اما در این میان چند سوال پیش میآید:
۱. قطع اینترنت بینالملل و قطع ارتباط مردم با دنیای بیرون، با این استدلال صورت گرفته که این اقدام برای تامین امنیت، جلوگیری از ترورها و این دست مسائل بوده است.
سوال؛ آیا قطعی اینترنت در طول جنگ ۴۰ روزه کمکی به تامین امنیت و حفاظت از جان مقامات شد؟ غیر از حملاتی که در ساعت ابتدایی جنگ بصورت غافلگیرانه انجام شد، آیا هیچ مقام دیگری در زمان خاموشی دیجیتال، ترور نشد؟ هیچ پهپادی در آسمان ایران عملیات انجام نداد؟
۲. با ادامهدار شدن خاموشی دیجیتال، دو کسب و کار فعال شد:
الف: کانفیگفروشی: به زبان سادهتر همان فیلترشکنفروشی است؛ فروشندگان این فیلترشکنها به وفور در پیامرسانهای ایرانی پیدا میشوند و با قیمتهای متفاوت در حال فروش هستند. خردهفروشان و فروشندگان جزئی محل بحث نیستند؛ اما تامینکنندگان آنها قطعا نمیتوانند ناپیدا باشند.
سوال؛ آیا میتوان باور کرد که چنین کسب و کاری با گردش مالی هزاران میلیارد تومانی، پنهان و گردانندگان این مافیا، نامشخص باشند؟
ب: اینترنت پرو: اینترنت پرو با قیمتهای گزاف بصورت «رانت قانونی» در حال فروش است؛ «رانت» از این جهت که اینترنت پرو برای برخی صنوف ارائه میشود و بعنوان مثال یک زن خانهدار که جزو هیچ صنفی نیست، امکان استفاده از سادهترین و طبیعیترین حق خود را ندارد. «قانونی» هم از این بابت که اپراتورهای تلفن همراه با مصوبهای که مشخص نیست از کجا آمده و در کجا تصویب شده(منسوب به شورای عالی امنیت ملی) کسب و کار نان و آبداری را آغاز کردهاند.
سوال؛ اگر اینترنت به سبک سابق وصل باشد، امنیت خدشهدار میشود، اما اگر مثلا برای ۵۰ گیگ سه میلیون تومان پرداخت شود، مشکل امنیت حل میشود؟ در یکی از جوکهایی که اخیرا به سیاق دهه ۸۰ با پیامک ارسال میشود، نوشته بود «آن جاسوس فلان فلان شده موساد یعنی پول ندارد که کانفیگ یا اینترنت پرو بخرد؟»؛ گرچه بعنوان جوک دست به دست میشود ولی کاش یک نفر پیدا شود و به این پرسش پاسخ دهد!
۳. در مملکت ما مشکل همین است؛ برای فیلترینگ و قطع کردن و بستن به سرعت وارد عمل میشوند؛ اما برای وصل کردن و رفع فیلترینگ و کارهایی از این دست، هیچکس نمیتواند عمل کند و حرف، حرفِ همان قطعکنندگان است که بر کرسی مینشیند!
سوال؛ مگر مملکت قانون ندارد؟ مگر میشود، فشار دادن دکمه قطع اینترنت متولی داشته باشد اما فشار دادن همان دکمه برای اتصال بیمتولی باشد؟ مگر میشود باور کرد؟
۴. از جمله وظایف رئیسجمهور، پاسداری از قانون اساسی و حفاظت از حقوق شهروندان است؛ انصافا هم در حرف، هم پزشکیان و هم اعضای دولت خوب عمل کردهاند و حرفهای قشنگی بیان میکنند؛ در حدی که شنونده آرزو میکند کاش آنها در کشور صاحب منصب میبودند!
سوال؛ مگر میشود در یک کشور صاحب دولت، رئیسجمهوری و مسئولان مربوطه موافق یک اقدام باشند اما «آنها» که معلوم هم نیست چه کسانی هستند، مانع از اقدام دولت شوند؟ مگر میشود مشخص نباشد که کلید روشن شدن اینترنت دست چه کسی یا کسانی است؟ البته که مشخص است؛ اما کت تن او نیست!
۵. مدتی بعد از قبول آتشبس در جنگ ۱۲ روزه، اینترنت وصل شد؛ اما از آتشبس جنگ ۴۰ روزه حدود ۴۵ روز میگذرد و هنوز وصل نشده است!
سوال؛ بین آن آتشبس و این آتشبس چه تفاوتی وجود دارد؟ لااقل در این مدت وصل میکردید تا مردم نفسی تازه میکردند و اگر جنگی دوباره شروع میشد دوباره قطع میکردید! ماشالله دست به قطع کردن خوبی دارید و هنوز موشکها به هدف نخوردهاند، اینترنت قطع شده بود!
۶. یکی از مراکزی که در خاموشی دیجیتال نقش ایفا میکند شورای عالی فضای مجازی است؛ در چنین شوراهای بالادستی، همواره یکی از مسائلی که مورد توجه است، تضاد و تعارض منافع است؛ یعنی یک نفر در سمتی قرار دارد و تصمیمات جایگاه حقوقیاش با منافعش در جایگاه حقیقی، در تضاد قرار میگیرد.
سوال؛ سوالی نیست جز نگاهی به اعضای شورا و هیات مدیرههای اپراتورهای ارائه دهندگان اینترنت پرو!
نتیجهگیری: جالب است که در نتیجهی این خاموشی دیجیتال که مردم را به هزار و یک مشکل دچار کرده، سه طیف لبخند رضایت دارند؛ طیفهای مخالف هرگونه آزادی، فیلترشکنفروشان و فروشندگان اینترنت پرو!
هرگونه نتیجهگیری از رابطه این لبخندهای رضایت با شماست!
۲۹۲۹



نظر شما