۰ نفر
۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
ما فرزند «فقر شرافتمندانه» هستیم

مهدی امیری نویسنده و کارگردان که اجرای اثرش در ابتدای جنگ تحمیلی سوم لغو شد، گفت: جنگ فقط در سنگرها اتفاق نیفتاده؛ جنگ در روح آدم‌ها، در روابطشان، در آشپزخانه‌های خاموش و نامه‌های بازنشدنی ادامه دارد.

به گزارش خبرگزارش خبرآنلاین به نقل از ایلنا، جنگ همواره بر نوع و عملکرد تولیدات و اجراهای هنری تاثیرات منفی داشته است؛ چه آن زمان که جنگ تحمیلی ایران و عراق در جریان بود و چه در جنگ دوازده روزه و حال در جنگ رمضان موسوم به جنگ تحمیلی سوم، این چالش وجود داشته است.

مهدی امیری  نویسنده و کارگردان تئاتر است که اجرای نمایش او در همان بدو حملات آمریکا و اسرائیل به کشورمان لغو شد. 

او  از نسلی است که هنر نمایش را در بزنگاه تاریخی پس از جنگ، نه به عنوان یک انتخاب، که یک ضرورت زیسته است. او در آثارش همواره به سراغ خُردروایت‌های شخصی و تناقض‌های اخلاقی بازماندگان جنگ رفته، است.

مهدی امیری طی گفتگو با ایلنا تلاش داشته نگاه نقادانه خود نسبت به تولید محتوا و اجراها را به مخاطب منتقل کند.

امیری با بیان اینکه آخرین تولیدش، درست زمانی که قرار بود به روی صحنه برود، با تجاوز امریکایی صهیونی به محاق رفت، به بررسی وضعیت تئاتر در دوران پساجنگ پرداخت و تأکید کرد: «تئاتر پس از جنگ، نه یک انتخاب، که یک ضرورت بود؛ ضرورتی برای دوباره نگاه کردن به خویشتن و جهانی که ناگهان واژه‌هایی چون «صلح» و «زندگی روزمره» را از پستوی ذهن بیرون کشیده بود.»

وی در ادامه و در تحلیل سه بُعد «تولید»، «محتوا» و «جذب مخاطب» در تئاتر سال‌های پس از جنگ، وضعیت تولید در آن دوران را چنین توصیف کرد: «وقتی حرف از تولید می‌شود، باید اعتراف کرد که تئاتر پساجنگ ما، فرزند فقرِ شرافتمندانه بود. بودجه‌های فرهنگی لاغرتر از همیشه بودند، سالن‌ها هنوز ترک دیوارهایشان التیام نیافته بود و مدیران میان بازسازی کشور و بازسازی روح جامعه مردد بودند.» 

 تئاتر از زیرزمین‌ها و کارگاه‌های متروکه به خیابان‌ها رفت

وی با اشاره به شکل‌گیری نوعی «اقتصاد خلاق» در دل این محدودیت‌ها افزود: «گروه‌ها دیگر منتظر حمایت‌های آن‌چنانی نماندند. تئاتر از زیرزمین‌ها و کارگاه‌های متروکه به خیابان‌ها رفت. ما یاد گرفتیم با یک لامپ مهتابی، یک صندلی شکسته و سه متر پارچه‌ی خاک‌خورده، جهانی بسازیم که از هر نما و دکور عظیم دولتی صادق‌تر بود.» 

این کارگردان تئاتر با بیان اینکه «تولید، دیگر ویترین چیدن نبود؛ عملِ جان‌کندن و زایش از هیچ بود»، تصریح کرد: «تهیه‌کننده‌ها از میان خودِ بازیگران و نویسندگان سر برآوردند و نوعی «تئاتر گروهیِ تعاونی» شکل گرفت که در آن یک اتاق کوچک تمرین، هم خانه بود هم صحنه. همین محدودیت، ناخواسته ما را به تئاتر بی‌پیرایه و اندیشیده نزدیک‌تر کرد.»

امیری در بخش دیگری از صحبت‌هایش به تحول محتوایی تئاتر پساجنگ پرداخت و گفت: «محتوای تئاتر ما پس از جنگ، مثل کسی بود که زخمی عمیق برداشته و حالا به جای نعره‌های میدان نبرد، زمزمه‌های خلوتش را می‌شنوید.» 

جنگ فقط در سنگرها اتفاق نیفتاده

وی با اشاره به فروکش کردن موج اولیه‌ی نوستالژیِ ارزش‌های حماسی و ایثار افزود: «ما به این نتیجه رسیدیم که جنگ فقط در سنگرها اتفاق نیفتاده؛ جنگ در روح آدم‌ها، در روابطشان، در آشپزخانه‌های خاموش و نامه‌های بازنشدنی ادامه دارد. به جای قهرمان‌سازی تک‌بعدی، سراغ ضدقهرمان‌ها رفتیم؛ سربازی که با بوی عرق، اضطراب و ترس برگشته و نمی‌داند چطور فرزندش را بغل کند، یا زنی که غیاب همسرش را نه در عکس قاب‌شده، که در قبض‌های برق پرداخت‌نشده حس می‌کند.» 

این نویسنده تئاتر تأکید کرد: «محتوا از «کلان‌روایت‌های ایدئولوژیک» فاصله گرفت و به «خُردروایت‌های شخصی» نزدیک شد. برای اولین بار، تئاتر به حریم خصوصی آدم‌ها هجوم برد و تناقض‌های اخلاقی را به تماشا گذاشت. مخاطبی که تا دیروز زیر بمباران بود، دروغ را حتی اگر زیبا بسته‌بندی می‌کردی، پس می‌زد.»

بزرگ‌ترین چالش تئاتر پساجنگ را «رقابت با فراموشی» است

امیری بزرگ‌ترین چالش تئاتر پساجنگ را «رقابت با فراموشی» عنوان کرد و گفت: «مردم تشنه‌ی فراموشی بودند، تشنه‌ی تفریح، خنده، هرآنچه بوی باروت نمی‌داد. تئاتر چاره‌ای نداشت جز اینکه ابتدا پنجره‌ای باشد به همان زندگی عادی، اما بعد آرام‌آرام آینه‌ای شود که حقیقتِ تلخِ بازماندگی را نشانشان دهد.» 

وی با اشاره به حرکت تئاتر به سمت «صمیمیت» خاطرنشان کرد: «سالن‌های کوچک، اجراهای با فاصله‌ی کم از تماشاگر، و بازگشت تئاتر به کافه‌ها، خانه‌ها و پادگان‌های متروکه، همه در خدمت این راهبرد بود. فهمیدیم که مخاطبِ پساجنگ تشنه‌ی «دیالوگ» است، نه موعظه.»

این کارگردان همچنین از گرایش تئاتر به طنازی گفت و افزود: «طنز سیاه، گروتسک و کمدی تلخ، شگردهایی بودند که تماشاگر را می‌خنداندند و در اوج خنده، سیلی حقیقت را به صورتش می‌نواختند. نکته‌ی آخر هم جوان‌سازی بود؛ ما به استقبال نسلی رفتیم که جنگ را خاطره‌ای از کودکی یدک می‌کشیدند.» 

تئاتر پساجنگ‌, «تئاتر میان‌بودگی»

امیری در پایان، تئاتر پساجنگ را «تئاتر میان‌بودگی» توصیف کرد و گفت: «میان سوگ و شوق، میان ویرانه و بازسازی، میان سکوت و فریاد. و چه بخواهیم چه نخواهیم، اصیل‌ترین شکل تئاتر، از دل همین دوپارگی‌ها زاده می‌شود. جایی که انسان، بی‌نقاب، روی صحنه راه می‌رود و تماشاگر در تاریکی، سایه‌ی خودش را می‌بیند که برای لحظه‌ای، از قید فراموشی رها شده است.»

59243
کد مطلب 2223322

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین