به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، فتح خرمشهر یکی از مهمترین وقایع دوران هشت سال جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران بوده. رویدادی که طی ۴۴ سال اخیر با یاد شهدا به ویژه شهید محمد جهانآرا گره خورده است. فرماندهای که به یاد او شعر «ممد نبودی» سروده و ماندگار شد.
اما اینکه چرا حماسیترین شعر دفاع مقدس به یاد شهید محمد جهانآرا سروده شد، ماجرایی دارد؛ فرماندهای که تا آخرین لحظات پای خرمشهر ایستاد و حتی برای روزهای بعد از فتح آن برنامهریزی کرد؛ در حالی که روز آزادی خرمشهر را ندید.
بنابر روایت فارس، محمدعلی نورانی همرزم شهید محمد جهانآرا است. آشنایی آنها به روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برمیگردد. روزهایی که شهید جهان آرا بعد از ماهها زندگی مخفی و دور از چشم ساواک، به خرمشهر بازگشته بود و با همسن و سالهایش مجموعهای به نام «کانون فرهنگی-نظامی جوانان مسلمان» راهاندازی کرده بود. بچههای انقلاب در این کانون عضو بودند و مأموریتشان انجام کارهای مختلف فرهنگی و حفاظت از مرزها و حفاظت از خانههای مردم و شهر و ایجاد امنیت بود.

نورانی درباره محمد جهانآرا اینطور روایت میکند: «محمد متولد خرمشهر است، اما فکر میکنم پدر و مادرش دزفولی یا شوشتری هستند. اگر بخواهم درباره شخصیت محمد بگویم، او خیلی شخصیت عجیبی داشت. بسیار زیبارو بود، دائماً سرش به زیر بود و هر از گاهی سرش را بلند میکرد. وقتی کسی صحبت میکرد، یکبار با عمق زیادی به چهرهاش نگاه میداد و بعد با دقت به صحبتهایش گوش میداد. او شخصیتی آرام و بسیار نجیب بود. یادم هست در اولین جلسه که سال ۵۸ برگزار شده بود، اول از دوستان خواست که خودشان را معرفی کنند. بعد تمام نکات را یادداشت میکرد. در جلسه گفت: هنوز انقلاب معلوم نیست که پیروزی نهایی رسیده باشد. هر لحظه ممکن است سلطنتطلبها و طرفداران شاه دوباره بیایند و یک کودتا کنند، یک حرکت نظامی کنند و انقلاب را شکست بدهند و اوضاع کشور را به دست بگیرند؛ لذا همه ما باید آمادگی لازم را داشته باشیم. محمد به این نکته اشاره کرد که الان امنیت مردم دست ماست، ما باید شبانهروز راحتی نداشته باشیم و تلاش کنیم. بعد هم تقسیم کار کرد و مسئولیت هر کس را در هر منطقه مشخص شد. با بچههای خرمشهر روز بعد کارمان را شروع کردیم.»

محمد جهان آرا هم دغدغه فرهنگی خرمشهر را داشت و هم امنیتی و هم اینکه نگران بود، بدخواهان بخواهند خوزستان را از ایران جدا کنند. چنین شخصی فکر آن را هم کرده بود که باید مراقب فریب مردم توسط تجزیهطلبان باشد، آن هم قبل از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و حمله رسمی رژیم بعث عراق علیه ایران.
نورانی درباره تدبیر شهید جهانآرا میگوید: «رژیم بعث عراق دنبال این بود که خرمشهر و خوزستان ما را از ایران جدا کند. به هر حال، به اعتقاد من، خوزستان کیف پول کشور ایران است. در واقع میخواستند این کیف پول را از جیب ایران بزنند و تجزیه کنند. بعثیها در ابتدا شروع کردند به وارد کردن سلاح و آموزش دادن یک سری از جوانان روستایی خوزستان. اینها را میبردند در عراق، آموزش نظامی میدادند و میآوردند؛ و از آن طرف هم، کامیون کامیون اسلحه بین مردم خرمشهر و خوزستان تقسیم میکردند تا جنگ داخلی راه بیندازند. اما قبل از آن، محمد جهانآرا یک تدبیری اندیشید. آن تدبیرشان باعث شد که تجزیه خرمشهر و خوزستان اتفاق نیفتد. شهید جهانآرا بچههای انقلابی و جوان خرمشهری را برای دوره میفرستادند به جاهای مختلف مثل اهواز و دزفول. آنجا آموزشهای متعددی میدیدند و همه توجیه شدند. بعد در بین همین بچهها سلاح توزیع کرد و آمادگی ایجاد کرد که اگر اتفاق افتاد، این گروهها از سوی خانههایشان به شکل منسجم و سازمانیافته بیایند بیرون شهر و سنگرگیری کنند و در مقابل هجوم تجزیهطلبها. این تدبیر خیلی کارساز بود. در ایام مختلف ضدانقلاب اقداماتی داشتند که همین بچههایی که جهانآرا تربیت کرده بود، جلویشان ایستادند.»

شهید جهانآرا با آن همه هوشمندی که داشت، قطعا جنگ رژیم بعث عراق علیه ایران را هم پیشبینی میکرد. بعثیها اردوگاهی پشت مرزهای خرمشهر زده بود؛ جهانآرا و دوستانش میدانستندکه بالاخره جنگی اتفاق خواهد افتاد؛ بر همین اساس محمد جهانآرا گروههایی از بچههای سپاه خرمشهر را در پاسگاههای مرزی، در کنار نهر خین، در پاسگاه مؤمنین، در خیبر مستقر کرد و آمادگی ایجاد کرد برای مقابله با حمله احتمالی دشمن. این تدبیر شهید جهان آرا در مقاومت خرمشهر بسیار موثر بود. در روز اول جنگ که دشمن از مرز شلمچه وارد شد، این هستههای مقاومتی که محمد تشکیل داد، مقاومت جانانهای در مقابل دشمن کردند.
نورانی درباره ایستادگی در خرمشهر با دستهای خالی بیان میکند: «همان روز اول که بعثیها حمله کردند به پاسگاه و آنجا را تصرف کردند و روز دوم، ما در گروههایی که داشتیم، جنگ تن با تانک رخ داد؛ اما با تمام شرایط سخت ایستادیم. یک گروههایی با سلاحهای ابتدایی برنو که از زمان رضاشاه بود، از بعضی از ضد انقلابیون گرفته بودیم، با این نوع سلاحها، با کوکتلها، در کوچه پس کوچههای خرمشهر در مقابل آن ارتش مجهز صدام ایستادگی کردند. تاکتیک بسیار عاقلانه و خوبی بود. یعنی که محمد از هر محلهای یک نفر انتخاب و در کوچه پس کوچه با همشهریان، دشمن را درگیر میکردند و به اصطلاح توانستند ۴۵ روز، از زمان درگیری در مرزها تا سقوط خرمشهر مقاومت کنند.»

برای آزادسازی خرمشهر که از ۹ اردیبهشت تا سوم خرداد ماه عملیات الیبیتالمقدس در ۴ مرحله اجرا شد، بیش از ۶ هزار شهید و ۲۴ هزار مجروح دادیم. و خرمشهر بعد از ۵۷۵ شبانهروز اشغال به آغوش کشورمان بازگشت. اما این سوال مطرح است که از بین این همه شهید عزیز چرا شعر حماسی آزادسازی خرمشهر «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» چرا اسم شهدای دیگر را نیاوردند و گفتند ممد نبودی...
محمد نورانی درباره این سروده بیان میکند: «محمد جهانآرا برای آزادی خرمشهر و پیروزی خیلی زحمت کشید. محمد برای بعد از پیروزی خرمشهر، برنامههای متعددی داشت. او میگفت: انشاءالله اگر برگشتیم، برای اقصاد شهر چه کار باید بکنیم، برای مسائل اجتماعی شهر چهکار باید بکنیم، طرح داشت، برنامه داشت و امیدوار بود که و با همین بچههایی که مقاومت کردند، خرمشهر را آزاد کنیم، بتوانیم برای مسائل فرهنگی-اجتماعی شهر و مسائل اقتصادی شهر کار کنیم. ولی متأسفانه محمد آزادی خرمشهر را ندید و داغش برای همیشه در دل دوستانش ماند؛ و دوستانش این درد و مرثیه او را در نبودش تحت عنوان اینکه ممد نبودی سرودند. سرودهای که جایگاه ویژهای یافت و در دل یک ملت نشست.»



نظر شما