1-طبق بخشنامه های لازم الاجرای وزارت ارشاد که تا سالهای 69 و 70 هم اعمال می شد ؛ اگر در فیلمنامه ای شخصیت اصلی و یا فرعی زنی بود به اصطلاح پا به ماه و یا خانمی که ماه های آخر بارداری اش را می گذراند و طبیعتا در حین فیلمبرداری و ساخت فیلم ؛ بازیگر این نقش می بایست با تایپیکال یک بانوی باردار و با شکم بالا آمده در صحنه حضور پیدا می کرد ؛ قطعا و باید این کاراکتر از سوی ممیز محترم از فیلمنامه حذف می گردید .حتی اگر این شخصیت یک کاراکتر محوری می بود و اصلا داستان و داستانک های ماجرا حول بارداری این زن قرار داشت.
اگرچه الآن این مقوله شاید باور نکردنی به نظر برسد اما باید گفت دوستانی که 20 تا 25 سال پیش این قانون را لازم الاجرا کرده بودند در همان بخشنامه دلیل عدم حضور چنین کاراکتری را نیز توضیح داده بودند.با این مضمون که : اگر تماشاگر بانویی باردار بویژه خانمی پا به ماه را در فیلمی ببیند ؛ بلافاصله به شب حادثه فکر می کند و این ترویج بی تقوایی و بی فرهنگی است.به زعم این دوستان شب حادثه ترویج سکس لاقید و بی بند و بار در جامعه را پی ریزی می کند و تماشاگر اصلا قید فیلم را می زند و تمام فکر و ذکرش معطوف همان چیزی می شود که نباید بشود. به هر حال 25 سال پیش قانون و راهکار معاونت سینمایی اینگونه کارشناسی کرده بود و طبیعی بود که کسی از قانون فرهنگی سرپیچی نمی کند . اگر بخواهد در این عرصه بماند و کار هم بکند.
2- فیلم کتاب قانون بعد از 2 سال از محاق توقیف در آمد و در اکران جمع و جورش با استقبال تماشاگران و منتقدین روبرو شد. کتاب قانون نه یک اثر شگرف و جاودانه است و نه فیلمی که بشود از کنارش بی تفاوت عبور کرد. اثری بود نزدیک به استاندارد های سینما و با طنزی سیاه و البته حقیقی تقابل سنت و مدرنیته در اجتماع کنونی و در بنیان خانواده را روایت می کرد. کاراکتر مرد ؛ یک مدیر دولتی بود که در ماموریتی اداری در خارج از کشور عاشق یک دختر دورگه لبنانی - فرانسوی می شود و با رعایت تمام شئونات مذهبی و دینی با این دختر در ایران ازدواج می کند. اکران کتاب قانون؛ صدا و فریاد دوستان هم فکر با بخشنامه ی شب حادثه را به گوش فلک رسانید و محملی شد برای ایراد خطابه هایی نظیر : وا اسلاما ؛ سینمایمان دارد به ترویج سکس علنی می پردازد و هیچ غیرتمندی هم پیدا نمی شود که بیاید جلوی این عریانی ها را بگیرد. به زعم آنها کار نه تنها از یادآوری شب حادثه فراتر رفته بلکه به یادآوری جزئیات شب حادثه پرداخته شده و...
3- پیش از این یک تشکل دانشجویی در نامهای به معاون سینمایی وزارت ارشاد نسبت به اکران این فیلم اعتراض کرده بود و عنوان داشته بود که کتاب قانون به ترویج سکس پنهان پرداخته است ، اخیرا نیز یک منتقد و مترجم و مدرس سینما که خودش نیز یکی از اهالی سینمای ایران به حساب می آید بسیار عصبانی اظهار کرده بوده : در برخی فیلم ها به صورت بسیار وقیحانه سلامت اخلاقی مخاطب تهدید می شود و این آثار سکس پنهان محجبه را ترویج می کنند که از نمایش سکس آشکار وقیح تر است ...
من آن تشکل گمنام دانشجویی را نمی شناسم ؛ اما مسعود فراستی را می شناسم و حداقل هم که شده برای تالیف و گردآوری کتاب "هیچکاک همیشه استاد " احترام خاصی برایش قائلم. و چه بهتر وقتی که عصبانی نیست ؛ نسبت به تهمت هایی که به اهالی سینما وارد کرده به عنوان عضوی از این جامعه و همسایه ی چندین و چند ساله ی این اهالی ؛ باید پاسخگو ی اطهاراتش باشد.
4- ظاهرا هم مسعود فراستی و هم دوستان هم فکر سازندگان و اجراکنندگان بخشنامه شب حادثه ای ؛ یادشان رفته برچسبی که پشت فیلم کتاب قانون خورده ، کدام مهر را بر خود دارد. هم این فیلم و حتی فیلم هایی مانند سوپر استار ؛ در باره الی و اصلا تمام آثار سینمایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز پخش می گیرند ، به واسطه همین مهر تائید فیلم های هستند که می توانند حتی به عنوان آثار سینمایی دینی هم قرار بگیرند.اخراجی های 1و 2 نیز علیرغم داستان طنز شان جزو سینمای دینی قرار می گیرند. فیلم کالایی فرهنگی است . و مجوز حضورش در جامعه را یک نهاد رسمی؛ متعلق به دولت جمهوری اسلامی ایران صادر می کند. نهادی به نام معاونت سینمایی وزارت ارشاد با بدنه ی عریض و طویل که از سوی دولت به طور رسمی و شرعی و قانونی متولی تشخیص سلامت و صحت یک کالای فرهنگی به نام فیلم سینمایی است و زدن برچسب و مهر اکران بر هر فیلمی نشان از این مهم دارد. شبیه آثار تلویزیونی خودمان. نام کامل و هویت حقیقی و رسمی رادیو و تلویزیون مان اینگونه عنوان می شود: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و طبیعی است که نام کامل و هویت حقیقی و رسمی نهاد متولی سینمایمان هم اینگونه عنوان شود: معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران.
5- ضعف مفرط سینمای ایران در کمبود نفدینگی و ضعف و درد و فقدان فیلمنامه ی خوب برای این سینما و ضغف اسباب و لوازم روز برای ساخت وساز های سینمایی، مشکلات بیمه ای هنرمندان، برخوردهای سیاسی با آنان ، نحیف شدن روز به روز بدنه سینمای ایران و و ده ها ضعف دیگر به سینمایمان وارد است . اما اینکه سکس پیدا و پنهان در سینمایی که مهر جمهوری اسلامی رویش خورده باشد حرف سنگین و هزینه بری است. یا باید جلوی این هتاکی ها را گرفت و یا اینکه اعتماد اهالی شریف و بدنه ی سینمای نحیف مان را قربانی شده بدانیم.
6- به قانون احترام بگذاریم. به ساخت و کارها نیز احترام بگذاریم . هنوز چند صباحی نگذشته که چند فیلم که مدتها بود در توقیف مانده بودند حالا خودرا برای بزرگترین رخداد سینمایی کشورمان یعنی جشنواره فیلم فجر آماده می کنند. اگر از فیلمی با رفع توقیفی یا چیز های دیگری شاکی هستیم نمی توانیم بیائیم و تمام بدنه را متهم کنیم . اصلا فرقی نمی کند که چه صنفی باشد. محتوای سینمای ما ضعف دارد. درد دارد. ضغف مفرط کمبود نقدینگی دارد سینما را ناکار می کند و ضعف نبود فیلمنامه استاندارد و مناسب دهه هااست گریبانگیر مان هست. اما اینکه ادعا کنیم در طی این سالها هرچه ساخته شده فیلمفارسی بوده این یک بی انصافی و ناجوانمردی است. زیرساخت فیلمفارسی با آن رقص و سکس و گفتار بی مایه اش آیا قابل مقایسه با ضعیف ترین فیلم های این 30 ساله اخیر هست؟!





نظر شما