خشم جوانان آلبانی از پروژه داماد ترامپ / «آلبانی فروشی نیست» به شعار نسل جدید تبدیل شد

گاردین در یادداشتی تحلیلی به اعتراضات گسترده جوانان آلبانی علیه طرح ساخت یک مجموعه لوکس گردشگری با حمایت جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، در یکی از مناطق حفاظت‌شده ساحلی این کشور پرداخته و نوشته است که این اعتراضات فراتر از مخالفت با یک پروژه سرمایه‌گذاری، به نمادی از مقابله با الیگارشی، خصوصی‌سازی منابع طبیعی و مدل توسعه اقتصادی مبتنی بر فروش زمین و طبیعت تبدیل شده است.

خبرآنلاین - ترجمه از گاردین - محمد عارف معزی: نخست‌وزیر آلبانی اعتراضات گسترده این کشور را در اظهاراتی عجیب به ایران نسبت داده‌است، اما رسانه‌های اروپایی معتقدند که این اعتراضات واکنشی به فساد گسترده و سوءمدیریت کلان در آلبانی است.

«لیا ایپی، استاد دانشگاه اقتصاد لندن، در یادداشتی با عنوان «به اعتراضاتی که جرد کوشنر در آلبانی برانگیخته نگاه کنید؛ این می‌تواند نقطه امیدی برای اروپا باشد»، به موج جدید اعتراضات جوانان آلبانیایی علیه پروژه‌های لوکس گردشگری و تصاحب مناطق حفاظت‌شده پرداخته و این جنبش را نشانه‌ای از مقاومت مدنی در برابر سلطه ثروتمندان بر سیاست و اقتصاد دانسته است.»

اگر زنی که از آرزوی خود برای توسعه یک جزیره خارجی سخن می‌گفت، از قایق قاچاقچیان پیاده شده بود، احتمالاً رؤیایش در یکی از مراکز بازداشت مهاجرانی که دولت آلبانی اخیراً با همکاری ایتالیا ساخته است، نابود می‌شد. اما قایق مورد نظر یک قایق تفریحی چندمیلیون دلاری بود و زنی که پابرهنه به بالای جزیره رفته بود، ایوانکا ترامپ بود. تحقق این رؤیا تنها به یک تماس با نخست‌وزیر آلبانی، ادی راما، و ورود همسرش جرد کوشنر و یکی از شرکت‌هایش نیاز داشت تا منطقه‌ای حفاظت‌شده از حیات‌وحش را به مجموعه‌ای از املاک لوکس تبدیل کنند.

دولت آلبانی تأکید می‌کند که هنوز هیچ توافق نهایی‌ای امضا نشده است. با این حال، اشتیاق خود را نیز پنهان نکرده است. دلیل این استقبال روشن است؛ آلبانی پس از دهه‌ها گذار از کمونیسم به سرمایه‌داری و سال‌ها مذاکره برای پیوستن به اتحادیه اروپا، بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر از شهروندان خود را در اثر مهاجرت از دست داده است. این کشور از سطح پایین تولید صنعتی، بخش کشاورزی نیازمند نوسازی و نظام آموزش عالی بحران‌زده رنج می‌برد. در چنین شرایطی، وقتی سرمایه صنعتی، مالی یا انسانی قابل عرضه در بازار جهانی وجود ندارد، تنها چیزی که باقی می‌ماند طبیعت است. حتی رونق اخیر گردشگری نیز حاصل تلاش گسترده دولت برای بهبود تصویر بین‌المللی کشور بوده است.

توسعه پایدار و حفاظت از محیط‌زیست خواسته‌هایی جذاب اما پرهزینه هستند. در شرایط جهانی‌سازی رقابتی، بازار املاک و گردشگری لوکس سریع‌تر رشد اقتصادی ایجاد می‌کنند؛ هرچند نابرابری را افزایش داده و منابع طبیعی را فرسوده می‌کنند. این همان الگویی است که کشورهای ثروتمند سه دهه پیش آزمودند و امروز از آن ابراز پشیمانی می‌کنند.

آلبانیایی‌ها می‌دانند که سوداگری در بازار مسکن بدون حمایت دولت به معنای دشوارتر شدن خرید خانه و پرداخت اجاره برای شهروندان عادی است. آن‌ها همچنین می‌دانند که گردشگری لوکس، تعطیلات در کشور خودشان را به امتیازی برای اقلیتی محدود تبدیل می‌کند. در کشوری که اتحادیه‌های کارگری تقریباً وجود ندارند و جنبش کارگری تنها در تصاویر دوران کمونیسم دیده می‌شود، شرایط کار آن‌قدر استثماری است که تنها مهاجران کشورهای فقیرتر حاضر به پذیرش این مشاغل می‌شوند. بسیاری از آلبانیایی‌ها نیز چمدان‌های خود را می‌بندند و راهی کشورهای دیگر می‌شوند؛ جایی که اغلب با تبعیض و بیگانه‌هراسی مواجه می‌شوند، اما این هزینه را برای آینده فرزندان خود می‌پذیرند.

در مه ۲۰۲۵، حزب سوسیالیست حاکم برای چهارمین بار متوالی در انتخابات پیروز شد. مشارکت حدود ۴۴ درصدی، پایین‌ترین میزان در تاریخ معاصر این کشور بود؛ آن هم در شرایطی که برای نخستین بار آلبانیایی‌های خارج از کشور نیز حق رأی داشتند. نه برنامه انتخاباتی مشخصی وجود داشت و نه مناظره‌ای جدی با مخالفان. در کشوری که بیش از ۹۰ درصد مردم از عضویت در اتحادیه اروپا حمایت می‌کنند، کافی بود تصاویر گذرنامه‌های اروپایی روی بیلبوردها نصب شود و یک وعده تکرار شود: عضویت در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۳۰.

این روی دیگر ادغام اروپایی است؛ جایی که انتقاد از دولت به مخالفت با اروپا تعبیر می‌شود. دیگر رقابتی میان چشم‌اندازهای متفاوت برای جامعه وجود ندارد و تنها مدیران مختلف یک مسیر از پیش تعیین‌شده با یکدیگر رقابت می‌کنند. وقتی سیاست به مدیریت تکنوکراتیک تقلیل یابد، تنها دریچه تحلیل منازعات سیاسی، مفهوم «فساد» خواهد بود؛ گویی مشکل در رفتار افراد است نه در ساختارها و قواعد حاکم.

سال‌ها آلبانیایی‌ها این وضعیت را با همان تسلیم‌پذیری‌ای پذیرفتند که در برابر یک بلای طبیعی از خود نشان می‌دهند. اما اکنون نسل جوان در حال مقاومت است. اعتراضات اخیر به قانونی درباره سرمایه‌گذاری‌های راهبردی مربوط می‌شود که به باور معترضان، سلطه الیگارشی بر دولت را تثبیت می‌کند. این اعتراضات زمانی شدت گرفت که ماشین‌آلات سنگین وارد یک تالاب ساحلی حفاظت‌شده شدند و ویدئویی منتشر شد که در آن نیروهای امنیتی خصوصی یک معترض را کتک می‌زدند، در حالی که پلیس تنها نظاره‌گر بود.

نسلی که به آن آموخته شده بود تنها باید درباره سرعت توسعه گردشگری، شتاب پیوستن به اتحادیه اروپا و جذب سرمایه‌گذاری فکر کند، اکنون این پرسش را مطرح می‌کند که آیا راه دیگری وجود ندارد؟ آیا دموکراسی باید به حکومت گروهی کوچک از ثروتمندان محدود شود؟

این جنبش نمونه‌ای الهام‌بخش از کنشگری مدنی است که از زمان سقوط کمونیسم تاکنون کمتر دیده شده است. توجه رسانه‌ها به خانواده ترامپ نیز به دیده شدن آن در سطح بین‌المللی کمک کرده است. اما چرا اکنون؟ مخالفان دولت سال‌ها تلاش کردند مردم را علیه «فساد» بسیج کنند؛ حتی در پارلمان آتش روشن شد و کوکتل مولوتوف به ساختمان‌های دولتی پرتاب شد. اما در موضوع پروژه کوشنر، دولت و اپوزیسیون عملاً در یک جبهه قرار گرفته‌اند. شاید همین مسئله باعث شد هزاران جوان به خیابان‌ها بیایند؛ زیرا اطمینان داشتند که اعتراضشان به نفع هیچ جریان سیاسی مصادره نخواهد شد.

تماشای جوانانی که در جریان اعتراضات آواز می‌خوانند، می‌رقصند، خیابان‌ها را تمیز می‌کنند و به پلیس گل هدیه می‌دهند، تأثیرگذار است. برخلاف نسل‌های پیشین اپوزیسیون، آن‌ها دولت را رها نکرده‌اند؛ بلکه بر این باورند که دولت متعلق به خود مردم است.

در سال‌های اخیر، واکنش رایج به سرخوردگی سیاسی در اروپای پساکمونیستی، رشد جنبش‌های بیگانه‌هراس و راست افراطی بوده است. اما تجربه آلبانی نشان می‌دهد شکل دیگری از بسیج اجتماعی نیز ممکن است. شعار اصلی این جنبش، «آلبانی فروشی نیست»، نه از ملی‌گرایی افراطی سرچشمه می‌گیرد و نه از نوستالژی گذشته؛ بلکه یادآور این واقعیت است که احترام به خود، پیش‌شرط احترام دیگران است و مردمی که روح خود را در ازای سرمایه‌گذاری بفروشند، در نهایت درمی‌یابند که همان روح ارزشمندترین دارایی آن‌ها بوده است.

این جنبش، در عین تحسین‌برانگیز بودن، شکننده نیز هست. جنبشی بدون رهبر، بدون برنامه مشخص و بدون زیرساخت‌های لازم برای تداوم بلندمدت. چنین جنبش‌هایی سخت‌تر مصادره می‌شوند اما آسیب‌پذیری بیشتری در برابر نفوذ و پراکندگی دارند. برای موفقیت، باید از مرحله مقاومت صرف عبور کرده و به ارائه بدیل‌های سیاسی و اجتماعی بپردازند.

تا زمانی که سیاست دموکراتیک در اختیار اقلیتی ثروتمند باشد، سیاستمداران تغییر خواهند کرد، دادگاه‌های مبارزه با فساد عطش مجازات را ارضا خواهند کرد و کنشگری مدنی تنها توهم تغییر را ایجاد خواهد کرد. جوامع یکی پس از دیگری با همان تناقض‌های توسعه سرمایه‌داری مواجه خواهند شد. چالش اصلی نه فقط جایگزینی افراد، بلکه ساختن نظامی جدید است.

با این حال، شاید این بار آلبانی نیازی نداشته باشد که خود را به اروپا برساند؛ بلکه بتواند پیشگام باشد. نسلی که برای الگویی متفاوت از توسعه بسیج شده است؛ الگویی که سلطه الیگارشی را رد می‌کند و حفاظت از محیط‌زیست را با مشروعیت دموکراتیک پیوند می‌زند. چنین نسلی نباید مورد هراس قرار گیرد، بلکه باید مورد حمایت و تحسین واقع شود. شاید آلبانی، به‌جای آنکه «مانند بقیه اروپا» شود، بتواند درس ارزشمندی درباره عزت‌نفس به قاره پیر بیاموزد.

۲۱۹/۴۲

کد مطلب 2231006

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین