نيمه اول دهه هفتاد بود كه براي راه اندازي مركز انتشارات تبليغات دولت به معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد رفتم. دغدغه آقاي "علي اكبر اشعري" معاون وقت مطبوعاتي ارشاد، اطلاع رساني از مجموعه هاي حاكميتي بود. در فاز اول ماهنامه "ياد ايام" را منتشر كرديم اما باز هم خلا اطلاع رساني مشهود بود.
مطالعات ما در تبليغات دولت به اين نكته معطوف شد كه مهمترين حلقه مفقوده در اطلاع رساني كشور " روابط عمومي ها" هستند. مي بايست براي تبيين جايگاه اين عنصر مهم و تاثيرگذار كه حلقه واسط ميان مردم و سازمانها و نهادها محسوب مي شوند، چاره اي انديشيد.
اين فكرمنجر به انتشار پيش شماره فصلنامه مطالعات و تحقيقات در روابط عمومي (هنر هشتم) شد. به دنبال آن نشست مديران كل روابط عمومي هاي وزارتخانه ها شكل گرفت و........
امروز كه پس از دو دهه ، به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومي ها، به ساحت نقش آفرينان اين عرصه اداي احترام داريم، روابط عمومي در كشور داراي تشكيلات صنفي است.
نقش آموزش و پژوهش در اين نهاد جدي گرفته شده و در مقايسه با دهه گذشته، شخصيت حرفه اي خود را بازسازي كرده اما به دلايلي كه در زير مي آيد، نگاه به روابط عمومي ها در كشور هنوز هم در شان اين عنصر مهم در امر اطلاع رساني نيست.
قصد نگارنده در اين سياهه، نظريه پردازي در حوزه روابط عمومي نيست. تجربه عملي بيش از دو دهه صاحب اين قلم در حوزه هاي خبري و روابط عمومي ايجاب مي كند تا مشكلات فراروي اين نهاد مهم را فارغ از مصلحت انديشي هاي رايج به رشته تحرير در آورد.
بدون تعارف مي توانم بگويم كه امروز فعالان عرصه روابط عمومي ها در نهادها و سازمانها از افرادي متخصص و مجرب در حوزه اطلاع رساني تشكيل شده است اما پرسشي كه بلافاصله به ذهن متبادر مي شود اين است كه چرا خروجي روابط عمومي ها در كشور، همپاي شان حرفه اي آنان نيست؟
جواب به اين پرسش را با ذكر مثالي پي مي گيرم:
در تاريخ 16 آذر ماه سال گذشته، استاندار تهران به تمامي سايت هاي دولتي40 روز مهلت داده بود تا بروز رساني شده و در راستاي "دولت الكترونيك" قدمي مثبت بردارند. حال چند روز از پايان اولتيماتوم استاندار گذشته است؟ برويد نتيجه كار را ببينيد!!
در منظر نخست ممكن است خواننده اين سطور معطل ماندن دستور استاندار پايتخت را متوجه روابط عمومي ها بداند اما تجربه عملي سالها فعاليت در اين حوزه ثابت كرده است كه اموري اينچنيني مستقيما متوجه رييس آن دستگاه است.
امروزه بروزترين عناصر در روابط عمومي هاي كشور فعال هستند . افرادي متخصص كه ارزش فضاي سايبر را مي دانند ، پس چگونه مي توانيم بخشي از تعطيلي دولت الكترونيك در دستگاههاي اجرايي را ، متوجه آنان بدانيم؟
متناسفانه نگاه سنتي همچنان در ميان مديران دستگاههاي رسمي كشور در حوزه رسانه اي حاكم است. آنان هنوز هم رسانه را فقط در حوزه مكتوب آن به رسميت مي شناسند ، حتي اگر تيراژ روزنامه اي دوهزار نسخه باشد.
مديران سازمان هاي دولتي با همين نگرش در برخورد با حوزه اطلاع رساني مجموعه تحت مسئوليت خود، همواره از دو موضوع غفلت مي كنند:اول اينكه هفته رسانه اي 7 روز نيست و دوم اينكه عصر رسانه هاي مكتوب تمام شده و حالا در عصر سايبر قرار داريم.
اگرچه "ايوورت راجرز" تاكيد داشت كه ايجاد تغيير در برخي جوامع و آدمها مشكل است، اما ما باور نكرده بوديم. وقتي زور استاندار پايتخت به مديران پايين دست نرسد، از دست چه كسي بر خواهد آمد؟
مديراني كه تهديدهاي آقاي استاندار هم بر آنان كارگر نيست، روزي از هفته را تعيين مي كنند تا جلوي دوربين خبرنگاران قرار بگيرند. مسئول روابط عمومي مدير مربوطه تاكيد مي كند كه اين روز براي مصاحبه روز خوبي نيست اما مدير كه عادت دارد فقط دستور بدهد زير بار نميرود.
وقتي همين مصاحبه، پوشش مناسبي نمي گيرد، توپ به زمين مسئول رسانه اي بخت برگشته مي افتد و فرداي همان روز، اگر نه خودش، اما حتما حكم جانشينش روي تابلوي اعلانات آن دستگاه چسبانده مي شود.
اين در حالي است كه مسئول فهيم روابط عمومي به آقاي مسئول مي گويد كه اگر هفته هفت روز است كه هست، اما براي رسانه اي شدن يا استفاده از ابزار رسانه، تعداد روزهاي هفته به عدد چهار تقليل مي يابد.
شنبه تا سه شنبه روزهايي است كه مديران دستگاهها مي توانند بيشترين بهره برداري را از رسانه ها داشته باشند.
روزهاي ماقبل تعطيلات، بدترين انتخاب براي انجام مصاحبه و يا برپايي سمينارهايي است كه انتظار رسانه اي شدن از آن مي رود. اما، مديران ما مرغشان يك پا دارد.
با دو مثالي كه در بالا به آن اشاره شد كه صد البته بخش كوچكي از فعاليت هاي عناصر خدوم در روابط عمومي ها را شامل مي گردد ، دشواريهاي كار اين عزيران روشن مي شود.
به اعتقاد نگارنده زماني روابط عمومي ها در كشور به پويايي لازم مي رسند كه نگرش مديران ارشد كشور دگرگون شود. وقتي شنيديد مسئول روابط عمومي دستگاهي به عنوان نفر دوم آن دستگاه شناخته مي شود ، مطمئن باشيد با مديري كاربلد طرف هستيد .تا اين اتفاق در كشور همگاني نشود، حلقه هاي مفقوده در جريان اطلاع رساني و اقناع افكار عمومي همچنان مشهود است . به اميد آن روز .






نظر شما