارد ،بخصوص نوجوان اینجور است . روانشناسی جوان به ما یاد می دهد که جوان و نوجوان مایل است حرکتی انجام بدهد که قدرت و نیرومندی و استقلال او را نشان بدهد و گروهکها از این روحیه و از این روانشناسی حداکثر استفاده موذیانه را کردند . این که یک بچه یازده ساله گاهی در مقابل یک ملت می ایستد ،این از این روحیه سرچشمه می گیرد .
اینها ضایعاتی بود که برای جوانان ما در آن اوایل انقلاب پیش آمد . اگر قرار بود ما آن سیر نزولی و انحطاط را پیش می رفتیم امروز بایستی ما چیزی به نام جوان با خصوصیات و ویژگیهای امیدبخش در این مملکت نداشته باشیم . اما امروز شما می بینید که مسأله صد در صد بر خلاف این است . امروز علیرغم آن تلاشها در زمینه معتاد کردن بچه ها ، روی آوردن آنها به فساد ، کشاندن آنها به فساد و به مواد مخدر و علیرغم تلاش گروهکها برای جذب جوانها امروز میلیونها جوان ایرانی در جبهه گسترده جنگ علیه باطل با همه قدرت ایستاده اند و دارند می جنگند .صدها هزار نفر از آنها در جبهه ها و در سپاه و در جهاد هستند و این همه جوان کارآمد و فداکار و مجرب در کاری که بعهده گرفته اند به نسبت نمی شود در هیچ جا پیدا کرد . که اینها همه برای خاطر مصالح جامعه و مصالح انقلاب و مصالح آن ایمان و عشقی که بر دل آنها حاکم است ( یعنی اسلام ) دارند حرکت می کنند . و امام امت خیلی خوب تشخیص داده اند که بر روی مسائل جوانان و نوجوانان از آغاز تا امروز تکیه موکد داشته اند .
با مواد مخدر مقابله جدی شد ،افشاگری در مورد گروهکها به نتایج مفیدی رسید ، تربیت فکری و معنوی از سوی ارگانهای مختلف تربیتی روی جوانها آثار بسیار جالبی گذاشت . جوانهائی که در اول انقلاب فقط لوحهای ساده و دلهای پرشوری بیش نبودند . امروز شما می بینید در ارگانهای گوناگون انقلابی ، حتی در مجلس شورای اسلامی افرادی از آنها خط دهنده به کشور ، حل کننده مسائل بزرگ . تدبیر اندیشند . اوضاع یک کشور و یک ملت بحساب می آیند . ما پیش رفتیم ، این همه جوان مسئول از سطح وزارت تا سطوح گوناگون کارهای ساده و بسیط کمتر جائی می شود پیدا کرد . من گمان می کنم کابینه ای به این جوانی و مدیران و معاونانی به این جوانی در دنیا کم نظیر است . ما به جوانان بها دادیم یعنی انقلاب ما بها داد و انقلاب ما توانست این جوانان را بسازد این وزارتخانه دارد کار می کند ،دارد تلاش می کند ، دارد پیش می رود دارد موفق می شود . به دست چه کسی ؟ با طراحی چه کسی ؟ با طراحی جوانها. این سخن به معنای استغنای از تجربه پیران کار کشته نیست و این تفکر غلط است که جایی که جوانها هستند پیرها نباید باشند ، نه تلفیق تجربه پیران و نیروهای جوشنده و مبتکر جوانان با فضیلت ترین تلفیق نیروهای انسانی است و این کار دارد در کشور ما انجام می گیرد و این به برکت این است که جوانهای ما توانسته اند خودشان را در سطح مورد نظر برسانند و پیش بروند . بنابراین ما در مسأله جوانان موفقیت داشته ایم .
*یکجمله هم در مورد زنان . زنان البته این نشیب و فراز جوانان را در طول انقلاب نداشته اند .خوشبختانه ما از لحاظ نقش زن در جامعه بسیار سربلند و مفتخر هستیم چه پیش از انقلاب و چه در آغاز پیروزی انقلاب و چه در طول این سه سال ، هیچ چیزی که نشان بدهد وضع زنان در این کشور دچار اضطراب و لغزش شده مشاهده نمی شود . و زنان این حرکت تکاملی را از اول تا امروز پیش رفته اند . و یک نمونه عظیم از رشد روحی و اجتماعی و انقلابی زنان همین شهادت طلبی های آنها نسبت به فرزندانشان است . چیزهائی که ما در تاریخ می خواندیم ، می شنیدیم ، تعجب می کردیم شاید به دلمان درست باور هم نمی کردیم و اگر باور کردیم برایمان شگفت آور بود. امروز صدها ، و هزارها هزارها نمونه اش را داریم در مقابل چشمان می بینیم . مادران فداکار و با گذشت انواع و اقسام گذشتها ،گذشت از فرزند بمعنای دادن او به جبهه جنگ و گذشت از فرزند منحرف بمعنای دور انداختن او مانند دانه خرمائی که انسان از دهانش در می آورد و دور می اندازد . یک چنین گذشتی را هم ما از مادرهای خودمان دیدیم . این پیشرفت زنان ما است . پس ما از لحاظ مسأله زمان از اول انقلاب تا حالا پیشرفت داشته ایم و این روند ادامه پیدا خواهد کرد . آنجوری که من دارم احساس می کنم ، آن شکلی که من دارم می بینم و نمونه های فراوانش را هر روز مشاهده میکنم ما از لحاظ نسل آینده با یک چنین زنان مؤمن و طاهر و قهرمانی باید خیالمان راحت باشد . اولین کلاس سازنده نسل آینده ما یعنی دامان این زنها . بهترین ، بالاترین و پر محتواترین کلاس است . امروز دیگر فقط این نیست که زنها بیایند شعار بدهند یا الله اکبر بگویند .نه ، با منطق ، با استدلال ، موضع خودشان را می فهمند و بر آن پافشاری میکنند و آن را حفظ می کنند ...
1717





نظر شما