مریم آموسا- شانزدهمین نشست فرهنگ و هنر دانشگاه تهران به نقد و بررسی «رمان تاریخی» نوشته گئورگ لوکاچ اختصاص داشت که با ترجمه شاپور بهیان به تازگی ازسوی نشر اختران منتشر شده است. در این نشست امیرعلی نجومیان و شاپور بهیان درباره این کتاب که بیش از 80 سال ازنگارش آن میگذرد و واکاوی اندیشه لوکاچ درباره رمان تاریخی سخن گفتند.
در ابتدای این نشست امیرعلی نجومیان با بیان این موضوع که رمان تاریخی در سال 1937 منتشر شده است، گفت: «باید ببینیم آیا پس از80 سال نظرات لوکاچ درباره رمان تاریخی همچنان پاسخگوی نیاز پژوهشگران هست یا نه؟»
این مدرس دانشگاه شهید بهشتی درادامه صحبتهایش از ترجمه شاپور بهیان به عنوان ترجمهای تحسینبرانگیز یاد کرد و گفت: «در کنار این کتاب ضرورت ترجمه آثار «اوبر باخ» نیز احساس میشود.» وی لوکاچ و اوبر باخ را از نظر نگاهی که به رئالیست دارند بسیار به هم نزدیک خواند و گفت: «باخ نگاه عجیبی دارد او معتقد است که رئالیست از انجیل شروع میشود و به آثار ویرجینا ولف ختم میشود.»
به گفته نجومیان، «نگاه لوکاچ به تاریخ هگلی است. او رئالیست را بهترین شکل ادبی میداند و از مدرنیسم و اکسپرسیونیسم به عنوان مقدمهای برای فاشیسم یاد میکند. او رمان تاریخی را تجسم رئالیسم در عصر معاصر میداند و میگوید: همانگونه که ساختار جامعه به مرور پیچیدهتر میشود، ساختار رمان تاریخی نیز باید همسو با تغیر در ساختار جامعه دگرگون شود.»
براساس نگاه لوکاچ همانگونه که مسیر تکاملی در ساختار اجتماعی وجود دارد، باید چنین مسیری را نیز برای رمان تاریخی فرض کرد. نجومیان با اشاره به نگاه لوکاچ که اسکات نویسنده اسکاتلندی را بهترین رماننویس تاریخی میداند، یادآور شد: «از نظر لوکاچ تاریخ یک موضوع تمام شده نیست و او نویسنده را محق میداند که هنگام نوشتن براساس ضرورتی که فرم پیش روی او میگذارد به نفع رمان در تاریخ دست ببرد. لوکاچ یکی از عناصر اصلی رمان تاریخی را شخصیتهای تیپیک میداند که روح تاریخ عصر خود را حمل میکنند.»
وی تاریخ لوکاچی را تاریخی هگلی مارکسیستی عنوان کرد که همزمان با پیشرفت تاریخ تعریف میشود. با اینکه تاریخ در دل خود تضادهای بسیاری دارد اما همواره درتغییر و تحول و رو به جلو است. در واقع تاریخ هگلی لوکاچی یک کلان روایت است که وقایع عالم را توضیح میدهد.
نجومیان در تعریف رمان تاریخی گفت: «رمان تاریخی ژانر ادبی جنجالبرانگیزی است که به اعتبار سخن برخی از منتقدان لذتی ساختگی و دروغگو از هویت ملی به ما میدهد. لوکاچ رمان تاریخی را نوع هنری ارگانیکی میداند که تضادهای خود را نشان میدهد.»
این منتقد لوکاچ را در بستر زمانی خود پیشرو عنوان کرد اما به گفته او، امروزه نگاه به لوکاچ با شک و تردید همراه است. فهم جدید از تاریخ، تاریخ را به عنوان پدیدهای رو به پیشرفت نمیداند از این رو تفکر لوکاچ نیز مورد نقد امروز قرار میگیرد. در واقع لوکاچ با بیتوجهی به ادبیات مدرنیستی فهم دقیقی از ادبیات ندارد و با ایدئولوژی محدود به ادبیات نگاه میکند.
در ادامه شاپور بهیان مترجم کتاب «رمان تاریخی»، با اشاره به دیدگاهی که در ایران درباره لوکاچ وجود دارد گفت: «در ایران لوکاچ را به عنوان یک مارکسیست کمونیست میدانند که همواره به قواعد این مکتب پایبند است اما لوکاچ زاده طبقه بورژوا است و برخلاف بسیاری از هنرمندان معتقد است که نویسنده نباید از فقر و تنگدستی بنویسد. چیزی که نزدیک به 2 دهه یعنی از دهه 40 به اینسو در ادبیات ما رایج بود و نویسندگان ما بیشتر به نوشتن رمانهایی درباره فقرا و روستائیان اقبال نشان میدادند.»
به گفته بهیان، «لوکاچ معتقد است، اگر نویسنده در اثرش درباره کارگر بنویسد اثرش تبدیل به شاهکار نمیشود، نویسندهای میتواند شاهکار خلق کند که الزامات فرم را رعایت کند. درواقع تأکید لوکاچ بر فرم است نه محتوا و این فرم است که خودش را بر نویسنده تحمیل میکند نه نویسنده که از الزامات شکل بهره میبرد. او معتقد است که رئالیست سوسیالیستی با دگرگون شدن محتوا شکل عوض میکند.»
به گفته بهیان، رمان تاریخی از نظر لوکاچ یک خردهژانر است، ژانری فرعی از رمان که موضوعش گذشته انسان است.






نظر شما