متن مقاله به شرح زیر است:
از متن حکم تمدید مسئولیت رئیس سازمان صدا و سیما، نه تأیید مطلق، بلکه نوعی «تأیید مشروط» مستفاد می شود. مقام معظم رهبری ضربالاجل یکسالهای را برای آقای ضرغامی جهت ارتقاء سطح دینی، اخلاقی، امید، و آگاهی بخشی تعیین کردهاند. تأکید بر همین وجوه، میتواند مبدأ یا مبنای یک آسیبشناسی عملکرد سازمان صداوسیما قرار گیرد. در حقیقت عطف به ملاکها و موارد یاد شده، جا دارد عملکرد 5 ساله آقای ضرغامی مورد ارزیابی انتقادی قرار گیرد. ما نسبت به بسیاری از برنامههای سیاسی و انتخاباتی صدا و سیما و پیامدها و دلالتهای اخلاقی آن معترض بودیم و اعتراض خود را به کرات اظهار کردیم. مهمترین نقدی که در زمان عهدهداری ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم به آقای ضرغامی داشتم و به او گوشزد کردم؛ این بود که شما رسالت ملی خود را فراموش کردهاید و به تریبون یک جناح سیاسی تبدیل شدهاید. متأسفانه توصیههای قانونی ما به جایی نرسید و شاهد یکسو نگری صدا و سیما در انتخابات مجلس هشتم و اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری دهم بودیم. هر جا یکسو نگری باب شود، یک حرکت غیراخلاقی را هم به دنبال خود میآورد. یعنی رابطه مستقیمی وجود دارد بین غفلت از رسالت ملی و گرایش به بیاخلاقی و تهمتزنی.
علت تمدید حکم آقای ضرغامی، با وجود انتقاداتی که به عملکرد وی وجود دارد؛ به نظر می رسد به این دلیل باشد که آقای ضرغامی ناخواسته وارد این بازیهای سیاسی شده است، بدین معنی که ورود به این بازیهای سیاسی به گونه ای به وی تحمیل شده است. با این حال فکر میکنم ضرغامی درسش را بلد است و پیام رهبری را به خوبی گرفته و اگر به این متن حکم توجه جدی کند، میداند چه باید بکند. اشکال کار در شخصیت روحی و روانی او نیست. شخصیت آقای ضرغامی یک وجه زیرینی هم دارد که اگر به آن رجوع کند، به سلامت از این میدان بیرون میآید.
بیشترین نقطه ضعف او برمیگردد به همان نگاههای جناحی در برنامههای سیاسی. لذا تجدید نظر در معاونت سیاسی یا معاونت خبر سازمان صداو سیما ضروری به نظر می رسد. قبل از این هم تذکر داده بودم که ظاهراً بخش سیاسی و خبری صدا و سیما در اختیار جناح خاصی قرار گرفته و سازمان را از رسالت ملی خود دور میکند.
آقای ضرغامی اگر بخواهد به رهنمودهای رهبری و رسالت ملی خود توجه جدی کند باید ضمن تجدید نظر در معاونت سیاسی یا خبر خود، سعی کند با عبرتگیری از برنامههای گذشته، از تمام کارشناسان ملزم به اصول نظام و انقلاب دعوت کند تا به نقد سیاستها و برنامههای صاحبان قدرت بپردازند. بر خلاف زمان ریاست دکتر لاریجانی بر صدا و سیما که دولت خاتمی نقد میشد، در دوره آقای ضرغامی ما چیزی به عنوان نقد دولت ندیدیم و بیشتر برنامههای تبلیغ دولت بود.
طبیعی است که این رویکرد گرایش به سمت رسانههای بیگانه را تقویت میکند.
معتقدم ضرغامی قابلیت، استعداد و ذکاوت کافی را دارد، ولی ممکن است مصلحت سنجیها بر او غلبه پیدا کند. به دلیل عدم نظارت بر عملکرد صدا وسیما و فقدان ساختاری به نام شورای سیاستگذاری، چه بسا کفه مصلحت سنجی بر کفه رسالت ملی بچربد. به هر روی حکم رهبر انقلاب، تأیید مشروطی است که تا حدودی به قابلیتهای درونی آقای ضرغامی برمیگردد. هر چند این قابلیتها در همه جاها نتوانسته خودش را به خوبی نشان دهد. مثلاً در نحوه دعوت از کارشناسان و پوشش اخبار انتخابات و حوادث بعد از آن و به خصوص پخش دادگاه بازداشت شدگانی که جرمشان ثابت نشده بود.
با این حال دور از انصاف است که تمام برنامه های صداو سیما را به بخش سیاسی- انتخاباتی آن تقلیل دهیم و از نقاط قوت سایر برنامه ها حتی برخی تولیدات سیاسی غافل شویم. اما آقای ضرغامی در وجه سیاسی- انتخاباتی متاسفانه کارنامه موفقی از خود بروز نداده است. برای ایشان و تقویت نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف به منظور تحقق رسالت ملی صداو سیما در جهت ارتقاء وحدت ملی آرزوی موفقیت دارم.
نظر شما