دوراندیشی ستودنی ولایتی و ماجرای فروش نفت وکمک به سوریه جهت حفظ توان جنگی ایران در30سال پیش

زمانی که دولت سوریه برمبنای روشها واعتقاداتی که دارد دربرابرحکومت بعث عراق که آن را وابسته به امپریالیزم میداند ،ایستاده است ما ازچینن فرصتی باید استفاده بکنیم اغتنام فرصت بکنیم این حکومت را که حکومت دیگری است وعرب هم هست وازکشورهای معتبرجهان عرب هم هست او را کمک بکنیم که این راه درستی که دارد ادامه بدهد . امکانات اقتصادی حکومت سوریه زیاد نیست که بتواند ازیک طرف مخاصمه باعراق را ادامه بدهد ازیک طرف دربرابراسرائیل و آمریکا باییستد ازطرفی دربرابر فشار اقتصادی مرتحعین منطقه بایستد ومبارزه اش رابکند .

مناظره سوم نامزدهای ریاست جمهوری را با رادیو و درجاده شیراز به تهران شنیدم. درآن میان به سخنان دکتر ولایتی  و به شیوه احتجاجش درباره مسایل سیاسی آفرین گفتم و بیاد آوردم چندی پیش درهنگام خواندن متون مذاکرات مجلس شورای اسلامی به تاریخ دوم خرداد سال 1363 ، ایشان با دفاع از شیوه فروش نفت به کشور سوریه ، توانست به توازن قدرت به نفع رزمندگان کمک کند.

هرچند حافظ اسد نیز در جایی دیگر درباره دوستی با ایران پیش بینی کرده بود که روزگاری فرا خواهد رسید که کشورهای عربی به سوریه پشت کنند و ایران تنها حامی کشور سوریه خواهد ماند.

بهرحال عین متن تاریخی را در زیر می آورم و همانطور که پیشتر نیز گفته ام ، چنین متون قدیمی والبته مستند، لذت خواندن را دو چندان می کند:

مجلس شورای اسلامی دوره ۱ جلسه ۶۲۰ رئیس جلسه : اکبر هاشمی رفسنجانی تاریخ: ۱۳۶۳/۰۳/۰۲ زمان: ۰۸:۰۰ تا ۱۲:۳۰

دکترولایتی (وزیرامورخارجه ) - بسم الله الرحمن الرحیم وقتی معاون وزارت نفت تشریف دارند قضیه مسائل اقتصادی را توضیح خواهند داد بنده از بعد سیاسی عرایضی خدمتتان دارم .

اگرما یک مؤ سسه دلالی دربازار رتردام درهلند میداشتیم و بعد نفت میفروختیم . باید دقیقأ یک محاسبه اقتصادی روی فروش نفت مان میکردیم ولاغیر و مراقب یک ریال افزایش یاکاهش قیمت نفت میبودیم این نفت توسط نظامی فرخته میشود توسط وزارتخانه ای فروخته میشود که درخدمت نظامی است که برمبانی اعتقادی استوار است نه مبانی اقتصادی .واقتصاد مادرخدمت اعتقاد ما است .

یکی از برادران که دیروز در مخالفت دو فوریت صحبت فرمودند ،فرمودند که با کل این موافق هستند زیرا که سوریه یک متحد استراتژیک ما است در رابطه با دودشمن ما که یکی عراق است که باما درحال جنگ است ودیگری رشمن استراتژیک مایعنی اسرائیل . در رابطه باعراق عرض بکنم که از ابتدای این جنگ تحمیلی تا بحال اگرحساب بکنیم به تقریب حدود یک سوم بودجه کشور را به جنگ اختصاص دادیم وجنگ برای ما به حق درصدر همه مسائلمان هست زیرا که این کشوری که به ما تهاجم کرده به قصد سرنگونی نظام ویا تحریک دیگران چنین کرده و اگر قرار باشد که ما در رابطه با مسائل داخلی کشور پیرامون مسائل اقتصادی صحبتی بکنیم باید کشوری سر پا باشد که بعد ما به متضرعاتش بپردازیم اگر مسأله جنگ برای ما در اولویت نبود ونباشد اساس کشور وحکومت درمعرض خطر بود نکته بعد اینکه دردنیای امروز جنگ همانند جنگهای قبائلی درعصرحجرنیست بلکه ابعاد مختلفی دارد که یکی بعد نظامی و رو در روئی است (رودرروئی نظامی) شماملاحظه میکنید که بعد ازجنگ دوم حهانی جنگ عمده وقراگیری درنیا رخ نداده اما مناقشه وجدال بین قدرتهای متخاصم همواره دردنیا وجود داشته و اصطلاحی بنام جنگ سرد . وملاحظه میکنید که جنگ درروزگار ما ابعاد دیگری هم دارد اگر به آن توجه نشود ما نمیتوانیم بعنوان یک کشور مستقل وقوی در دنیای امروز باشیم . درحال حاضرحکومت سوریه همچون ایران اختلاف اساسی باحکومت عراق هست وهردو حکومت هرچه که ازدستشان برمیآید علیه یکدیگرانجام میدهند وداده اند .

زمانی که دولت سوریه برمبنای روشها واعتقاداتی که دارد دربرابرحکومت بعث عراق که آن را وابسته به امپریالیزم میداند ،ایستاده است ما ازچینن فرصتی باید استفاده بکنیم اغتنام فرصت بکنیم این حکومت را که حکومت دیگری است وعرب هم هست وازکشورهای معتبرجهان عرب هم هست او را کمک بکنیم که این راه درستی که دارد ادامه بدهد . امکانات اقتصادی حکومت سوریه زیاد نیست که بتواند ازیک طرف مخاصمه باعراق را ادامه بدهد ازیک طرف دربرابراسرائیل و آمریکا باییستد ازطرفی دربرابر فشار اقتصادی مرتحعین منطقه بایستد ومبارزه اش رابکند .

بعضی ازکشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس کمکهائی به سوریه میکردند که بعد از استمرار مقاومت سوریه دربرابر فشارهای انها برای مصالحه با عراق کمکهایشان را به سوریه قطع کردند اما این حکومت همچنان برروش های خودش ایستاده است ما از نظرسیاست نظامی که درمواجهه باعراق داریم به مصلحت مان هست تا یک حکومت دیگری را که دربسیاری از روشها با ما اشتراک روش دارد سر پا نگهداریم یا با عملکرد ما یا با عدم حمایت ما موجبات تضعیف و از بین رفتن این حکومت را فراهم بیاوریم وبعد فشارنظامی سیاسی که در رابطه باجنگ عراق وارد میشود بیشتربشود .

به علاوه سوریه دررابطه با اسرائیل تنها کشورخط مقدم جبهه است که همچنا ن دربرابرطرحهائی چون «کمپ دیوید » و «فاس۱» و «فاس۲» وطرح ریگان ودیگرتوطئه ها همچنان ایستاده از بسیاری از جهات بر روی این کشور فشار آورده میشود که تن به مصالحه ای بدهد که مصرودیگران داده اند اماسوریه دربرابر این فشار ایستاده است . مبارزه بااسرائیل اگربه شعاراست اگرفقط به لفظ وگفتگو هست بسیاری ازکشورهای اسلامی وعربی حداقل فشارو دشمنی شان درحد داغی دشمنی ما است اما درعمل قدمی علیه اسرائیل بر نمی دارد ما اگرمیگوئیم که مخالف اسرائیل هستیم ودربرابر اسرائیل مبارزه میکنیم عمل مان چیست ؟ ازچه طریقی؟ آیاما ساکت بنشینیم این آخرین سنگرمقاومت درخط مقدم جبهه فرو بریزد ؟ وبعد ما نوحه اش رابخوانیم همان نوحه ای که برای ازدست رفتن مصر درجبهه مقدم خواندیم . آیا این دردی ازما دوا میکند ،؟وبعلاوه اگرعده ای معتقد باشند که مسأله اسرائیل مسأله استراتژیک مانیست ولی به امنیت ملی مامعتقد باشند این حرف آقای شارون راکه وزیردفاع سابق اسرائیل بود به یاد بیاورند که او گفت مرزهای امنیتی اسرائیل از ترکیه ،ایران وپاکستان میگذرد واگر ما اکنون به سراغ دشمن مان نرویم یک روزی دشمن مان به سراغ ما خواهد آمد. بنابراین من جزئیات فنی واقتصادی قضیه رابه وزارت نفت واگذار میکنم ولی دفاع بنده این جا دفاع کلی سیاسی است وضرورت اینکه ما به کشورهائی چون سوریه و جناح هائی چون مبارزین ومسلمین لبنان علیه اسرائیل کمک بکنیم .تنها راه عملی باقی مانده برای مبارزه با اسرائیل این است اگر این ازدست ما برود ، دنیا ما را به مسخره خواهد گرفت که اینها کسانی هستند که شعارمیدهند اما درعمل کار دیگری میکنند ما دنبال این نیستیم نظام ما یک نظام اعتقادی است یک نظامی است که معتقد است بیت المقدس را باید ازشر صهیونیست ها آزاد کرد . بنده سؤالم این است که چگونه ؟ ‌اگراین گامهائی که درطی سالهای اخیر باخون دل در رابطه با قضیه سوریه ولبنان وبعض کشورهای دیگرعربی پرداشته شده ، اگربرداشته نشده بود چه گامهای دیگری درعمل ما برای مبارزه بااسرائیل برداشته بودیم ؟ جزاینکه درکشورخودمان ودرسایه امنیت داخلی خودمان علیه اسرائیل شعار بدهیم آیا این یک پول سیاه علیه اسرائیل به کارمیآید ؟‌بنابراین عرضم این است که ما کلی این قضیه رابه عنوان یک گامی که نه چندان بزرگ برای آزادی قدس ما گفته ایم که بنای ما براین است ومردم ما بنای آنها براین است که همچون جنگهای مقدسی که درجریان تهاجم صلیبی ها برای دفاع از سرزمین اسلامی داشتیم مسلما نها باز اگرشده میلیون ها نفر را فدا بکنند وهرچه دارند بذل جان ومال بکنند برای رهائی قلب سرزمین ها ی اسلامی .
حالا ما یک گامی نه چندان بزرگ برداشتیم البته درحد توان مان است وباتوجه به موقعیت جنگی مان است روی این ،ان قلت ، قلت بگذاریم . خوب ، ازاین هم بگذرد این دولت سوریه ، دولتی نیست که حالا اگر روشی انتخاب کرده برمبنای این است که چه کسی به او چه کمکی خواهد کرد . یک روش اصولی است که حاکمیت ورهبریت سوریه الان درپیش گرفته است اگراین روش که به نظر ما بخصوص در رابطه با مبارزه اش با آمریکا ،مبارزه اش با اسرائیل ،مبارزه اش با حکومت حاکم برعراق یک راه صحیحی است اگرما این راتقویت بکنیم چه کسی مانده اوراتقویت بکند ، وبدانیم که اگرحکومت سوریه درجبهه مقدم مبارزه با اسرائیل سقوط بکند دور و بر اسرائیل یک سری اقمار وابسته به اسرائیل بوجود خواهند آمد و این طیف به تدریج گسترده خواهد شد وتمام جهان اسلام راخواهد گرفت و امپراطوری صهیونیزم از نیل تا بفرات که جزو آن هذیان های صهیونیست ها است تحقق خواهد گرفت که این طور نخواهد شد انشاءالله وما منفعل خواهیم ماند دربرابر صهیونیست های مسلط که به هیچ چیز ما رحم نخواهند کرد . اما چند پاسخ جزئی دررابطه بامسائل عملی قضیه عرض بکنم که اینکه چرا با این فوریت آورده شده یک مقداری را آقای دکترهادی فرمودند .

بنای دولت سوریه بر پرداخت بدهیهایش بود راه های مختلفی را ما فکرکردیم که ما به آنها نفت بدهیم انها به ما جنس بدهند ویک تهاتری داشته باشیم .دو بار وزرای بازرگانی آقای عسگراولادی ( وزیر بازرگانی سابق ) وآقای جعفری (وزیربازرگانی فعلی) به سوریه سفر کردند وهدف اصلی شان این بود که بتوانند معاملاتی رابا سوریه داشته باشند که بخشی ازاین بدهیهای آنها راجبران بکند وتا حدودی موفق شدند اما سوریه هم یک کشوری است باامکانات محدود اقتصادی توان اینکه اینقدر به ما جنس بدهد که جبران این بدهیشان رابکند نداشته است وآنها بنایشان بردادن بود وما هم تصورمان این بود که بالاخره همچون سال ۶۱ بدهیشان راپرداخت بکنند مسأله درگیری اینها درلبنان بود ماببینیم دراین جنگی که ما داریم چقدر مخارج داریم؟ ‌با همین قیاس به مخارج اقتصادی بپردازیم که سوریه درجنگ بااسرائیل داشت به هرصورت مقاومت مسلمان های سوریه مسلمان های لبنان ومقاومت حکومت سوریه دربرابر اسرائیل موجب شد که برای اولین بار، اسرائیل تحت فشار از بیروت به نهراولی عقب نشینی بکند درتاریخ اسرائیل چنین چیزی سابقه ندارد که تحت فشار نظامی عقب نشینی بکند ونیروهای چند ملیتی ‌محور اصلی این مبارزات مسلمین لبنان بودند .
ودولت سوریه و حمایت سیاسی دولت سوریه از مسلمین لبنان نقش اساسی در این میان داشته است وبالاخره حاصل این قضیه این شد که اینها نتوانند سرموعد پرداخت بکنند بند ه روز قبل عرض کردم درحال حاضر اینها میخواهند که قرارداد نقت را تمدید بکنند ونفت را بخرند ولی بدهیشان راهم دارند برای اینکه تکلیف این بدهی معلوم بشود فوریت احساس شد وتقدیم مجلس محترم شورای اسلامی شد والا همان طور که آقای دکترهادی فرمودند باید چند ماه صبر میکردیم و بعد دادن نفت ازطرف وزارت نفت دچاراشکال بود واین به صلاح هدفهای کلی مادرمبارزه بااسرائیل وحکومت بعثی عراق وکل ارباب همه انها یعنی امریکا دچار خدشه میشد . یک یادداشتی یکی ازبرادرها داده است که میخوانم .کمکهای مالی جهان عرب درجنگ ۶۷ به کشورهای خط مقدم جبهه فقط۱۵۰۰ میلیون دلار بود ودر۷۲ ، ۳۵۰۰ میلیون دلارو درجنگ ایران وعراق تا کنون ( بعضی ازکشورهای مرتجع عرب ) ۷۰ میلیادردلاربه عراق کمک کرده اند . والسلام علیکم ورحمه الله .

مصطفی ترک همدانی

وکیل دادگستری و عضو شورای محتوایی ستاد انتخاباتی دکتر علی اکبر ولایتی

 

کد خبر 297447

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =