اسماعیل خلیلی: در نشست «مسائل اساسی جامعهشناسی معرفت در شرایط کنونی»، که روز سهشنبه اول بهمنماه از سوی گروه جامعهشناسی علم و معرفت انجمن جامعهشناسی برگزار شد ابراهیم توفیق استاد جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه درباره جامعهشناسی معرفت سخنرانی کرد.
سخنران سوم نشست گروه جامعهشناسی علم و معرفت، ابراهیم توفیق، ضمن آنکه در فحوای سخن خود، به طرح یک مسأله بنیادی معرفتشناختی جامعه ایران توجه کرد؛ مسائل جامعهشناسی شناخت را به عنوان یک رشته دانشگاهی در ایران، مورد بررسی قرار داد. او سخن خود را با نگاه به معنا و کارویژه جامعهشناسی شناخت آغاز کرد و گفت: جامعهشناسی معرفت، بنا بر تعریف، تبیینِ تعینِ اجتماعی آگاهی است؛ با توجه به اینکه منظور از آگاهی، تنها آگاهی علمی نیست؛ بلکه تمامی اشکال آگاهی انسانی را شامل میشود.
وی افزود: فرض اصلی من این است که همانطور که ما در کلیت علوم اجتماعی، در شرایط امکان شناخت به سر نمیبریم، در این حوزه نیز با آنکه جامعهشناسی معرفت، و به طور کلی معرفتشناسی، از این ظرفیت برخوردار است که پوزیتویسم و تجربهگرایی سخیفی را که ما به عنوان مشکل اصلی بروز شرایط امتناع در جهان اندیشه، گرفتارش آمدهایم؛ مورد نقد قرار داده و پشت سر بگذاریم، اما باید گفت که چنین ظرفیتی با توجه به چگونگی ارائه این درس، به هیچرو امکان تحقق نمییابد.
بنابر دیدگاه توفیق، جامعهشناسی معرفت در شرایط فعلی ایران، به درسی شبیه به نظریههای جامعهشناسی فرو کاهیده شده که در بهترین حالت، دانشجو را با تاریخ و محتوای تحلیلهای نظریهپردازان این حوزه آشنا میکند و نه با مبانی و روششناسی آن. در واقع، این درس انبوهی از اطلاعاتی است که حفظ میکنیم، بیآنکه کوچکترین اثری بر ساخت ذهنی ما بگذارد. در نتیجه، به ابزار و روشی برای فهم، تحلیل و تبیین جامعهشناختی ساخت ذهن و آگاهی ما ایرانیها تبدیل نمیشود.
وی در شرح روشی که جامعهشناسی معرفت برای پاسخ به مسائل معرفتی ایران میتواند و میباید بدان دست بیازد، به نظر آنتونیو گرامشی اشاره کرد و گفت: گرامشی در یادداشتهای زندان خود، همه انسانها را فیلسوف معرفی میکند؛ اما فیلسوفانی که فلسفهشان از انسجام برخوردار نبوده و از وجوهی متناقض تشکیل شده که به صورت قطاعی در کنار هم قرار دارند، بیآنکه ارتباطی منطقی میان آنها وجود داشته باشد. با این حال، این فلسفه عامیانه و آشفته، از عقلانیتی برخوردار است که بقای ما را در یک متن اجتماعی ذاتاً غیر عقلانی و پر آشوب امکانپذیر میکند.
توفیق ادامه داد: پیشدرآمد شناخت این فلسفه عامیانه، و از این طریق نقد آن یا به تعبیر دیگر، نقد به معنی کانتی آن، به معنای تعیین حدود و ثغور و ایجاد امکان سنجش در سوژه شناسایی، جامعهشناس معرفتی است که جهان تجربی را بر اساس معیارهایی منطقی در ذهن خود باز میسازد و نظمی تحلیلی به آن میبخشد. تنها از این رهگذر است که "عقل سلیم" یا آن فلسفه انسانهای روزمره، به مثابه عقلی عامیانه، قطاعی و آشفته، قابل فهم و تبیین خواهد بود.
وی در پایان، تأکید کرد: آنچه از سویی مسأله معرفتشناختی جامعه ایران و از سوی دیگر، مسأله جامعهشناسی شناخت ما در ایران است؛ این است که ما "جامعهشناسان" را راهی به ذهن قطاعی انسانهای روزمره ایرانی نیست؛ زیرا که ذهن این "ما" خود از همان ویژگیهایی برخوردار است که موضوع شناساییاش؛ قطاعی و نامنسجم بوده و فاقد نظمی تحلیلی است تا شرایط شناخت را امکانپذیر سازد و چنین چیزی از پسِ بازسازی نظری امر اجتماعی موجود و تحقق یافته تاریخی برنمـیآید. بنابراین به نظر میآید اگر قرار باشد جامعهشناسی معرفت در این کشور شکل گیرد، نقطه آغاز حرکت آن، معرفتشناسی ساختار ذهن عالمان و نظام علم است. حال، در این زمینه، سوال این است که کدام عالم و کدام نظام علم قرار است این مهم را محقق سازد که این همان وضعیت امتناع است.






نظر شما