نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» از نظر بحث‌های حاشیه‌ای که پیرامونش شکل گرفت خبرساز‌ترین و به لحاظ اجرا متفاوت‌ترین نمایش سال‌های اخیر ایران به شمار می‌آید.

مهدی یاورمنش: دور یک میز می‌نشینیم؛ در کافی شاپ تماشاخانه ایرانشهر. سیامک انصاری، برزو ارجمند، رضا بهبودی(پدر ژپتو)، خسرو پسیانی(پینوکیو)، پانته‌آ پناهی‌ها(دزد دریایی)، نگار عابدی(فرشته مهربون) و امیر جنانی(پلیس) که از جمله بازیگران نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» هستند در کنار رضا حداد به عنوان کارگردان کار پاسخ گوی پرسش‌های ما می‌شوند.


«آمدیم، نبودید، رفتیم» که هر هفته 10 اجرا دارد و تماشاگران زیادی را به تماشاخانه ایرانشهر می‌کشاند، به لحاظ هنری و اجرایی متفاوت‌ترین و از نظر بحث‌های حاشیه‌ای، خبرسازترین نمایش سال‌های اخیر ایران به شمار می‌آید. هزینه بالای تولید، بازی مهناز افشار در آن که در ادامه هانیه توسلی جایش را گرفت، استفاده از جلوه‌های بصری تازه، بهره گیری از موسیقی زنده، بازخوانی یک داستان معروف و ایجاد تغییرات ریشه‌ای در آن و ... از جمله مواردی هستند که کار رضا حداد را به نمایشی بحث برانگیز تبدیل کرده است.


نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم»، روایتی متفاوت و پست مدرن از داستان آشنای پینوکیو، فرشته مهربون، روباه مکار، گربه نره و پدر ژپتو است که تا پایان اردیبهشت روی صحنه خواهد ماند.

 

 

در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» بیشتر تیپ‌سازی صورت گرفته است و کمتر در آن شاهد شخصیت‌پردازی هستیم. نظرتان در این باره چیست؟
رضا حداد: من با نظر شما موافق نیستم که این نمایش دارای شخصیت نیست. شاید چون شخصیت‌های نمایش فشرده هستند، این طور به نظر می‌آید.

 

منظورتان از فشرده بودن چیست؟
رضا حداد: در یک زمان کوتاه کل شخصیت نشان داده می‌شود.

 

در شخصیت‌پردازی تئاتر، علاوه بر ژست‌ها و رفتارهای ظاهری، سرشت، ماهیت وجودی و علت رفتارهای نقش نیز باید تشریح شود تا تماشاگر از آن درک درستی پیدا کند. اما این اتفاق در نمایش شما رخ نمی‌دهد.
رضا حداد: اتفاقاً این جا هم با شخصیت‌هایی روبرو هستیم که متوجه دلیل رفتارهای آنان می‌شویم، عقبه دارند و تا حد زیادی پی به ماهیت آنان می‌بریم. همان طور که گفتم، تنها تفاوت این است که برای معرفی شخصیت‌های این نمایش که تعدادشان زیاد است، ما زمانی فشرده در اختیار داریم و آنان باید خود را از خلال کنش‌های سریع و دیالوگ‌های کوتاه نشان دهند.

 

دیگر دوستان نظری در این باره ندارند؟
رضا بهبودی: جدا از همه این حرف‌ها، مگر تیپ سازی بد است. تیپ بازی کردن شناخت و توان بسیار بالایی می‌خواهد تا بازیگر بتواند آن را درست در بیارد. نقش‌های این نمایش یک جور تیپ – شخصیت است.
 

نگار عابدی: تیپ یا شخصیت هر کدام ارزش و جایگاه خود را دارند، البته به شرط آن که درست شکل بگیرند و در جای درست به کار گرفته شوند. من این نوع شخصیت پردازی در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» را بسیار دوست دارم.
 

سیامک انصاری: من تو این نمایش خیلی دنبال پیدا کردن فرق تیپ و کاراکتر نیفتادم، چرا که خیلی درهم و برهم است و مرزهای آن‌ها مشخص نیست. برای تماشاگری هم که در این 50 شب به سالن آمده، فناوری‌ها و تکنیک‌های جدید به کار گرفته شده بیشتر جلب نظر کرده است. در نمایش «آمدیم، نبودیم، رفتیم»، بازی‌ها، جلوه‌های تصویری، فنآوری‌های نو، اجرای موسیقی زنده، نورپردازی متفاوت و ... همه و همه دست به دست هم داده‌اند تا داستان و مضمون کار را به بیننده منتقل کنند. همه این‌ها در کنار هم نمایش را شکل داده‌اند.


به نظر می‌آید نقش‌ها را برای بازیگرانی که از قبل در نظر داشتید، نوشته‌اید. این طور است؟
رضا حداد: بله. 60 تا 70 درصد متن این طوری نوشته شد. از همان ابتدا معلوم بود که هر نقش را چه کسی بازی می‌کند و برای همین کار با توجه به شناخت قبلی از بازیگران بسته شد.

 

 

رضا حداد نمایش «آمدیم،نبودید، رفتیم» را یک کار تجربی می‌داند

 

حتی نقش پلیس که هیئتی عجیب و غریب دارد.
رضا حداد: ابتدا قرار بود پلیس را برزو ارجمند بازی کند که در تمرینات دیدیم بهتر است نقش آن جوانی که همیشه پای چت نشسته را ایفا کند. وقتی هم امیر جنانی برای بازی در این نقش انتخاب شد، آن قدر اتفاق های خوب برای این شخصیت رخ داد تا به این پختگی که می بینید، رسید.
 

امیر جنانی: در مورد شخصیت پلیس، اگرچه صورت و ظاهرش بی شک در داوری تماشاگر تاثیر می گذارد، اما مهمتر از آن، کنش ها، حرف ها و برخوردهایی است که با دیگران دارد. او مطیع محض مقام بالادست است، به همه گیر می دهد، از قدرتش سوء استفاده می کند و ... این هاست که شخصیت او را می سازد.

 

 

امیر جنانی، نقش پلیس سخت گیر اما با نمکی را در این نمایش بازی می‌کند

 

دزد دریایی نمایش تیپ سازی متفاوتی دارد و در آن بسیاری از کلیشه‌های معمول شکسته شده است. این آدم چگونه شکل گرفت؟
پانته‌آ پناهی‌ها: این شکل و شمایل دزد دریایی، از فیلم رومن پولانسکی آمد. آن کار را دیدم و دزد دریایی‌اش را تیپ سازی کردم.
 

رضا حداد: ابتدا این نقش برای ما یک تیپ بود. اما هرچه جلوتر رفتیم، دیالوگ‌هایش افزایش پیدا کرد و به شخصیت تبدیل شد.
 

رضا بهبودی: اگر چه دزد دریایی، پیجیدگی‌های روح و حرکتی ندارد و آن قدر پیرنگ محکمی ندارد، اما شخصیتی را نشان می‌دهد که متفاوت از دزدان دریایی است که تا حالا دیده‌ایم. او چیزی فراتر از تیپ است. او منش دارد و به محیط اطرافش آگاه است. جالب این که همه این وجوه شخصیتی در سه یا چهار خط دیالوگ بیان می‌شود. برای مثال او تحت فشار دست به اعتراف می‌زند و آنی می‌گوید که شوخی کرده است.
 

 

پانته آ پناهی‌ها، به خوبی در نقش یک دزد دریایی ظاهر می‌شود


اما عجیب و در عین حال جالب‌ترین نقش این نمایش که به نظر من از قالب تیپ تا حدی خارج می‌شود و شخصیت می یابد، پینوکیو است که در بازخوانی چرمشیر از داستان اصلی، این جا به شخصیتی خبیث تبدیل شده است.
خسرو پسیانی: من نظر شما را قبول ندارم که پینوکیوی این نمایش خبیث است. او تنها با تصویری که از قبل در ذهن داشته ایم، تفاوت دارد. پینوکیوی این داستان به دنبال یافتن پاسخ یک پرسش است؛ چگونه می تواند از عروسک چوبی به آدم تبدیل شود. برای همین روی مغز دیگر آدم‌ها کار می‌کند تا به این راز پی ببرد.

 

 

خسرو پسیانی در نقش پینوکیو، شخصیتی را بازی می کند که دیگر ساده دل نیست

 

اما این کارش بسیار خشن است. پینوکیوی این داستان به هیچ کس رحم نمی‌کند و حتی پری مهربان را می‌کشد. این جا روباه مکار و گربه نره، شخصیتی‌هایی ساده و دست و پا چلفتی جلوه می‌کنند که آخر سر هم قربانی می‌شوند.
خسرو پسیانی: این جا پینوکیوی نمایش مثل آن شخصیت داستانی که کارتونش را هم دیده‌ایم، گول شیطان را می‌خورد.

 

اما در آن داستان و کارتون، پینوکیو ساده و کم تجربه و حتی نادان است. اما این جا برای خودش فلسفه شخصی دارد، به سلاح اندیشه مجهز است و دستگاهی حکومتی برای خود راه انداخته است.
رضا حداد: ببینید، جهان این پینوکیوی ما هم مثل دنیای داستان اصلی و اقتباس‌های کارتونی و سینمایی آن دیگر ساده نیست. برای همین قضاوت اخلاقی هم در باره او خیلی ساده نخواهد بود. این جا با یک شخصیت پیچیده روبرو هستیم که در این وقت کم نمی‌توانیم وجوه آن را باز و تشریح کنیم و به داوری سریع برسیم.

 

در این نمایش ما قهرمان و شخصیت کاملاً مثبت نداریم. این جا از قهرمان پروری خبری نیست. حتی فرشته مهربان هم دستش به خون آغشته است. او پا در راهی می‌گذارد که با ذاتش تضاد دارد.
نگار عابدی: او می‌خواهد کنار پینوکیو باشد و از او محافظت کند.
 

خسرو پسیانی: او فرشته نگهبان پینوکیوست و وظیفه‌اش این است. از این زاویه باید او را دید.

 

 

نگار عابدی فرشته مهربون نمایش است که البته در این روایت خیلی هم مهربان نیست

 

خب این جوری می‌توان هر کار ضد اخلاقی را توجیه کرد و هیچ کس گناه کار نیست.
رضا حداد: ببینید این اختلاف نظر در تحلیل یک نمایش یا متن نشان دهنده قوت آن است. از طرف دیگر تئاتری که تجربی و کارگاهی شکل می‌گیرد، از این نظر که اجازه می‌دهد از زوایه دیدهای متفاوت و حتی متضاد با آن هم ذات پنداری کرد و همراه شد، انعطاف زیادی دارد.

اجازه بدهید از بحث شخصیت‌ها یا تیپ‌های نمایش خارج شویم و به وجوه اجرایی کار بپردازیم. این نمایش مثل دیگر کارهای گروه سایه کارگاهی شکل گرفته است. ابتدا در باره روند نهایی شدن متن توضیح دهید.

رضا حداد: متن نوشته می‌شد، تمرین می‌کردیم، اتود می‌زدیم، صیقل می‌خورد و ... همین طور پیش آمدیم تا به این شکل از اجرا رسیدیم. بازیگران هم نمایشنامه را می‌خواندند، در باره‌اش نظر می‌دادند و همه در کنار یکدیگر بودیم.

 

متن چرم شیر، فضا، رویکرد، مضمون و موضوعی کاملاً متفاوت با داستان اصلی پینوکیو دارد. بازخوانی او از یک متن قدیمی هم این بار بسیار نو و جسورانه است. فکر نکردید این برداشت متفاوت از یک داستان معروف و پذیرفته شده، مخاطب را دچار سردرگمی و دلزدگی کند.
رضا حداد: نه. در عمل هم ثابت شد که تماشاگر چقدر خوب با این بازخوانی نو ارتباط برقرار می‌کند. در این کار ما با پینوکیویی روبرو هستیم که به جای ساده لوح بودن، این بار ذهن آشفته‌اش ما را به خود جلب می‌کند.
 

رضا بهبودی: بازخوانی چرم‌شیر از داستان اصلی پینوکیو، آن را امروزی، متفاوت و چالش برانگیز کرده است. اولی اگر می‌خواهد بگوید «آدم باشیم»، این جا می‌خواهد بگوید «آدم باشید»؛ البته این را به صورت غیر مستقیم به مخاطب منتقل می‌کند از پند و نصیحت می‌پرهیزد.
نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» اخلاقیات را از دریچه انسانی تر و واقعی تر بررسی می‌کند. می‌خواهد بگوید از نظر جسمانی شکل آدم شدن با «آدم شدن» فرق دارد و این‌ها دو اتفاق جدا از هم است.

 

رضا بهبودی در نقش پدر ژپتو بازی می‌کند که این جا هم مثل داستان اصلی مهربان است


خسرو پسیانی:جسارتی که در نوشتن این متن وجود دارد، یکی از دلیل‌هایی است که هر بازیگر را به بازی کردن علاقمند می‌کند. این که در کاری بازی کنی که زاویه دیدی متفاوت با یک اثر ادبی معروف دارد و آن را بازخوانی کرده است، به تو انگیزه‌ای مضاعف می‌دهد.

 

نمایش«آمدیم، نبودید، رفتیم» با این که وجوه کمدی و خنده آور دارد، اما در نهایت به صورتی تراژیک به پایان می‌رسد. به نظر شما آیا می‌توان آن را در زمره آثار تراژی - کمدی قرار داد؟
رضا بهبودی: تمام اتفاقات این نمایش در یک موقعیت تراژیک در حال رخ دادن است. وقتی داستان دارد در شکم یک نهنگ روایت می شود، روابط، شخصیت ها و کنش ها و ... همه اگر چه به ظاهر کمیک به نظر می آیند، اما در واقع تراژیک هستند.

 

همه نقش های این نمایش، حضوری کوتاه روی صحنه دارند. این وضعیت باعث نشد تا کسی پیشنهاد بازی کردن در «آمدیم، نبودید» را رد کند.
رضا حداد: نه. همان طور که گفتم، ارائه شخصیت در یک زمان فشرده، با حضور کوتاه روی صحنه و کمترین دیالوگ، خودش یک چالش جدی است که اتفاقاً بازیگران حرفه‌ای را وسوسه می‌کند که آن را تجربه کنند. این کاری سخت است که بیشتر از نقش‌های پر دیالوگ، بازی در آن توانایی می‌خواهد.
 

نگار عابدی: من تئاتر تجربی را بسیار می‌پسندم، وقتی هم قرار شد با این گروه با کارگردانی رضا حداد کار کنم، می‌دانستم که از انجامش لذت خواهم برد. همین هم شد و دوران شیرینی را تجربه کردم. این نمایش، کاری جسورانه است که راه را برای دیگر آثار مشابه باز می‌کند.
 

رضا بهبودی: این جور کار کردن، لازمه بازی در کارهای تجربی و کارگاهی است. بازیگر چنین نمایش‌هایی، در شکل‌گیری شخصیت، شیوه ارائه آن، ارتباط با دیگران و ... نقش دارد. در این شرایط مگر می‌شود آدم از بازی کردن در یک کار با این مشخصات پرهیز کند.
 

برزو ارجمند: من که در تئاتر و البته با شدت کم تر در سینما و تلویزیون، بچه حرف گوش کن کارگردان می‌شوم. یک پیوند بین فکر و سلیقه من و کارگردان صورت می‌گیرد و بعد من بر اساس آن بازی می‌کنم. اینجا هم مختصات کار را تشیخص دادم، پذیرفتم و بر اساس آن بازی کردم.

 

برزو ارجمند در این نمایش نقش جوانی را بازی می‌کند که همیشه در حال چت کردن است


پانته‌آ پناهی‌ها: در این کار، ما همه یک جزئی از کل هستیم. هرکدام از ما مثل پیچی کوچولو عمل می‌کند که سر آخر ماشینی بزرگ را به حرکت در می‌آورد. هماهنگی در کارهای تجربی و کارگاهی یک اصل است.


سیامک انصاری: برای آن که بدانید چقدر در این کار با هم همفکری و همکاری داشته‌ایم تا اجرای خوبی روی صحنه ببریم، تنها می‌گویم که نقش من در این نمایش به پیشنهاد خودم کم تر هم شده است. برای همین خیالتان راحت، کسی از زمان کوتاه روی صحنه بودن ناراحت نیست.
 

رضا حداد: به نظرم مدت روی صحنه بودن مهم نیست، مهم تاثیری است که در همان زمان کوتاه می‌توان روی مخاطب گذاشت . برای مثال در این نمایش سیامک انصاری نگاهی کوتاه به پلیس می‌اندازد که ارزش صدها جمله را دارد. اتفاقاً چنین کارهایی بازیگران بسیار هوشمندی نیاز دارد که خوشبختانه ما از این نعمت بهره مندیم.

از لحاظ دیداری و شنیداری، نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم»، یک کار متفاوت است. در این باره توضیح دهید؟
رضا حداد: من به ابزاری نیاز داشتم تا بتوانم خیالم را پروبال دهم. باید می‌توانستم مخاطب را به مکان‌ها و زمان‌های متفاوت ببرم. تصویر و صدا به این نمایش کمک کرد تا تماشاگر یک آن خودش را در یک جزیره ببیند، به آسمان پر بکشد، به شکم نهنگ برود، شهری ویران شده را ببیند، دریا را با تمام وجود حس کند و .... البته همه این‌ها ابزاری هستند که در خدمت یک فکر بزرگتر قرار می‌گیرند و فی نفسه هدف نبوده‌اند.

 

محمد چرم شیر چگونه با این خیال پردازی شما هماهنگ شد؟
رضا حداد: اصلاً متن با در نظر گرفتن تمام این وجوه نوشته شد. وقتی با محمد چرم شیر در باره اجرای متن بحث و تبادل نظر می‌کردیم، هرکس می‌شنید، می‌گفت مگر می‌شود این نمایشنامه را روی صحنه آورد. فضا، تکنیک اجرا، شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها، موسیقی، تصاویر و ... دیگر اجزا در متن لحاظ شده بودند.
 

خسرو پسیانی: و همه این‌ها وقتی در خدمت تئاتر باشند، درست عمل می‌کنند. در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» این تکنیک‌ها به کار تحمیل نشده‌اند، بلکه آن را شکل داده‌اند.

 

اما حجم به کارگیری صدا و تصویر، به ویژه موسیقی بیش از حد است و گاه آزار دهنده می‌شود.
پانته‌آ پناهی‌ها: من با حجم به کارگیری صدا و تصویر در این نمایش به هیچ وجه مشکل ندارم. اتفاقاً تصویرهای پخش شده با فضا سازی‌اش به بازی من خیلی کمک کرد. غیر از این من به خوبی نمی‌توانستم خودم را روی عرشه کشتی دزدان دریایی تصور کنم. من تنها با شدت (ولوم) صدا مشکل داشتم.

 

بازیگر دیگری هم این مشکل را داشته است؟
سیامک انصاری:(
با خنده) همه گروه تئاتر سایه را با سروصدای زیاد می‌شناسند. اما من چون از ابتدا عضو گروه بوده‌ام، به این شدت صدا عادت دارم.

 

 

نقش سیامک انصاری در این نمایش اگرچه کوتاه است اما این بار هم او زیبا و دلنشین نقشش را بازی می‌کند

 

چگونه با یک طراح حرکت از آیتالیا کار کردید. او به ایران آمد؟
رضا حداد: با مکاتبه‌هایی که با خانم «لوآنا گرامگنا» داشتم، تمامی خواسته‌های خود در اجرا را به او توضیح دادم و سعی کردیم دیدگاهمان را به هم نزدیک کنیم . او اتودهای تصویری را برایم فرستاد و در طول یک ماه در ایران روزانه شش ساعت تمرین طاقت فرسا را پشت سر گذاشتیم .

 

تصاویر انیمیشن در نمایش شما خوب به کار گرفته شده و علاوه بر آن که توانسته فضای سازی کند، وظیفه روایت بخشی از داستان را هم برعهده دارد. با این که اولین بار است چنین استفاده ای از انیمشین در تئاتر صورت می گیرد، خوب جا افتاده است.
رضا حداد: ما از همان ابتدای شکل گیری ایده، روی نحوه استفاده از انیمیشن هم فکر کردیم و با وسواس فراوان و دقت بر روی جزئیات آن را اجرا کردیم.


جدا از بحث‌های هنری، نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» دارای حاشیه‌های خبری زیادی هم بوده است. اول از همه هزینه سنگین تولید آن که با احتساب اجرای موسیقی زنده، بکارگیری بازیگران سرشناس سینمایی، همکاری با هنرمندان خارجی و... در تئاتر ایران بی سابقه است. می‌خواهم نظر شما را در این موارد بدانم؟
سیامک انصاری:
اگر کسی پیدا شده که با سرمایه شخصی‌اش برای تئاتر دل می‌سوزاند، باید کمک کرد تا کارش را انجام دهد، نه سنگ جلوی پایش انداخت.
 

امیر جنانی: تئاتر دارد از بین می‌رود، با این همه فشار وقتی یکی آمده و تماشاگر زیادی را به سالن آورده، باید از او پشتیبانی کرد.
 

برزو ارجمند: تئاتر احتیاج به پول دارد. اگر منتقدان هم می‌توانند سرمایه‌ای را به این عرصه بیاورند، دمشان گرم، خب انجام دهند و ما هم حمایت می‌کنیم.

 

بحث دستمزدهای بالای بازیگران هم از دیگر مباحث حاشیه ای این نمایش است.
اصولاً در تئاتر ایران دستمزدهای بالا امکان پرداخت ندارد که خود این باید مورد انتقاد قرار بگیرد. اگر روزی هم سطح پرداخت ها در تئاتر افزایش پیدا کند، باید از آن استقبال کنیم، نه آن که به جنگش برویم.

 

عکس‌های نشست: گلریز برهمند

57245

کد مطلب 208238

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار