حالا که جناح اصولگرا انتخابات ریاستجمهوری را باخته است، سیاستمداران وابسته به این اردوگاه به دنبال آسیبشناسی و توجیه شکستشان هستند. ترجیع بند حرفهایشان حمله به احمدینژاد است که: «اگر او چنین و چنان نمیکرد، الان ما لشکر شکست خورده نبودیم.»
این توجیه غلط نیست به شرطی که سیاسیون غیرجناحی مطرحش کنند اما وقتی عناصر جبهه اصولگرا آن را اظهار می دارند نه تنها قابل قبول نیست که انداختن همه تقصیرها به گردن احمدینژاد ناجوانمردی هم هست. دلیلش هم روشن است: فهم ناکارآمدی دولت احمدینژاد، از همان اوایل شروع دولت نهم کار بسیار سادهای بود. ناظران نه چندان متخصص و ریزبین از سال 1385 میدانستند راه دولت نهم به ترکستان است. همین آقای حداد عادل خودمان، زمانی که رئیس مجلس هفتم بود، با همه خویشتنداریهای ذاتیاش از بیقانونیهای رئیس دولت کلافه شده بود. دیگر اصولگرایان معتدل و خردگرا نیز ضررها و خطرهای احمدینژاد را گوشزد میکردند.
به سال 83 و 84 برگردیم. آن زمان که احمدی نژاد در کوران انتخابات ریاستجمهوری نهم، دینامیت وسط اصولگرایان گذاشت و اتحاد آنان را به تفرقه تبدیل کرد و بعد هم پایش را روی کتف اصولگراها گذاشت و بر صندلی ریاستجمهوری نشست، ماهیت چندان پنهانی نداشت. وقتی که شهروندی عادی و عامی چون من ، این چیزها را میفهمید، قطعاً زعمای اصولگرا بسیار بیشتر میفهمیدند و میدانستند.
اصولگرایانی که امروز چپ و راست به رئیس دولتهای نهم و دهم خرده می گیرند،آن روز که باید کاری میکردند، نکردند. مگر در سال 84 وبه هنگام مقابله باهاشمی رفسنجانی ذوق نکردیم که چگونه احمدینژاد با ادبیاتش او را «ناکاوت» کرد؟ در سال 88 مگر ما اصولگرایان چون کاندیدای رأیآور نداشتیم، احمدینژاد را با سلام و صلوات در برابر دیگر نامزدها قرار ندادیم؟ اگر رهبر معظم انقلاب، به نحوه حرفهای احمدینژاد در مناظرهها ایراد نمیگرفتند، برایش هورا نمیکشیدیم؟
گرچه در همه این مقاطع، جمعی نه چندان زیاد از اصولگرایان خوندل میخوردند و از رفتار دوستانشان کلافه میشدند، اما اجازه دادیم حرفشان بهگوش کسی برسد؟
حالا و بعد از 8-9 سال، نهایت بیانصافی است که کاسه و کوزهها را سر احمدینژاد بشکنیم. او همان 8 سال پیش هم گفته بود کاری به اصولگرایان ندارد اما این اصولگرایان بودند که خودشان را به او میچسباندند.
اگر قرار است کاسه و کوزهای سر کسی بشکند، باید سرکسانی بشکند که به خاطر منافع جناحی از او حمایت کردند. این جماعت به جای آنکه به تقصیرشان اعتراف کنند، در ملأعام به احمدی نژاد بد و بیرا میگویند.
احمدینژاد، این روزها از اسب بر زمین افتاده است. تقصیر خودش هم هست . تکروی و بیقانونی و یکدندگی، کار او را زار کرده است. نتیجه عملکردش در عرضه سیاست و اجتماع و فرهنگ و روابط خارجی، بیرونزده است. اما اگر ما اصولگرایان به جای مصلحت های سیاسی پ روی حق نمی گذاشتیم و جلوب انحرافات و اشتباهات دولت را می گرفتیم امروز سرفرازتر بودیم. امروز برخی از ما اصولگرایان، به جای آنکه بابت سهممان در حمایت از برخی کارهای دولت، خود را بدهکار ملت بدانیم، طلبکار هم شدهایم.
یک جو انصاف هم چیز خوبی است. در کنار همه جوالدوزهایی که به احمدینژاد می زنیم، یک سوزن هم به خودمان بزنیم.






نظر شما