ترامپ جلوی حمله نتانیاهو را نگرفت؛ فقط گفت «منتظر چراغ سبز باش»/ پس هزاران نیروی ویژه اروپایی و آمریکایی در خلیج فارس چه می‌خواهند؟

یک تحلیل‌گر مسائل دفاعی معتقد است آنچه امروز به‌عنوان طرح صلح و آتش‌بس در خاورمیانه مطرح می‌شود، بیش از آنکه نشانه‌ای از پایان بحران باشد، ابزاری برای خرید زمان و پنهان کردن اهداف واقعی بازیگران اصلی است. به باور او، دونالد ترامپ به زمان نیاز دارد، بنیامین نتانیاهو برای بقای سیاسی خود به تداوم تنش و درگیری وابسته است؛ شکافی که می‌تواند در هفته‌ها و ماه‌های آینده به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده تحولات منطقه تبدیل شود.

به گزارش خبرآنلاین، پاتریشیا مارینس، تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، در یادداشتی با اشاره به اقدام ترامپ و اظهارات او درباره جلوگیری از حمله اسرائیل به ایران نوشت: 

در روزهای اخیر روایت غالب رسانه‌ها بر این محور استوار بوده که دونالد ترامپ تلاش کرده است بنیامین نتانیاهو را از انجام اقدامات نظامی جدید بازدارد. اما واقعیت لزوماً چنین نیست. ترامپ نتانیاهو را از حمله منع نکرد، بلکه به او گفت تا زمان مناسب و دریافت چراغ سبز نهایی صبر کند.

همزمان نباید درباره عملیات نیروهای ویژه و اقدامات پشت‌پرده نظامی انتظار شفافیت از دولت‌ها داشت. تجربه نشان داده است که در چنین پرونده‌هایی پنهان‌کاری و روایت‌سازی بخشی از قواعد بازی هستند و نه استثنایی بر آن. دولت‌ها معمولاً آخرین بازیگرانی هستند که درباره مأموریت‌های حساس و محرمانه اطلاعات کامل ارائه می‌کنند.

از همین زاویه باید به طرح‌های صلح و آتش‌بس نیز نگاه کرد. زمانی که با طرحی آشفته، چندلایه و مملو از تناقض مواجه هستیم؛ طرحی که نسخه‌های متفاوت و حتی متضادی از آن منتشر می‌شود و بر پایه موضوعاتی بنا شده که حل آن‌ها در کوتاه‌مدت تقریباً ناممکن به نظر می‌رسد، نمی‌توان روی موفقیت آن حساب باز کرد.

در چنین شرایطی، ارزش واقعی این طرح‌ها نه در دستیابی به صلح، بلکه در کارکرد سیاسی و راهبردی آن‌ها نهفته است. این طرح‌ها می‌توانند فضای عمومی و بازارها را نسبت به آنچه واقعاً در حال برنامه‌ریزی است دچار ابهام کنند، برای بازیگران اصلی زمان بخرند و فرصت لازم را برای سازماندهی مجدد ساختارهای سیاسی و نظامی فراهم آورند.

اما در قلب این معادله یک شکاف مهم قرار دارد؛ شکافی که میان ترامپ و نتانیاهو شکل گرفته است.

در مقطع کنونی، منافع سیاسی این دو رهبر کاملاً بر یکدیگر منطبق نیست. ترامپ برای بقای سیاسی خود به زمان نیاز دارد. او ناچار است روند تعلل، مذاکره، ابهام و مدیریت بحران را ادامه دهد تا از فشارهای داخلی و بین‌المللی بکاهد و فضای سیاسی مطلوب‌تری برای خود ایجاد کند.

در مقابل، وضعیت نتانیاهو متفاوت است. برای او هر سناریویی غیر از تداوم درگیری یا دست‌کم ارائه تصویری از تحقق اهداف جنگی، می‌تواند پیامدهای سیاسی و حقوقی سنگینی به همراه داشته باشد. پایان تنش بدون دستاورد ملموس، او را بیش از پیش در معرض فشارهای قضایی و سیاسی قرار می‌دهد.

به همین دلیل ترامپ و نتانیاهو اکنون در دو موقعیت متفاوت قرار گرفته‌اند؛ موقعیت‌هایی که دست‌کم برای مدتی با یکدیگر اصطکاک خواهند داشت. تهدیدهایی که هر یک با آن روبه‌رو هستند، یکسان نیست و فشارهایی که بر آن‌ها وارد می‌شود از جهات متفاوتی سرچشمه می‌گیرد.

در همین حال، تحرکات نظامی در منطقه نیز قابل توجه است. ایالات متحده بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی در خلیج فارس مستقر کرده است. از میان این نیروها حدود ۱۷ تا ۲۰ هزار نفر را چتربازان، نیروهای ویژه و تفنگداران دریایی تشکیل می‌دهند؛ نیروهایی که برای عملیات آبی ـ خاکی و مأموریت‌های تهاجمی آمادگی کامل دارند.

این آرایش نظامی تنها به نیروهای آمریکایی محدود نمی‌شود. برآوردها از حضور ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ نیروی دیگر از کشورهای فرانسه، بریتانیا، استرالیا، نیوزیلند، کانادا و برخی کشورهای اروپایی حکایت دارد؛ نیروهایی که در قالب مأموریت‌های محرمانه فعالیت می‌کنند و به نظر می‌رسد مأموریت اصلی آن‌ها پشتیبانی از نیروهای آمریکایی باشد.

با این حال، دولت‌های این کشورها درباره ماهیت و ابعاد این فعالیت‌ها توضیح روشنی ارائه نمی‌کنند. سکوت یا ارائه اطلاعات ناقص، بخشی از الگوی شناخته‌شده دولت‌ها در مواجهه با عملیات ویژه و تحرکات حساس نظامی است.

بر همین اساس، آنچه امروز در برابر افکار عمومی قرار دارد، لزوماً تصویر کامل واقعیت نیست. در پسِ روایت‌های رسمی از صلح، آتش‌بس و کاهش تنش، ممکن است روندهای دیگری در حال شکل‌گیری باشد؛ روندهایی که تنها با گذشت زمان ابعاد واقعی آن‌ها آشکار خواهد شد.

315

کد مطلب 2230716

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین