۰ نفر
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۸

آیا کلمه نمایشگاه به معنای مصطلح آن در دنیای مدرن بر نمایشگاه کتاب ما صدق می کند یا آن که این پدیده یک شنبه بازار سنتی است؟

مظفرالدین شاه در سفر فرنگ خود و نیز همراهانش مانند ناصرالسلطنه از وجود نمایشگاه‌هایی که برای تولیدات صنعتی بوده یاد کرده اند. بنابرین پدیده نمایشگاه، امری تازه نیست و همان طور که آگاهیم محصولی از محصولات توسعه صنعتی در غرب و نظام سرمایه‌داری است. طبعا پدیده بدی هم نیست و دنیای امروز هم که عمده مناسباتش را به تقلید از غرب گرفته، این رویه را پذیرفته و در همه جا بکار گرفته است.
اما اشکال در این است که ما هر وقت پدیده‌ای را به تقلید می گیریم، چه بر سرش می آوریم و چطور دستکاری کرده، صورت جدیدی از آن را به اجرا در می‌آوریم؟ آیا الزاما باید همان چیزی که در اصل بوده تکرار شود یا آن که ما می توانیم، یا باید ـ یا اصلا دست ما نیست که به صورت محلی در آورده و تغییراتی در آن بدهیم.
گاهی از این تحول به بومی سازی یاد شده و گفته می شود که ما می‌توانیم و باید پدیده های اخذ شده از نقاط دیگر را با آنچه به صورت بومی داریم درآمیزیم و عرضه کنیم.
خوب به نظرم شنبه بازار یا جمعه بازار یا دوشنبه بازار از پدیده هایی است که از قدیم داشته‌ایم. البته این که چه قدر قدمت دارد باید مورد بررسی قرار گیرد. این قبیل بازارها به خصوص در شهرهای شمالی کشور سابقه بیشتری دارد و بسیار هم جذاب است.
به نظر می‌رسد این بار بومی سازی در امر نمایشگاه کتاب، به تلفیق آن با شنبه بازار انجامیده است. در شنبه بازار هر کسی هرچه دارد، از خوب و بد، ارزان و گران، میوه و لباس و کفش اعم از کهنه و نو و بسیاری از چیزهای دیگر، جلوش پهن می‌کند و می فروشد.
آن زمانها، گاه مارگیرها و شعبده بازان و نقالان هم گهگاه در این گوشه و آن گوشه بساط خود را داشتند. بسیار هم شلوغ بود. فایده اقتصادی و فرهنگی فراوانی هم داشت و بسیاری از مردم و جوانان و پیران و زنان و مردان را مشغول می کرد.
بحث بر سر این نیست که این رویه خوب است یا بد، بلکه مسأله پاسخ دادن به یک پرسش است و آن این که نمایشگاه که ما از دنیای اقتصادی غرب گرفتیم، حتی نمایشگاه کتاب، آیا الزاما باید روش همان غربی ها را دنبال کنیم یا آن که می توانیم یا باید به نحو گفته شده به صورت شنبه بازارش درآوریم.
برای پاسخ به پرسش بالا این جا یک سؤال هست. فلسفه نمایشگاه در اقتصاد و تبلیغات اقتصادی غرب چه جایگاهی داشته و با چه هدفی بوده است؟
به نظر می رسد نمایشگاه به طور اصولی برای نمایشگاه پدیده ‌های تازه در یک صنعت است، پدیده‌هایی که از نظر تکنیک برتر از گذشته بوده و پیشرفت را نشان می‌دهد. طبیعی است که چنین هدفی، هم پیشرفت علم و فن را مد نظر دارد و هم نیازمندی‌های اقتصادی آن حوزه را جهت دار می‌کند.
در نمایشگاه های معروف دنیا، آنچه اهمیت دارد پیشرفت فن و تکنیک و علم است، که به طور طبیعی بازار را به طرف خود جذب می‌کند. اما اساس کار روی این مطلب است که این حوزه از صنعت چه اندازه پیشرفت داشته و تا کجا رفته است.
مقایسه این وضعیت با شنبه بازار کار آسانی است. در آنجا یک بازارچه برای فروش هر نوع کالایی ایجاد شده و در کنار بازارهای ثابت در طول سال و هفته، افرادی که اجناس مختلف از ارزان و گران دارند و حتی امکان داشتن مغازه ندارند، وسائل خود را عرضه می کنند. در اینجا علم و فن و پیشرفت اهمیتی ندارد، بلکه صرفا یک بازار است.
البته همان طور که گفته شد، همین شنبه بازارها جمعیت زیادی را به خود جذب می‌کند، اقتصاد رونق خود را دارد، و در کنارش کارهای حاشیه ای هم ا نجام می شود. حتی ممکن است خانواده‌هایی با هم آشنا شده و بساط عقد و عروسی هم راه بیفتد.!
حالا باید پرسید جای علم و پیشرفت و تمدن در این شنبه بازار کتاب کجاست؟ ما قرار است بهترین تولیدات فکری را که ضامن پیشرفت و ترقی در حوزه های مختلف علمی است در  نمایشگاه ارائه کنیم یا آن را تبدیل به محل فروش ـ غالبا ـ بنجل های مانده در ته انبارهای کتاب کنیم که خدمتی به ناشرین محترم باشد؟

 

 

 

 

کد مطلب 212586

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • الهام IR ۲۱:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۱
    8 1
    صد رحمت به شنبه بازار، صد رحمت به ... نمایشگاهی با این همه به به و چه چه، هیچی به جز خستگی عاید آدمی نمیکند. نمایشگاه محل عرضه کتاب است نه فروش کتاب. فروشگاه کتاب که نیست، نمایشگاه کتاب است. از همان ورودی طیف عظیم دست فروش ها بودو اغذیه فروش ها و ... ای کاش حداقل تمهیدی می اندیشیدند که حداقل تهویه هوا مطلوب باشه، فقط تنه خوردن بود و ندیدن کتابها... فقط نقطه قابل قبول اسم ناشران بود که مثل هر سال اول هر راهرو لطف کرده بودند زده بودند. ولی باز همین نیز غنیمتی است، کجا گفته اند ایرانیان کتاب نمیخوانند، امروز هوای نمایشگاه در داغی حضور مردم دم کرده بود
  • بدون نام IR ۰۲:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۲
    4 1
    در جمع _ولو پریشان_ خیری هست که در فرد _ولو دره نادره_ نیست. این نمایشگاه با همین وضع فعلی موفق بوده است (چون هم مردم از آن استقبال می کنند و هم ناشران از آن سود می برند). اگر نیاز به محیطی آرام تر و مناسب تر برای پژوهشگران هست، راهش گشایش بابی جدید است نه بستن مسیر موجود. کاشکی این سنت نقد در جامعه ما میشد که: سعی کنیم و جهد به جد کنیم که هم وزن کاستی، فزونی بیابیم و ببینیم و حتما در کنار کاستی ها بگوییم. البته وجوه و رشحاتی از این شیوه نقد در این مقال و مقاله وجود دارد.
  • فرید IR ۱۱:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۲
    2 1
    حضرات امسال با شعار ربع قرن جهاد معرکه داری می کنند . وقتی به سالن ربع قرن جهاد وارد می شوید تابلوهایی از حضور چهره هایی منتخب ( بعد از گذار از امتحانات فتنه و بصیرت و . . . ) دیوار ها را پوشانده و ویترین ها هم با اوراق اداری دوره های قبل پر شده است . یعنی یک دبستان ابتدایی هم اگر آرشیو خود را نمایش دهد همین است . نمونه ای از فرم های ثبت نام و تصاویری از رجال محلی که به بازدید مدرسه آمده اند . تفاوت شاید در صداقت و امانت باشد که متولیان امروز نیازمند آنند .
  • حسین IR ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۲
    2 2
    الحق گل گفتي! بنده سه بار به تناوب به نمايشگاه رفتم ـ بجز بخش ايران که نميتوانم نظري بدهم چون به اندازه 700 کلمه بيشتر اجازه نداديد! ـ غرفه هاي عربي و لاتين، بخصوص عربي که مطلقا چيز جديدي نياورده بودند همه بنجلهاي سالهاي گذشته بود بخش مصر و اينها که تازه آمده بودند کتابهايشان آنقدر درهم برهم بود که خود مسئول آن هم نميتوانست کتابي که قطعا داشت بيابد. در صورتي که آنچه که متوقع است و اوليات يک نمايشگاه است تازه هاي انتشار است من نوعي فقط و فقط و فقط و فقط به اين نيت نمايشگاه ميروم که تازه هاي علوم را بدانم و احيانا بخرم 99 درصد کتابها را قبلا ديده بودم ... فرياد اساسي بنده بر آقاي بهمن دري همين يک جمله است که عزيز! "نمايشگاه کتاب فقط و فقط براي عرضه کتب چاپ 1390-1391 يا 2011-2012 است و لا غير!
  • حسین IR ۱۱:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۲
    5 1
    اي کاش ميشد آقايان دري و ساير مسؤولان نمايشگاه را يکبار به نمايشگاه کتاب فرانکفورت فرستاد تا از نزديک نمايشگاه را ببينيد و بفهمند که نمايشگاه يک دبيرخانه دائمي ميخواهد که طي سال براي آن برنامه ريزي نمايد نه روز دهم ارديبهشت 91 تازه تحويل بگيرد عزيزجان اين راهش نيست ... بنده در 25 فروردين در وبسايت رسمي نمايشگاه ايميلي پيشنهاداتي به چند نفر مسؤول محترم نمايشگاه مبني بر اينکه حداقل از سوم ارديبهشت تا سيزدهم ليست همه کتابهاي فارسي و اينها را بگذاريد افراد بتوانند با حوصله در فرجه باقيمانده کتب مورد نظر خود را انتخاب کنند دقايقي بعد بجهت غيرفعال بودن ايميل برگشت خورد!! اين يعني چه؟ با اين نوع تعامل تحقيرآميز که آدرس ايميل مينهيد و در حالي که ايميل سايت غيرفعال است ...نه عزيز شما اين کاره نيستيد!
  • رضا جعفریان IR ۰۸:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۳
    1 2
    با سلام ، کتاب خریدن و انبار کرن آن در منزل ما ایرانی ها ، نوعی مد است ولی باید پرسید واقعا چقدر از آنها خوانده شده. مشکل ما این است که کتابهای جذاب ، خصوصا برای نسل جوان تولید نمیشود و اکثر عناوین چاپ شده هم رنگ و بوی مذهبی دارد که بجز یک طیف خاص از آن استفاده نمیکنند . اگر با دقت به نمایشگاه کتاب توجه میکردید ، فقط انواع واقسام کتابهای کنکور در سطوح مختلف ارایه میشد اگر چه این کتابها خوبند اما در دنیای امروز مشکل فرهنگی جامعه ما را حل نمیکنند
    • بدون نام IR ۰۸:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۴
      0 0
      1- اگر هم "کتاب خریدن و انبار کردن آن" مد باشد، که مخالف آن هستم، خیلی مد خوبی است. واقعیت این است که فرهنگ اسلامی-ایرانی ما برای دانش و رسانه آن که کتاب است جایگاه والایی قائل است. نمود این ذائقه فرهنگی، الفت با کتاب _ ولو در قشر غیر کتابخوان و به شکل مد_ است. 2- واقعیت آن است که وجود کتاب در خانه _به خودی خود_ یک رحمت است. شاید کسی آن را تورقی کرد و یک دانسته به دانسته هایش افزوده شد. وجود کتاب و کتابخانه در خانه موجب جهت دهی فرهنگی نسل فردا و کودکان امروز ماست. 3- چرا تولید نمیشود؟ در حوزه ادبیات، شعر و علوم و اطلاعات عمومی و البته مذهب کتب رنگارنگ و جذاب و مفید کم نیستند. البته در حوزه علوم و اطلاعات عمومی کتب تالیفی باید بیشتر شود. 4- با کنکور هم بالاخره علمی آموخته می شود. 5- مذهب=هویت

آخرین اخبار