عماد افروغ

در عصر فناوری اطلاعات نباید از نقش بی بدیل رسانه های نوشتاری و مکتوب در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی غافل شد. به ویژه درجامعه ایران که به گونه ای تاسف برانگیز همه چیز با سیاست گره خورده است.

در این فضا فقدان نظارت بر نهادهای قدرت رسمی فرآیند قانون گریزی را تشدید می کند. شنیدن خبری مبنی اینکه یکی از رسانه ها «خود خواسته» بسته شده خبری ناگوار و تاسف آوراست. اگر این رسانه انتقادی باشد درد ما بیشتر می شود، برای اینکه در شرایط حاضر میانه خوبی با نقد وجود ندارد و کوچکترین نقد به حساب تخطئه گذاشته می شود.

با شناختی که از فضای نه چندان شفاف و آسوده خاطر کنونی دارم از اینکه بشنویم یکی از رسانه ها به ظاهر از روی اختیار تعطیل شد، خوشحال نمی شوم چون بستن یک روزنامه به معنای بسته شدن باب اطلاع رسانی به روی مردم نیست. بلکه به معنای اقبال و روی آوردن آنها به سایر مبادی اطلاع رسانی است و اگر مردم در شم عام خود به این نتیجه برسند که رسانه های داخلی یا کفایت نمی کنند و یا انتقال دهندگان تحلیل های صحیح نیستند خود به خود رو به رسانه های بدیل می آورند.

چندی قبل بود که یکی از مقامات صداو سیما اعلام کرده بود تعداد استفاده کنندگان از ماهواره دو برابر شده است. عملکرد صداو سیما خود می توانند دلیل این قضیه باشد. یعنی نوع پوشش آنها از مسائل موید این مساله است که مخاطبان به این احساس رسیده اند که باید به یک رسانه بدیل روی بیاورند.

می دانیم که نقد تفاوتی با سیاه نمایی دارد. اگر نظام سعه صدر لازم را داشته باشد می تواند از سیاه نمایی هم یک فرصت بسازد. بی جهت نبود که امام (ره) می فرمودند حتی تخطئه از الطاف خفیه الهی است. یعنی ما می توانیم از این به ظاهر تخطئه ها هم محملی بسازیم که پاسخ منصفانه بدهیم. ضمن آنکه باید دقت کرد دو مفهوم نقد و سیاه نمایی به لحاظ اجتماعی می تواند «طیفی» باشد. اگر ضریب تحمل پائین باشد حتی نقد منصفانه سیاه نمایی تلقی می شود و اگر سعه صدر بالا باشد تخطئه نقد تلقی می شود.

مبتنی بر این در جامعه ایرانی اگر ناقد دلسوزی خودش را منتقل نکند و راه حلی نشان ندهد ممکن است هر قدر هم نقد دقیقی کرده باشد متهم به سیاه نمایی شود. در حالی که نه دلسوزی شرط نقد است و نه ارائه راه حل.

اگر مسئوولان اهمیت نقد را فهم کرده باشند باید به کسانی که انها را نقد می کنند پاداش بدهند. چون مواردی که نقد نمی شود می تواند در بستر یک نقد مستدل یک فرصت تلقی شود و از این طریق، ظرفیت نقد پذیری خود را به رخ کشیده و این باعث اقبال مردم به آنها می شود. قانون اساسی اینجا باید ملاک قرار گیرد و از تفسیر های سلیقه ای بایستی پرهیز شود.

توقف رسانه منتقد تبعاتی مستقیم و بدون واسطه دارد و آن عبارت است از خلاء در اطلاع رسانی. از تبعات غیر مستقیم آن هم این است که نشان دهد یک نظام سیاسی ظرفیت نقد پذیری را ندارد. مخصوصا از طرف رسانه ای از جنش خودش. البته گاهی اوقات مسوولان تحمل خودی را ندارند اما در برابر غیر خودی تساهل بیشتری دارند. احساس می کنم توقف انتشار رسانه های منتقد موجب شود فرصت برای رسانه های زرد فراهم شود. هر چه که ما جلوی آزادی های سیاسی را بگیریم این احتمال وجود دارد که آزادی های اجتماعی بیشتر شود. در ساحت رسانه های اینترنتی نیز شاید فیلترینگ سایت های سیاسی را از این پس شاهد باشیم اما سایت های غیر سیاسی از آزادی بیشتری برخوردار باشند. این پیام سیاسی و معرفتی خوبی ندارد و حکایت از نوعی توده گرایی غیر موجه می کند که به هیچ وجه زیبنده نظام  جمهوری اسلامی نیست.

کد مطلب 26373

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • روشن IR ۰۸:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
    0 0
    باید همه حرفهای موافق و مخالف را شنید ؛سپس بررسی کرد وبا عملکرد مقایسه نمود اگر انتقادها وارد بود ودلسوزانه به دنبال راهکار بهبود عملکرد افتاد.اگر بد بود ومغرضانه نادیده گرفت واگرلازم بود پاسخ درست داد تا جامعه قضاوت کند.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین