میثم بهرامی / وزارت ورزش با شوک جدیدی که به جامعه ورزش وارد کرد، نشان داد در هر لحظه میتواند معادلات را بر هم بزند. در حالی که 70 روز تا المپیک مانده و ورزش کشور بیش از هر چیزی به آرامش نیاز دارد، وزارت ورزش امروز روسای دو فدراسیون دوچرخه سواری و قایقرانی را برکنار کرد تا دوباره ثابت شود که وزیر ورزش حق دارد حتی روسای فدراسیونهای موفق را هم بدون هیچ دلیلی برکنار کند. مصطفی هاشمیطبا، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی که تلاش زیادی کرد تا این حق را از رئیس ورزش کشور بگیرد، با خبردار شدن از این اتفاق، دوباره یاد روزهایی میافتد که محسن مهرعلیزاده قانون منع دخالت رئیس سازمان تربیت بدنی در امور فدراسیونها را برداشت. هاشمیطبا در دوره ریاست خود بر سازمان تربیت بدنی قانونی را تصویب کرد که طبق آن، رئیس سازمان تربیت بدنی (وزیر ورزش) حق برکناری روسای فدراسیونها را نداشت. اما مهرعلیزاده که پس از هاشمیطبا بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی نشست، این قانون را لغو کرد تا رئیس سازمان هر لحظه که دوست دارد بتواند روسای فدراسیونها را برکنار کند. حالا هم هاشمیطبا برکناری دنیامالی و زنگیآبادی را ناشی از همین کار مهرعلیزاده میداند.
*حتما متوجه شدهاید که دنیامالی از ریاست فدراسیون قایقرانی و زنگیآبادی از ریاست فدراسیون دوچرخهسواری برکنار شدهاند.
من نمیدانم چرا آنها برکنار شدهاند. زنگیآبادی از اهالی ورزش بود و دنیامالی هم کارنامه موفقی در فدراسیون قایقرانی داشت. نمیدانم علتش چیست.
*احتمالا الان دوباره شما یاد لغو قانون «منع رئیس سازمان تربیت بدنی از برکناری روسای فدراسیونها» توسط آقای مهرعلیزاده افتادهاید.
من اصولا با برکناری روسای فدراسیونها توسط رئیس سازمان تربیت بدنی یا همان وزیر ورزش مخالفم. به نظرم هیچ کدام از این روسا نباید برکنار میشدند.
*به نظرتان کار درستی است که در آستانه المپیک رئیس دو فدراسیون برکنار شوند؟
من معتقدم وقتی یک کاری حق باشد، هر موقعی که انجام شود اشکالی ندارد. ولی بحث این است که برکناری روسای فدراسیونها توسط وزیر کار درستی نیست. بحث من این است که این تشخیصها باید چگونه باشد و یک رئیس فدراسیون باید بر اساس چه معیارهایی برکنار شود. مشکل همان موضوع اجازه برکناری روسا توسط وزیر ورزش است. این موضوع تبعات مختلفی دارد. اینکه رئیس یک فدراسیون چطوری باید برکنار شود و چطوری انتخاب شود، مهم است.
*با این حال کمتر دیده شده در فاصله 70 روز تا المپیک، رئیس دو فدراسیون در یک کشور برکنار شوند. این برکناریها در سایر کشورها هم اتفاق میافتد؟
این افرادی که برکنار شدهاند، یک کارنامهای دارند و باید بر اساس کارنامهشان برکنار شوند. ولی وقتی یک نفر قدرت این کارها را داشته باشد، دیگر بحث زمان مطرح نیست. ما باید اصل قضیه را درست کنیم. یک نفر وقتی قدرت برکناری داشته باشد، هر وقت که بخواهد این کار را میکند. برکناریهایش هم دل بخواهی است. کارنامهای نشان نمیدهد که دلیل تصمیمش چه بوده و بر چه اساسی روسا را برکنار کرده. سکوت هم میکند و هیچ کسی نمیفهمد این روسا برای چه برکنار شدهاند. اصلا این روش غلط است. بیشتر در کشورهای عقب افتاده این اتفاقات میافتد. کشورهای پیشرفته کار را بر اساس روال انجام میدهند.
*اگر آقای مهرعلیزاده قانونی که شما تصویب کردید را لغو نمیکرد الان شاهد این اتفاقات بودیم؟
متاسفانی روشی را که ما میخواستیم درست باشد، به هم زدند و الان وزیر ورزش حق برکناری روسای فدراسیونها را دارد. در حالی که این یک کار گروهی است. فدراسیونها مجمع دارند و مجمع باید در این موارد تصمیم بگیرد. این اتفاقاتی هم که الان شاهدش هستیم، تبعات این قانون است که به وزیر اجازه میدهد روسای فدراسیونها را کنار بگذارد.
*همه میدانند که وزیر ورزش، از اهالی ورزش نیست و تصمیماتی که در این زمینه گرفته میشوند، شاید کار خود او نباشد. خیلیها بر این باورند که معاونان آقای عباسی در این عزل و نصبها نقش اصلی را ایفا میکنند نه خود وزیر ورزش.
اینطور نیست که بگوییم یک نفر خوب است و همراهانش بد هستند. هر کسی که سمتی دارد، مسئولیت زیر مجموعهاش را هم برعهده دارد. اگر زیر گروه یک وزیر سوء استفاده کنند یا کار اشتباهی انجام دهند، دیوان محاسبات یا مقامات نظارتی، علاوه بر اینکه آن عامل را تحت تعقیب قرار میدهند، از خود وزیر هم پرس و جو میکنند. اینکه بگوییم خود وزیر در جریان این اتفاقات نیست و معاونان او در جریان هستند را قبول ندارم. هر کسی هر مسئولیتی را قبول میکند، مسئولیت زیر مجموعهاش را هم برعهده دارد.
*پس با این حساب اگر ورزشکاران رشتههای دوچرخهسواری و قایقرانی در المپیک طبق انتظارات نتیجه نگیرند، وزیر ورزش مقصر است؟
المپیک یکی از مسائل ماست. در حالی که روال کار مهمتر از بحث المپیک است. دوچرخهسواران و قایقرانان ما شاید در المپیک خیلی شانس مدالآوری نداشته باشند. موضوع اصلی در بحث ما، برکناری بدون دلیل روسای فدراسیونهاست. تمام انتصابها و برکناریهای فدراسیونها باید به دست مجمع باشد. الان اگر مجمع تشکیل میشد و اعضای آن دلایلی برای برکناری دو رئیس فدراسیون میآوردند، دیگر این حرف و حدیثها پیش نمیآمد. وقتی مجمع باشد همه چیز شفاف است اما در سیستم فعلی، روسا با یک قلم و کاغذ میآیند و با یک قلم و کاغذ میروند. هیچ دلیلی هم برای آمدن یا رفتنشان عنوان نمیشود.
*پس شما همچنان میگویید که باید حق عزل روسای فدراسیونها را از وزیر ورزش گرفت تا فدراسیونها بتوانند به صورت جزیرهای عمل کنند؟
من موافق این موضوع نیستم که 40 تا رئیس فدراسیون را یک نفر انتخاب و برکنار کند. باید مجامع تشکیل شوند و بر اساس اینکه روسای فدراسیونها چه کارنامهای داشتهاند در موردشان تصمیم بگیرند. نه اینکه آنها را مخفیانه و بدون دلیل برکنار کنند.
43 43
نظر شما