مهدی صیافی- نقد و بررسی مجموعه شعر طنز «ته خیار» سروده ناصر فیض، چهارمین نشست شنبههای کافه خبر را به خود اختصاص داد.
در پی برگزاری سلسله نشستهای شعر شنبهها در کافه خبر جلسه چهارم به نقد و بررسی مجموعه شعرطنز «ته خیار» سروده ناصر فیض پرداخت. در این جلسه علاوه بر سراینده مجموعه، سیدعبدالجواد موسوی، مجری این جلسات و حامد احمدی شاعر و منتقد حضور داشتند.
مطلع این جلسه انتقاد موسوی به محتوای کتاب فیض بود. او با اشاره به انتخاب اشعار موجود در این مجموعه گفت: چه معنا دارد وقتی شما یک کتاب چاپ میکنید، یک سری از شعرهای مجموعه قبلی را هم در آن تکرار کنید. با توجه به اینکه هر دو کتاب توسط یک ناشر و چاپ دوم کتاب اولی با ته خیار همزمان بوده است، به چه دلیل شما این کار را کردهاید و ناصر فیض در پاسخ گفت: اول به این دلیل که دیگران هم این کار را میکنند من هم کردم.
دلیل دیگر مربوط میشود به تبلیغی که من روی مجموعه ته خیار داشتم و با توجه به این مسئله قسمتهایی از املت دسته دارد را که چه به لحاظ دید و چه به لحاظ نگاه طنز متفاوت بودند را گزینش و وارد این کتاب کردم. من در مجموعه جدید نثر نیز اضافه کردم و بخش قابلتوجهی از این کتاب را نثر تشکیل میدهد. حجیم کردن این کتاب هم آنقدر برای من اهمیت نداشت، این کتاب میتوانست با 30 صفحه کمتر هم چاپ شود و هیچ اتفاقی نیفتد و این کارم را کتابسازی نمیدانم.
حامد احمدی هم انتقاداتش را اینگونه بیان کرد: چیزی که به شدت میتواند طنزآفرین باشد در یک اثر طنز خود زبان است و ما این را در آثار آقای فیض کمتر میبینیم و در آثار ایشان زبان حامل معناست. وی در ادامه گفت: به نظر من فیض در نقیضههایی که گفته است موفقتر است و دلایل آن را هم بستر فکری شاعر میدانم.
موسوی با اشاره به تعریف فیض از طنز که او طنزپرداز را شاعری منتقد، که در پی اصلاح نابسامانیهاست میداند اما تعریف او با آن اثری که از خود ارائه میدهد متفاوت است.
فیض گفت: من اصلاً دوست نداشتم به عنوان یک شاعر منتقد که به مسائل روز نگاه میکند مطرح باشم چون به محض اینکه یک قضیهای مثلاً سیاسی فراموش شد تاریخ مصرف ٱن هم تمام میشود. من طنزی را میخواهم خلق کنم که خنده را بر روی لب مخاطب بنشاند و با این هدفی که در تعریف میگویم هم همخوانی ندارد. اینگونه است که من نمیآیم یک معضل اجتماعی را بیاورم و با طنزم زشتی آن را آنقدر نشان بدهم که مخاطب متوجه آن شود. من با بازی با کلمات کاری میکنم که مخاطب لبخند بزند و احساس میکنم به شکل غیرمستقیم همان نابهنجاریها را اصلاح کردهام.
موسوی معتقد است که وجه شاخص و وجه تمایز ناصر فیض با دیگران این است که اشعاری دارد که شما چیز خاصی را در آن نمیبینید اما طنز است و به تعبیری طنز به ما هو طنز است. او با اشاره به این مطالب گفت: ناصر فیض هیچ موضوعی ندارد. ولی اشعارش زیباست و شما نمیتوانید بگویید طنز نیست. ارائهها و تکنیکهای ادبی را در آن میتوان دید و در ضمن مطلب خاصی را نیز بیان نکرده و به نظر من این یک هنر است.






نظر شما