۰ نفر
۱۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۶

به بهانه نمایشگاه آثار «امید معصومی» که از 4 تا 16 بهمن 87 در در نگارخانه اعتماد برگزار می‌شود

 

هدی امین: «آندره برتون»، مهم‌ترین پرچمدار جریان سوررئالیسم در بیانیه‌ای (در سال 1924) که به نخستین و همچنین جامع‌ترین بیانیه سوررئالیست‌ها شهرت یافت، در باب این جریان که در ادامه به پیدایش یکی از پرشورترین جریانات تاریخ هنر – یعنی اکسپرسیونیسم انتزاعی- منجر شد، چنین گفت: «سوررئالیسم یا سیری مکاشفه‌گونه در ناخودآگاه روحی و روانی، تلاشی است در راستای بیان کلامی، نوشتاری و یا تصویری یک ذهنیت پویا و روشی است برای ابراز آزادانه عملکرد تفکر و اندیشه. این جریان هنری در اساس متکی است بر حقیقتی عالی‌تر از واقعیت، که به مدد اشکال موهومی از تداعی معانی، قدرت مطلقه عالم رؤیا و یا نوعی بازی پوچ و بی‌انگیزه ذهن، به ظهور می‌رسد. این سیر آفاق ذهنی، سامان روانی انسان را در هم کوبیده تا به گونه‌ای دیگر به حل مشکلات عمده زندگی نائل آید.» ۱

اگرچه امروز دیگر نمی‌توان با دیدن آثار یک هنرمند به راحتی آن‌ها را در تقسیم‌بندی‌های سبکی محدود کرد و به طور مطلق متأثر از جریانات مشخص تاریخ هنر قلمداد کرد، اما گاه نزدیکی آثار یک هنرمند به یک جریان فکری، ناخودآگاه نمونه‌های مشابه آن در تاریخ هنر – از جهت فکری و ذهنی یا حتی فضای کلی در اجرا- را به خاطر می‌آورد. نقاشی‌های اخیر «امید معصومی» که با عنوان کلی «the smell of joke» یا «بوی شوخی» در گالری اعتماد بر روی دیوارند، از همین نوع‌اند. این آثار شامل نقاشی‌هایی در ابعاد 100×150 هستنند که با تکنیک اکریلیک بر روی بوم اجرا شده‌اند. از ابتدا و پیش از دیدن آثار با مشاهده پوستر نمایشگاه و همین طور شنیدن عنوان نمایشگاه، حدس زده می‌شد که با فضایی متفاوت روبه‌رو خواهیم شد، هرچند این تفاوت در ماهیت ارائه آثار نیست، یعنی نقاشی‌ها به همان شیوه کلاسیک بر بوم اجرا و بر دیوار آویخته شده‌اند. تفاوت آن‌ها به فضای فکری نقاش بازمی‌گردد که مملو از خیال و توهم است و از ذهنیتی نامتعارف، عجیب، غیر ملموس و ناآشنا منتج شده‌اند. اگرچه «معصومی» در آثارش از یک کاراکتر شناخته شده همچون «دلقک» یا «جوکر» برای بازنمایی فضای غیرمتعارف خود سود می‌جوید، اما آشنایی این عنصر با ذهن مخاطب به هیچ روی به ملموس بودن آثار او منتهی نمی‌شود. انتظاری هم جز این نیست؛ چرا که این آثار در وهله اول قرابت خود را با نقاشی‌های سوررئالیستی آشکار می‌کنند و در این نوع، همواره تجربیات، عناصر، شکل‌ها و فرم‌هایی به شدت شخصی و برآمده از ذهن خاص نقاش آن ارائه می‌شود که عموماً از نوعی نیستند که هم‌ذات‌پنداری پدید آورند یا نزدیکی ذهنی با مخاطب را موجب شوند. اساساً شاید دغدغه هنرمندان خالق این‌گونه آثار نیز چنین چیزی نباشد.

اما آثار «معصومی» پر از نشانه‌اند، و شاید زیبایی‌شناسی آثار او را نتوان از تحلیل نشانه‌های آن‌ها منفک کرد. نشانه‌هایی از بازی ورق، دلقک و تاکید بر فرم لباس‌های او – تیزی‌ها، کلاه آویخته دراز و همچنین کفش‌های معروفش که فرمی مشابه کلاه دارد- گوشواره‌های دراز اغراق شده، گل‌هایی که به تعداد بسیار زیاد در تابلوها تکرار می‌شوند و باز هم بر ساقه‌های ایستاده‌شان تأکیدی دیده می‌شود، عقربه‌های ساعت، خطوط زاویه‌دار، کاکتوسی با شاخه‌های تیز و بلند رو به بالا، سیگاری بر لب آدمی که تنها سر و گردن او از لابه لای سبزی ساقه‌های گل‌ها پدیدار است، اسلحه‌ای که سیبلی را نشانه گرفته است و فرم‌های مؤکد بی‌شمار دیگر که فضای خاص ذهنی نقاش را آشکار می‌سازد. نقاشی‌ها همچنین گاه با دایره‌های تو در تو و تکرارشونده، گل‌های ریز یا خطوط درهم، وهم‌انگیز و خیال‌انگیز و رؤیاهایی غریب را می‌نمایند؛ اگرچه وهم و خیال آثار «معصومی» یکسر با وهم و خیالی که در هنر شرق از آن سراغ داریم بی‌ارتباط است و در جهت دیگری گام برمی‌دارد که شاید حضور انبوهی از طیف‌های گوناگون رنگی – آن هم رنگ‌هایی شارپ و زنده- در این سمت و سو بی‌تأثیر نباشد. در تمامی این آثار، کل سطح تابلوها با رنگ‌هایی بسیار متنوع پوشانده و زیر هر کدام جمله‌ای یا عبارتی که عنوان هر یک از نقاشی‌ها نیز به شمار می‌رود، نوشته شده است؛ عناوینی از قبیل «اگه تونستی بفهم»، «دختر قلابی»، و... یکی از مهمترین نکاتی که می‌توان در مورد آثار «معصومی» به میان آورد، بحث رنگی آن‌هاست که به شدت مرتبط با موضوع است و وحدت سوژه و تکنیک و نحوه ارائه و استفاده از طیف‌های بسیار متنوع رنگ را نشان می‌دهد. رنگ‌های به کار گرفته شده توسط «معصومی» عموماً رنگ‌هایی شارپ، زنده، درخشان و البته گاه رنگ‌هایی غیر نقاشانه یا به عبارتی رنگ‌هایی که در آثار نقاشی، نامتعارف به شمار می‌روند و بیشتر به حوزه گرافیک دیزاین و تبلیغات نزدیک می‌شوند را شامل می‌شود. استفاده از رنگ‌های صورتی، سبز و زرد فسفری که بسیار خاص و شارپ، المان‌های نامتعارف هنرمند را پوشش می‌دهند، در هدایت این آثار به سمت فضایی عجیب و ناشناخته نقش موثری ایفا می‌کنند. 

نکته دیگری که می‌توان در مورد آثار «معصومی» به میان آورد، تأکید قابل توجه او بر چشم‌هاست. اولین عنصری که در کاراکترهای حاضر در این نقاشی‌ها دیده می‌شوند، چشم‌های آن‌ها هستند؛ چشم‌هایی که گاه هر دو به طرز اغراق‌آمیزی درشت و بازند و گاه یکی از آن‌ها بسته و دیگری به همان شیوه گرد شده به نقطه‌ای – نه به بیننده- خیره مانده‌اند. حتی چشم‌های بسته نیز در همجواری با اغراق ذکر شده، توجه را به خود معطوف می‌کنند. از طرفی به نظر می‌رسد جهت نگاه شخصیت‌ها به نقطه‌ای نامعلوم - و غیر از بیننده-  سهمی را در ایجاد غیر واقعی بودن فضا و مکان بر عهده دارند، اگرچه در این زمینه نیز تأکید هنرمند بر فرم چشم‌ها کاملاً آشکار است. 

«معصومی» در کنار نقاشی‌های اصلی خود، اتودهایی در ابعاد کوچک‌تر و بر روی کاغذ و گاه با استفاده از مواد کلاسیک طراحی مثل مداد و مرکب و البته رنگ آورده است. این‌ها در واقع پیش‌طرح‌های او برای نقاشی‌های اصلی به شمار می‌روند که شاید بهتر بود از نمایش آن‌ها به نفع مجموعه اصلی صرف نظر می‌کرد. 

در مجموع «امید معصومی» که پیش از این در نمایشگاه‌های گروهی متعددی در داخل و خارج از ایران شرکت داشته و این تجربه، اولین نمایشگاه انفرادی او محسوب می‌شود، در خلق فضایی به شدت شخصی و استفاده از زبانی که آثارش را مختص خود او می‌کند موفق عمل کرده است. دیدن آثار او حتی اگر مطابق با سلیقه و نوع زیبایی‌شناسی مورد پسند مخاطب نباشد، اما به جهت ایجاد و ارائه هنری که در مسیری مشخص از سوی خالق آن‌ها گام برمی‌دارد و خلق فضایی که تنها برآمده از یک ذهنیت خاص است، ارزشمند می‌نماید؛ در شرایطی که انبوه آثاری تکراری، عاری از خط فکری خاص و مشخص، فضاهای نمایشگاهی را پرکرده‌اند.  

پی‌نوشت:

1 – مفاهیم و رویکردها در آخرین جنبش‌های هنری قرن بیستم، ادوارد لوسی اسمیت، ترجمه دکتر علیرضا سمیع‌آذر، صفحه 33

 

کد مطلب 2915

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار