۰ نفر
۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳

گزارشی از وضعیت علمی دانشگاه‌ها و دانشجویان در ایران و پدیده‌ای به نام تقلب در پایان‌نامه نویسی

ابوالفضل اقبالی: هر جامعه‌ای برای اجتماعی کردن افراد خود و آماده ساختن آنها برای ایفای نقش نیاز به نهادی دارد که مهارت‌های لازم را در این رابطه به آنها آموزش دهد. در گذشته که شاهد وجود جوامع به صورت ساده و سنتی بودیم این کار به دلیل عدم وجود نقش‌ها و حرفه‌های مختلف و متعدد توسط نهاد خانواده صورت می‌گرفت، ولی امروزه شاهد گذار جوامع از حالت سنتی و ساده به حالت مدرن و پیچیده هستیم و این گذار، تقسیم کار بیشتر و طبیعتاً تنوع و تعدد حرفه‌ها و نقش‌ها را به دنبال دارد. به همین دلیل نهاد خانواده دیگر قادر به جامعه‌پذیر کردن و آماده ساختن افراد برای ایفای نقش در آنها نیست زیرا نه صلاحیت این کار را دارد و نه فرصت‌اش را. لذا جامعه امروزی نیاز به نهادی دارد که بتواند این مسئولیت مهم را به عهده بگیرد.

در جوامع امروزی این مسئولیت به عهده نهاد آموزش است که یکی از مهم‌ترین نهادهای یک جامعه محسوب می‌شود، زیرا افرادی که از فیلتر این نهاد گذر می‌کنند در آینده عهده‌دار نقش‌های موجود در جامعه می‌شوند و بدیهی است اگر این نهاد وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد افراد آماده‌تری را به جامعه تحویل می‌دهد و در نتیجه آن جامعه به پویائی و رشد نزدیک‌تر خواهد شد. ولی اگر این نهاد نتواند به نحو احسن از عهده مسئولیت خود برآید جامعه به دلیل عدم نقش‌پذیری و اجتماعی شدن افراد دچار بحران و رکود خواهد شد. لذا هر جامعه‌ای روی نهاد آموزش سرمایه‌گذاری می‌کند و بنای خود را بر روی این نهاد پایه‌گذاری می‌کند.

کشور ما نیز که از این قاعده مستثنی نیست این وظیفه مهم را به عهده نهاد آموزش و پرورش سپرده است که این نهاد از طریق مدارس و دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی و فرهنگی این مهارت‌ها را به افراد آموزش می‌دهد. در این مطلب ما سعی می‌کنیم نگاهی گذرا ولی عمیق به فرایند آموزش در دانشگاه‌های کشور به عنوان مهم‌ترین و کاربردی‌ترین ابزار نهاد آموزش برای نقش‌پذیری افراد بیاندازیم و موانع موجود در سر راه این فرایند را مشخص کنیم.

دانشگاه محلی است که در آن نخبگان و افراد با استعداد هر جامعه با طی کردن و پشت سر گذاشتن مراحلی خاص به آن راه پیدا می‌کنند در کشور ما نیز افراد با گذشتن از مرحله کنکور وارد دانشگاه می‌شوند که به نظر می‌رسد معیار دقیق و عادلانه‌ای برای جداکردن و تشخیص افراد بااستعداد و نخبه نیست. زیرا رقابتی است که کاملاً بر سر محفوظات و داشته‌های کپی شده در مغز دانش آموزان است و حتی بعضاً راه‌حل‌های ریاضی هم به صورت حفظی به دانش‌آموز آموخته می‌شود. لذاست که نمی‌توان ادعا کرد این مرحله به ورود افراد بااستعداد و باهوش به دانشگاه می‌انجامد. بعضاً در بیرون از دانشگاه افرادی یافت می‌شوند که بسیار باهوش‌تر و زیرک‌تر از بعضی دانشجویان‌اند و در حرفه خود بسیار استادتر و داناتر از فارغ‌التحصیلان دانشگاه در همان حرفه و رشته هستند.
دانش‌آموزان پس از گذشتن از یک نظام آموزشی بیمار در هنگام انتخاب رشته نیز تحت‌تاثیر همین فرایندهای معلق و ناصحیح قرار خواهند گرفت یعنی انتخاب رشته دانش‌آموزان نیز متناسب با علاقه شخصی و استعدادهای آنان نیست و علاقه و فشار اطرافیان که نشات گرفته از تصورات آنان در رابطه با موقعیت اجتماعی آن رشته است تصمیم‌گیرنده خواهد بود. لذا چنین انگیزه‌ای باعث نخواهد شد که دانشجو شب و روزش را با کمال علاقه صرف علم‌آموزی و تحصیل کند و معمولاً این فرایند به ایجاد مشکل برای دانش‌آموزان راه‌یافته به دانشگاه می‌انجامد و نتیجه این است که فردی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود مطابق با ایده‌آل‌های برنامه‌ریزی شده عمل نمی‌کند.

یک دانشجو قبل از اینکه وارد دانشگاه شود تحت فشار و کنترل زیاد و با برنامه‌های سنگین درس خوانده است و عادت کرده که قبل از ایجاد سوال در ذهن‌اش پاسخ آن را دریافت کند و در کلاس جزوه آماده‌ای از معلم دریافت کرده و شب امتحان یک بار و در خوشبینانه‌ترین حالت چند بار از روی آن بخواند و سر امتحان حاضر شود و تا به حال نه مسئله‌ای را در ذهن‌اش آنالیز و تحلیل کرده و نه حتی ذره‌ای برای یافتن پاسخ سوال‌هایش (در صورت وجود) فکر کرده است. وقتی با این پیشینه یک دانش‌آموز وارد دانشگاه می‌شود نباید هم از او انتظار داشت در دانشگاه شروع به تحلیل و تجزیه مسائل بپردازد و برای یافتن پاسخ سوال‌های ذهنی خودش تلاش کند و فکرش را به کار بیاندازد. این دانشجو طبیعتاً باید سر کلاس از استاد جزوه طلب کند و شب امتحان اهل مطالعه شود. البته هستند دانشجویانی که بعد از ورود به دانشگاه متحول می‌شوند و از این سیستم فاصله می‌گیرند ولی غالب دانشجویان خواه ناخواه در این فرایند هضم می‌شوند.

به عنوان مثال یکی از آسیب‌ها و معضلاتی که در دانشگاه و در میان دانشجویان شایع است مقوله تقلب و کم‌کاری در پایان‌نامه‌نویسی است. دانشجویان معمولاً برای فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه موظفند یک کار تحقیقاتی را به عنوان پایان‌نامه تحصیلی خود ارائه دهند. برای این منظور موسسات متعددی پدید آمده است که هر کدام با گرفتن مبلغ کلانی از دانشجو کار پایان‌نامه وی را انجام داده و بدون هیچ دردسری به او تحویل می‌دهند و جالب‌تر اینکه حتی بعضاً برای دانشجو انتخاب موضوع هم می‌کنند! به نظر می‌رسد این پدیده رایج در میان دانشجویان ما ریشه در ساختار آموزشی و ارتباط آن با ساختار و نظام کلی جامعه دارد. غالباً کسانی که در جامعه افراد تاثیرگذاری هستند و نقش‌هائی که ایفا می‌کنند از نقش‌های کلیدی جامعه محسوب می‌شود از مسیر دانشگاه عبور کرده‌اند و به عبارت دیگر اکثر مدیران، مهندسان، پزشکان، اساتید و معلمان، سیاستمداران و جامعه‌شناسان و بقیه افرادی که به نوعی در جامعه از پایگاه و نقش مهمی برخوردارند زمانی در دانشگاه تحصیل کرده‌اند و در دانشگاه مهارت‌های لازم را فرا گرفته‌اند. برای مثال یک مدیر در دانشگاه می‌آموزد که چگونه بازدهی شرکت را با صرف هزینه کمتر و زمان کوتاه‌تر به حداکثر برساند و در یک کلام راه و چاه مدیریت کردن را با تئوری‌های علمی و عملی یاد می‌گیرد و یا یک حسابدار می‌آموزد که چگونه باید عمل کند که در پایان سال با کسری بودجه مواجه نشود و همین‌طور افراد دیگر که مطابق با رشته خود مهارت‌ها را در دانشگاه می‌آموزند و با سلایق و توانائی‌های خود آمیخته و آن را در جامعه پیاده می‌کنند. بدیهی است که هر کس در ایفای نقش خود از شایستگی و مهارت بیشتری برخوردار باشد در واگذاری نقش از اولویت بیشتری برخوردار است لذا این امر باعث می‌شود که افراد در زمان یادگیری مهارت‌ها و علوم دقت و همت بیشتری صرف کنند تا بتوانند شایسته‌تر از دیگران آماده ایفای آن نقش باشند و به اصطلاح این امر باعث ایجاد رقابت سالم بین دانشجویان و کارآموزان و در نهایت منجر به رشد و پویایی علمی دانشگاه‌ها می‌شود. وقتی وضعیت پویایی دانشگاه‌هایمان را با کشورهای توسعه‌یافته مقایسه می‌کینم درمی‌یابیم که در این زمینه بسیار بسیار عقب‌تر و از لحاظ بازدهی بسیار ضعیف‌تر از آنها هستیم اما از طرف دیگر وقتی به استعدادها و توانائی‌های دانشجویان ایرانی نظر می‌کنیم متوجه می‌شویم که بهترین کشف‌های علمی و اختراعات و ابتکارات صنعتی در جهان اغلب از آن ایرانی‌ها است. چرا؟ دلیل این عقب‌ماندگی و عدم پویایی هم باز متوجه ساختار می‌شود. اگر در جامعه‌ای توزیع مشاغل و نقش‌ها بر مبنای مهارت‌ها و شایستگی‌ها نباشد و برای اولویت در واگذاری حرفه‌ها به افراد فقط ارائه مدرک و چیزهای دیگر موضوعیت پیدا می‌کند و مبنا قرار می‌گیرد مسلم است که کسب مدرک و استفاده از هر راهی برای رسیدن به آن جای پویایی و علم اندوزی و کسب مهارت و تحصیل و خلاقیت را می‌گیرد و به تبع آن دانشگاه دیگر بازدهی خود را از دست خواهد داد اما اگر در جامعه، نقش‌ها بر حسب شایستگی و مهارت افراد توزیع شود آن وقت است که دانشجو برای گرفتن نقش در جامعه ناگزیر از کسب مهارت و علم‌اندوزی خواهد بود که این امر باعث ایجاد رقابت علمی بین دانشجویان و تحول در دانشگاه‌هایمان خواهد شد.

کد مطلب 2445

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین