شایعه انتصاب رضا یزدانی، خواننده و آهنگساز جوان عرصه موسیقی کشور به سمت مدیر بازرگانی یکی از شرکتهای تولید البسه و کیف و کفش چرم، بار دیگر موضوع ممنوعیت استفاده از تصاویر هنرمندان و ورزشکاران سرشناس در تبلیغ کالا و خدمات را در کانون توجهات رسانهای قرار داد و احتمالا از این پس باید شاهد تصاویر او روی بیلبورد تبلیغاتی این شرکت بود.
پر واضح است که انتخاب یزدانی که به دلیل تن صدای خاص و ارائه سبک پاپ/ راک در آثار خود، امروز به نوعی در صدر لیست افراد مورد توجه عرصه موسیقی کشور قرار دارد،به عنوان مدیر بازرگانی این شرکت فاقد هرگونه توجیه مدیریتی استچرا که رشته تحصیلی او که صنایع چوب است ربطی به ماجرا پیدا نمی کند ؛ اما اگر کمی در این انتخاب و چراییاش ریز شویم، آن وقت است که به تیزبینی و هوش اقتصادی مدیرانی که چنین تصمیمی گرفتهاند آفرین خواهیم گفت.
کمی به گذشته برگردیم. اوایل تابستان سال گذشته بود که بنا بر بخشنامه صادره از سوی مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ و پخش تصاویرهنرمندان، ورزشکاران و شخصیتهای فرهنگی به منظور تبلیغ و معرفی کالا و خدمات ممنوع شد.
آن زمان در این خصوص بسیار نوشتند و روزنامهنگار و ورزشکار و هنرمند بیمحابا قانون جدید و به زعم خود من درآوردی را به چوب نقد نواختند. قانونی که ترویج روحیه جوانمردی به جای تبلیغ مصرف گرایی را سرلوحه خود قرار داده بود، با تاکید بر این نکته که چهرههای سینمایی و ورزشی الگوی جامعه هستند عاقبت حرف خود را بر کرسی نشاند.
اما این داستان از کجا شروع شد؟ در واقع جمشید مشایخی، پیر دیر سینمای ایران را باید آغازگر راهی بدانیم که در ادامه به استفاده از تصویر و جذبه بصری سیمای هنرمندان و ورزشکاران سرشناس در آگهیهای بازرگانی ختم شد. تابستان بود و اهالی شهر دودزده با مشاهده بیلبوردهای عریض و طویلی که خان دایی اینک سپید موی فیلم «قیصر» را در کنار تصویری از کولر گازی فلان نشان میداد برای اولین بار با این پدیده جدید آشنا شدند.
بعد از مشایخی نوبت به محمدرضا گلزار رسید و این بار محصولات یکی از کارخانههای تولید پوشاک بر تن سوپر استار خوش سیمای سینمای ایران به مردم عرضه شد. دیگر راه باز شده بود. پژمان بازغی، حمید گودرزی، مهدی سلوکی، محمود بصیری، مهران مدیری، محمد رضا شریفینیا، بهرام رادان و... هم وارد بازی شدند.
در این بازی پول و شهرت ورزشیها هم کم نگذاشتند و تمام سعی خود را کردند تا از سینماییها عقب نمانند.حسین رضازاده، ابراهیم میرازپور، ناصر حجازی، مهدی مهدویکیا، علی کریمی، احمدرضا عابدزاده، علی سامره، علی انصاریان، علیرضا واحدی نیکبخت و ... از جمله ورزشکارانی بودند که هر یک به انحای مختلف پا در این عرصه گذاشتند.
در ابتدا حساسیتها روی این موضوع شدت و حدت چندانی نداشت. جز چند ایراد بنیاسرائیلی و به ظاهر خیرخواهانه نسبت به حرکت جمشید مشایخی با این مضمون که «استاد، شان شما اجل این حرفهاست و ...» دیگر کسی از در مخالفت با این پدیده بر نیامد.
این روال بر قرار بود تا روزی که اصحاب دیش و ال ان بی، تصاویر حسین رضازاده و ناصر حجازی، دو پدیده منحصر بفرد ورزش ایران را در تیزرهای تبلیغی دو بنگاه معاملات املاک اماراتی به نظاره نشستند و این آغاز جریانی بود که در انتها به ممنوعیت حضور چهرههای سرشناس عرصه هنر و ورزش کشور در تبلیغات کالا و خدمات (داخلی و خارجی) منتهی شد.
این بحث از کجا شروع شد؟ درست است؛ عضویت رضا یزدانی در هیئت مدیره یک شرکت تولید محصولات چرمی. تصور کنید؛ رضا یزدانی، عضو ارشد هیئت مدیره شرکت چرم فلان در حالی که یک بارانی چرمی خوش دوخت بر تن کرده، در جلسه هیئت مدیره مشغول بررسی بیلان کاری شش ماه گذشته است.حالا چه کسی قدرت دارد جلوی چاپ عکسهای این جلسه را که در قالب یک رپرتاژ آگهی به مطبوعات ارائه شده بگیرد. تصور کنید.





نظر شما