از زمانی که هیلاری کلینتون قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا سخنانش درباره ایران را، با لحنی شبیه جورج بوش بیان میکرد تا این روزها که وقتی برای گرفتن رأی اعتماد جهت تصدی وزارت خارجه مقابل سناتورهای سنا قرار میگیرد، با لحنی مشابه باراک اوباما رئیس جمهور منتخب این کشور صحبت میکند اندکی بیش از شش ماه میگذرد اما در همین فرصت کوتاه، اظهاراتش به لحاظ محتوایی آنقدر تغییر یافته که با کمی اغماض بتوان مدعی شد هیلاری کلینتون سناتور دموکرات و رقیب شکست خورده باراک حسین اوباما در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، چرخشی در سیاستهای خارجی خود داشته است. اما این که این تغییر دیدگاه و چرخش موضع به علت پایان یافتن مبارزات انتخاباتی رخ داده یا نتیجه لباسی است که وی قرار است به زودی در قامت وزارت در دولت اوباما بر تن کند، موضوعی است که قابل تأمل میباشد.
درست در گرماگرم جریانهای انتخاباتی و بحث درباره چالش دولت بعدی آمریکا در حوزه سیاست خارجی بود که تفاوت دیدگاههای هیلاری و باراک عیان شد؛ و گاهی نبرد میان این دو کاندیدای حزب دموکرات که برای احراز نامزدی این حزب در انتخابات با یکدیگر رقابتی فشرده داشتند، چنان سخت میشد که تحلیلگران سیاسی آن را تلخ نامیدند.
هیلاری کلینتون بانوی 61 ساله و همسر رئیسجمهور پیشین آمریکا در تشریح سیاستهای خارجی خود، در خصوص ایران اگرچه سیاستهای جورج بوش در برابر ایران را ناکام میدانست اما معتقد بود چنانچه به مقام ریاست جمهوری برسد، گفتوگوهای سطح پایین با ایران را آغاز خواهد کرد. خانم کلینتون در واقع بر همان سیاست هویج و چماق تأکید داشت و آن را نحوه برخورد خود با ایران عنوان کرد.
اما باراک اوباما موضعی متفاوت در برابر ایران اتخاذ کرده و از اعلام آمادگیاش برای انجام مذاکره با دشمنان آمریکا از جمله ایران در هر سطحی خبر داد. از مجموع اظهارنظرهای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا درباره برنامه هستهای کشورمان اگرچه اختلاف نظر خیلی جدی مشاهده نمیشد اما همین موضوع سطح مذاکرات آنقدر در دستگاه دیپلماسی مهم است که ساکنین کاخ سفید دربارهاش دچار اختلافنظر شوند. در واقع اختلاف آنها بر سر آن بود که آیا باید بی قید و شرط وارد گفتوگوهای رسمی با ایران شوند یا خیر و اگر قرار است به مذاکره بنشینند، در چه سطحی، این درحالی است که دولت بوش آغاز گفتوگوی رسمی با دولت ایران را مشروط به تعلیق غنیسازی از سوی تهران کرده بود. زیرا به عقید او مذاکره رسمی، امتیازی است که نباید ایران بدون دلیل به آن دست یابد.
با وجود این اوج اختلاف نظر اوباما و کلینتون پس از آن به وجود آمد که هیلاری آمادگی بیقید و شرط اوباما برای ملاقات با سران ایران در سطح رئیسجمهوری را کاری سادهلوحانه خواند و ناشی از بیتجربگی وی دانست و کمی بعد نیز از «محو ایران» سخن گفت آن هم در صورتی که این کشور به اسرائیل حمله هستهای داشته باشد. در این حین، باراک اوباما به انتقاد از سخنان رقیب دموکرات خود پرداخت و سخنانی هیلاری را تکرار سیاستهای بوش دانست که با لحن او نیز بیان میشود. از اینرو گفت: «این لحنی نیست که در حال حاضر به آن نیاز داریم. این لحن یادآورنده لحن جورج بوش است. در دوران او سیاست خارجی ما سیاست شمشیر کشی و سخنان تند بود ولی مجموعهای از تصمیمگیریهای راهبردی در این دوره اتخاذ شده که در عمل ایران را تقویت کرد.»
به رغم انتقادات مطرح شده که حتی با نامه اعتراضی ایران به دبیرکل سازمان ملل همراه بود، کلینتون ضمن دفاع از سخنانش درباره ایران گفت: «فکر میکنم درباره آنچه انجام خواهیم داد باید کاملاً شفاف باشیم. فکر نمیکنم الان زمان دو پهلو صحبت کردن باشد. اما همزمان با اتمام دوران انتخابات و جریانهای رقابتی و برگزیده شدن باراک اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، در میان حیرت ناظران سیاسی، این رئیسجمهور سیاستپوست آمریکا به دیدار هیلاری رفت تا درباره پیشنهاد اعطای پستی مهم در دولت خود با او گفتوگو کند و با پذیرش این پیشنهاد بود که هیلاری اواخر هفته گذشته به کنگره آمریکا رفت تا در مقابل سناتورها حاضر شده و به سئوالات آنان درباره روابط خارجی دولت اوباما و رویکرد او در کسوت وزیر امور خارجه پاسخ دهد.
نتیجه شش ساعت پاسخگویی کلینتون به اعضای کمیته روابط خارجی سنا اما جالب بود، چرا که اولاً یکبار دیگر بیانگر ایجاد تغییر شگرف در سیاست خارجی اوباما بود و از سوی دیگر تغییر دیدگاههای هیلاری را میشد از لابهلای پاسخهای مکتوبش مشاهد کرد.
وی گفته است که دولت آینده اوباما برای متقاعد ساختن ایران به دست برداشتن از آنچه آنان بلند پروازی هستهای میخوانند، تماس مستقیم با تهران را دنبال خواهد کرد.
کلینتون درعینحال که زیرکانه عنوان نکرد دقیقاً چه گامهایی را در مواجهه با ایران برخواهد داشت، خاطرنشان شد: «ما یک رویکرد تازه و شاید متفاوت را دنبال خواهیم کرد. آنچه قبلاً امتحان شده جواب نداده و از طرفی، ایران اکنون از هر زمان دیگری به ظرفیت ساخت سلاح اتمی نزدیکتر است.»
وی سپس به پایبندی رئیسجمهور اوباما به این مسیر اشاره میکند و این که خود نیز همراه با اوباما آن را دنبال خواهد کرد.
بنابرآنچه گفته شد کلینتون تلویحاً گفت که« تلاشهای بوش راه به جایی نبرده و تیم اوباما آماده اتخاذ نگرشی مثبت و کارآمد برای تماس با ایران است.» حال این سئوال مطرح میشود که آیا چرخشی در اندیشههای مرتبط با سیاست خارجی هیلاری کلینتون رخ داده یا بنابر آنچه که در آمریکا حاکم است وی بنا بر مقامی که در دولت اوباما خواها داشت، قصد دارد تمام و کمال از سیاستهای اوباما حمایت کند؟
به نظر میرسد آنچه که هیلاری در قبل از انتخابات و حتی تعیین کاندیدای حزب دموکرات درباره ایران مطرح کرد فقط به یک مسأله مرتبط بوده و آن این جمله است «من میخواهم پیروز شوم». اظهارات خانم هیلاری درباره اقدام تلافیجویانه شدید علیه ایران در صورتی که به اسرائیل حمله کند، و هشداری که صراحتاً به تهران مبنی بر قادر بودن واشنگتن به مقابله نظامی میدهد زمانی بیان شد که وی دیدگاههای خود را در انتخابات ایالت پنسیلوانیا و در رقابت با اوباما گفت. بسیاری از رأی دهندگان آن ایالت را سفیدپوسان محافظهکار تشکیل میدهند و یک اقلیت یهودی با نفوذ نیز در این ایالات سکونت دارد. در آن موقع هیلاری کلینتون که در مجموع از آرای ایالتی اوباما عقب بود، با بیان چنین دیدگاهی توانست در انتخابات ایالتی پنسیلوانیا پیروز شود؛ لذا تغییر موضع کلینتون از این لحاظ چندان غیرمنتظره نبوده و حتی میتوان پیشبینی کرد که شاهد اتفاقاتی از این دست بازهم خواهیم بود به خصوص اگر که به یاد بیاوریم وی پس از واگذاری رقابت حزبی به رقیب خود، بلافاصله از باراک اوباما حمایت کرد و حتی در مبارزات انتخاباتی او علیه جان مککین رقیب جمهوریخواه باراک، شرکت کرد.
آنچه در حال حاضر مهم است و به نظر میرسد مورد تأیید اوباما قرار دارد، قولی است که خانم هیلاری داده و آن استفاده از دیپلماسی در برخورد با ایران است.





نظر شما