۰ نفر
۲۹ آبان ۱۳۸۸ - ۱۵:۵۳

سید عبدالجواد موسوی

در روزها و ماه‌های اخیر خبر انصراف جمعی از هنرمندان و نویسندگان را از جشنواره‌ها و مسابقات رسمی  و دولتی بسیار شنیده‌ایم. آن قدر که موضوع کاملاً عادی شده و اگر هنرمندی یافت شود که از مناسبتی این‌چنینی انحراف ندهد مایه تعجب خواهد شد. مسئله وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانیم بسیاری از انصراف‌دهندگان  به شدت به لحاظ مالی در مضیقه‌اند و آن جوایز می‌تواند نقش مؤثری در امور روزمره آنان داشته باشد. این را گفتم تا نگویند عده‌ای از سر شکم سیری از گرفتن جوایز دولتی پرهیز می‌کنند. البته ممکن است در میان هنرمندان معترض کسانی یافت شوند که سودای دیگری در سر داشته باشند اما غالب کسانی که تا به امروز انصراف داده‌اند نه وطن‌فروشند نه خائن و نه با انصرافشان قصد بر هم زدن امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی را دارند.

آنان به وضع موجود معترضند، چه باید کنند؟ وقتی حتی فرصت اعتراض را در نوشته‌ها و آثارشان از آنها بگیریم چه می‌توانند بکنند؟ مسئولان و مدیران فرهنگی محترم هم کاملاً خودشان را به کوچه علی چپ زده‌اند! انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. معاون فرهنگی وزارت ارشاد می‌گوید: «باید در نظر داشته باشیم که در این اظهارنظرها به هیأت داوران و اعضای هیأت علمی این جایزه توهین نشود. این افراد فرهنگی باید سعه صدر بیشتری داشته باشند تا با نوعی نگاه وحدت‌بخش به این مسائل نگاه کنند.» توجه فرمودید.

فقط باید مراقب بود به اعضای هیأت علمی و هیأت داوران توهین نشود. همین این تجاهل‌العارف‌ها هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. من حرف سیاسی نمی‌زنم.  اما اتفاقات اخیر اتفاقاتی پیش پا افتاده و معمول نبود که با گذشت زمان همه آن را از یاد ببرند. طبیعی است که اهل فرهنگ به دلیل مواجهه عاطفی‌شان با مسائل از آن اتفاقات صدمه بیشتری دیدند و باز هم طبیعی است که بخواهند در مقابل آن وقایع موضع بگیرند.

اگر فضایی برای اظهارنظر و موضع‌گیری صریح و شفاف فراهم شود کار به این قهر و آشتی‌ها هم نمی‌کشد. وقتی مسئولان و مدیران فرهنگی موضعی سیاسی اتخاذ کنند و سرنوشت خود را با اهل سیاست گره بزنند باید هم منتظر چنین برخوردی از سوی اهل فرهنگ باشند. صفار هرندی در یکی دو سال آخر وزارتش اصلاً از یاد برده بود که وزارتخانه‌ای فرهنگی را باید اداره کند، حرف‌هایی می‌زد که هیچ ربطی به جایگاهی که در آن قرار داشت، نداشت.

وقتی وزیری به ظاهر فرهنگی مواضعش کاملاً سیاسی می‌شود و در برخورد با اهل فرهنگ کاملاً سیاسی عمل می‌کند، چطور می‌تواند از اهل فرهنگ متوقع باشد که در مواجهه با مسائل فرهنگی سیاست را دخالت ندهند؟ اهل فرهنگ با شرکت در مراسم دولتی و گرفتن جوایز دولتی هیچ مشکلی ندارند. به‌خاطر داریم جایزه «بیست سال ادبیات داستانی» را. هنوز کفن مختاری و پوینده خشک نشده بودکه عده‌ای از نویسندگان که وابستگیشان به کانون نویسندگان و جریان‌های اپوزیسیون محرز بود از دست وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی جوایزشان را دریافت کردند.

از آن وزارتخانه و سیاست‌هایش دفاع نمی‌کنم اما می‌خواهم بگویم هنرمندان و نویسندگان مشتی آدم لجوج و عقده‌ای و آشوب‌گر نیستند که بی‌خود و بی‌جهت با دولت و حکومت سرجنگ داشته باشند. آنها اگر احساس کنند مسئولین فرهنگی در عملکردشان صادقند و مدافع عملکرد بد برخی از سیاستمداران نیستند به آنها اعتماد می‌کنند. به همین سادگی.

بعید می‌دانم محسن پرویز نداند مشکل هنرمندان با این جوایز رسمی و دولتی چیست. حتماً می‌داند ولی به جای آن که به اصل ماجرا بپردازد و یا به گونه‌ای عمل کند که اعتماد از دست رفته اهل فرهنگ را بازگرداند حرف‌هایی می‌زند که سبب رنجش بیشتر نویسندگان و هنرمندان می‌شود.

از کجای حرف‌های معترضان توهین به اعضای هیأت علمی این جوایز استنباط می‌شود؟ مصطفی مستور می‌گوید: «به علت تأثیرات شدید روحی ناشی از رویدادهای اخیر تمایلی به شرکت در این گونه مراسم ندارم.» مجید قیصری هم مشکلات و موانعی را که آقای پرویز و دوستانش بر سر راه جوایز خصوصی ایجاد کرده‌اند دلیلی برای انصرافش می‌داند. چرا کسی به این حرف‌ها توجه نمی‌کند؟ جالب این که در چنین مواقعی مدیران و مسئولان محترم فرهنگی به شدت مهربان می‌شوند و دیگران را به سعه صدر و آرامش و دوست داشتن زیبایی‌ها دعوت می‌کنند.

ایرادی هم ندارد. شنیدن این سخنان آن هم در فضای کینه‌توزانه امروز از سوی هر کس که باشد خوشایند است اما مخاطبان این حرف‌ها از پشت کوه که نیامده‌اند، این حرف‌ها را با عملکرد گویندگان مقایسه می‌کنند و به احتمال قریب به یقین به نتایج وحشتناکی دست پیدا می‌کنند.

کد مطلب 25663

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین