روالی مرسوم بوده که در ایام نوروز و بهار، سخن از آنچه «طب سنتی» می خوانندش، به ذکر خواص سیب و سرکه و سنجد و سماق و سمنو منحصر گردد. همه این چیزها را شنیده ایم و این نگارنده نیز آن سخنان را پیش ازین گفته و نوشته است...

 

من در این نوشتار، قصد واگویۀ آن حرفها را ندارم بلکه می خواهم به موضوعی دیگر بپردازم و از آن به رهنمودی ساده برسم.

اگر بخواهیم همۀ آموزه‌های تندرستی «مکتب طب حِکمی ایران» را در یک عبارت سه‌واژه‌ای خلاصه کنیم، آن عبارت می‌تواند چنین باشد: «بازگشت به اعتدال»...

«اعتدال» در امور بدنی و روانی، همان مقصدی است که مردمان در حال سلامت درآن به‌سرمی‌برند و هنگام بیماری، به یاری طبیب – تا جایی که ممکن باشد- به آن بازمی‌گردند. امّا نکتۀ طبیبانه برای این روزها آن است که برپایۀ آموزه‌های حکیمان کهن، فصل بهار را باید بهترین زمانی دانست که می‌توان اعتدالِ ازدست‌رفته را طی آن بازیافت، زیرا در آغاز این فصل است که اعتدال در گردش فلکی زمین رخ می‌دهد و زمین و آسمان به نقطه‌ای از تعادل با هم می‌رسند که پیامد آن، اعتدال در گرمی و سردی و تری و خشکی، و لطافت و سبکی هوا، و روان‌شدن چشمه‌ها، و رویش و زایش و بیداری گیاهان و جانوران است...
در این فصل، در بدن آدمی نیز مشابه چنین رویدادهایی رخ می‌دهد، زیرا به باور حکیمان کهن، بهار فصلی است که بهترین شرایط آسمانی و زمینی برای تولید خلط خون در آن مهیّاست، و به یاد بیاوریم که این خون یا همان «خلط دم»، تنها خلطی است که همۀ اعضای بدن را تغذیه می‌کند، و گرمی و تری بدن از آن است، و به رخسار آدمی روشنی و شادابی می‌بخشد، و مادّۀ اصلی برای تولید پیکر لطیف یا همان «روح طبّی» انسان نیز هست. همچنین در بهار است که نیروهای بدنی و گرمای بنیادی آن برانگیخته می‌شوند و خلط‌های سنگین و مواد تباه انباشته‌شده در بدن از حالت فشردگی و فسردگی درمی‌آیند و می‌جنبند و آمادۀ دفع از بدن می‌شوند، و نیز در بهار است که نسیم‌های خنکِ سبک، مددکار اعتدال قلب و «روح طبی» می‌گردند، همان روحی که نزد طبیبان کهن، بخشی از پیکر خاکی ماست، و صدالبته که با روح مجرّد از مادّه متفاوت است...
اگر به پیروی از ابن‌سینا در رسالۀ پارسی رگ‌شناسی (رساله فی النبض) قلب را «دل»، و روح طبّی را «جان» بخوانیم، آنگاه فصل بهار، فصل شادابی «دل و جان» خواهد بود، و این البته تعبیری زیستی و واقعی است و نه صرفاً عبارتی ادبی و استعاری؛ بدین معنی که فصل بهار، هنگامی از سال است که پادشاه اقلیم تن، یعنی قلب، می‌تواند از بهترین و متعادل‌ترین خون، و لطیف‌ترین و دلپذیرترین هوا برخوردار شود و به باور حکیمان، بخش لطیف این «خونِ معتدل در قوام و مزاج و جوهر» را به‌همراه آن «هوای خنک تازۀ معتدل»، به «روح طبّی» یعنی همان ساحت لطیف و فراگیر و بخارگون تن ما تبدیل کند. بدین ترتیب، بهار فصلی است که پیش‌سازهای داخلی و خارجی تولید «روح طبّی» در بهترین و متعدل‌ترین حالات خود هستند...

گذشته از توضیحات تخصّصی، سفارش مؤثّر و ساده‌ای برای همۀ خوانندگان نازنین دارم که بر پایۀ آموزه‌های مکرّر حکیمان در سلامت قلب و مغز و روح طبّی است، موضوعاتی که سه سال گذشته را با رویکردی چندسویه در تحقیق و جستجویش گذرانده‌ام و پایان‌نامۀ دکترای تخصصی‌ام را به آن اختصاص داده‌ام...
آن سفارش ساده و کاربردی این است که در روزهای نخست بهار، به‌ویژه در هنگامۀ بردمیدن گل‌ها و شکوفه‌ها و پس از بارش باران، تا آنجا که می‌توانید از هوای پاک و خنک و سبک فروردین و اردی‌بهشت برای اعتدال بخشیدن به قلب و روح طبی (دل و جان) بهره‌مند شوید، هروقت که می‌توانید و تا آنجا که می‌توانید، از خانه به دامان دشتی و کوهساری، یا به گوشۀ بوستانی بروید و یا دستکم پنجره‌ای به هوای آزاد بگشایید و با حضور و هوشیاری، ریه را با دم و بازدم‌های ژرف و رها، از هوای پاک آکنده کنید و آن را به «قلب» بفرستید، از تنفس‌های سرکوب‌شده و سطحی دوری کنید و هیچ هوای مردۀ تهویه‌نشده‌ای در ریه باقی نگذارید، برای این کار باید دمی هیاهوی ذهن را فروبنشانید، تا آنجا که می‌توانید در «اکنون - اینجا» حضور یابید، سپس سینه را تمام بگشایید و نسیم جان‌پرور را به «قلب» روانه کنید تا همۀ دوردست‌های بدنتان از روحی معتدل سرشار شود: کاری که تنها از زندگان برمی‌آید، و مردگان از آن ناتوانند...
بدین ترتیب پس از چندی ممارست، تنی نیرومندتر و جانی تازه‌تر و سیّال‌تر خواهید داشت، دل و دِماغی شاداب‌تر به دست خواهید آورد و حافظه و تمرکز و نیروی بیشتری فراهم خواهید آورد...

همه قدری بیشتر نفس بکشیم،
همه قدری بیشتر زنده باشیم،
همه قدری به داد «دل و جانمان» برسیم...
 

کد مطلب 283302

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 5 =