اول: سابقه حضور آقای شجریان در قونیه به 34 سال قبل باز میگردد، زمانی که وی به همراه محمد موسوی، نوازنده چیرهدست نی به مزار مولانا رفتند.
آنچنانکه نگارنده از آقای محمد موسوی، نوازنده چیرهدست نیشنیده است، پاییز سال 1354 بود که وی به اتفاق آقای شجریان به قونیه میروند. این حضور خود ماجراهای شگفت و خواندنی را به دنبال داشته است که در زیر به نقل از آقای موسوی به گوشههایی از آن اشاره میکنم.
قاعده این بود که مراسم مولانا را ابتدا با تلاوت قرآن شروع میکردند و آن روز که این دو تن به مراسم رسیدند، قاری دیر کرده بود یا ناهماهنگیهایی سبب شده بود که قرآن سر وقت خوانده نشود، لذا تمامی جماعت و هنرمندان و مهمانان حاضر در سالن منتظر قاری بودند اما قاری نیامد.
آن زمانها آقای شجریان قرآن را بسیار خوب میخواند و حتی جایزه بهترین قاری قرآن را هم دریافت کرده بود و به همین دلیل به گفته آقای موسوی: «آقای شجریان رو به من کرد و گفت: برای اینکه مردم منتظر نمانند بهتر است پیشنهاد بدهیم که من قرآن بخوانم و مراسم را شروع کنیم. به هر ترتیبی بود آقای شجریان رفت قرآن خواند و چه قرآنی و جماعت حسابی متحیر شدند و مسئولان و دستاندرکاران هم برای قدردانی از این صوت زیبا به ایشان قرآنی نفیس اهدا کردند که آقای شجریان آن را به من هدیه دادند که هنوز هم آن قرآن را دارم.»
بعد از این قرآن خوانی این دو تن به اجرای بداههخوانی هم میپردازند و چنانکه آقای موسوی میگوید: «رفته بودیم بر مزار مولانا و مردم هم جمع بودند. به آقای شجریان گفتم که بهتر است همینجا و در فضای باز و در حالی که نشستهایم کاری اجرا کنیم. نی را بیرون آوردم و شروع کردم به زدن در مخالف سهگاه و آقای شجریان هم کار را گرفت و آوازی بینظیر خواند. در طرفهالعینی دیدیم که نزدیک به 2هزار نفر از مردم و علاقهمندان جمع شدند و دارند به کار ما گوش میدهند.»
البته آقای موسوی تعریف میکرد آن زمان اجرای ساز و آواز در مزار مولانا قدغن بود اما به گفته ایشان «اجرای این برنامه و کیفیت آن به گونهای بود که وقتی به گوش مسئول و متولی مزار مولانا رسید ایشان هم از کار خوشش آمده بود ما را دعوتکرد. وقتی به نزدشان رفتیم خیلی تحویلمان گرفت و با ما به زبان سلیس فارسی سخن گفت. در میانههای صحبت فهمیدیم که 15سال شاگرد زندهیاد جلال همایی- از مولویشناسان بنام - بوده است.
در هر حال رابطه ما به قدری گرم و صمیمی شد که ما از ایشان تقاضا کردیم جای سلوک مولانا را به ما نشان دهد چون شنیده بودیم این مکان به روی کسی باز نمیشود . ما رفتیم و آقای شجریان مثنوی خیلی دلنشینی در شور خواند که من هم همراهیاش کردم و در نهایت نی خودم را به مزار هدیه کردم.»
دوم: اگرچه فضل تقدم حضور بر مزار مولانا با آقای شجریان و موسوی است،اما به نظر میرسد آنکه بیش از همه واز منظر موسیقایی به مولانا نزدیک است، شهرام ناظری است که در افواه عموم اهالی موسیقی و مردم به خوانندهای که بیشترین سهم را در معرفی مولانا داشته، شهرت پیدا کرده است.
در میان آثار آقای ناظری کمتر اثری را میتوان یافت که درآن از شعر مولانا در تصنیف وآواز استفاده نشده باشد و برخی از کارهای وی(همانند سفر به دیگر سو و گل صدبرگ و شورانگیز ) در زمره آثار ماندگار این حوزه به شمار میروند. لحن و بیان آوازی آقای ناظری هم فضای موسیقی سماع و مولانا را بیشتر تداعی میکند. لحنی حماسی و کهن که یاد آور موسیقیای افسار گسیخته و پرهیبت و هیمنه است که کمتر سیلی میتواند به بندش بکشد.
البته آقای ناظری هم در سالهای بسیاری به قونیه سفر کرده و به اجرای برنامه پرداخته است و حتی در سال 85 که هشتصدمین سال تولد مولانا، و به همین مناسبت، مراسم تولد مولانا از شکوه و هیمنهی دیگری برخوردار بود،گروه آقای ناظری در میان شانزده گروه شرکت کننده مقام نخست با به دست آورد. در این زمینه البته تلاشهای آقای کیخسرو پورناظری و گروه شمس را هم نباید نادیده گرفت که چه در دوره ای که با آقای ناظری همکاری میکردند و چه در زمانی که خود گروه شمس را استمرار بخشیدند، آثاری درخشان را پدید آوردند.
سوم: نکته مهمتر این یادداشت، نیاز اهل قونیه به اجرای موسیقی وآ واز بزرگان موسیقی ایرانی در این مراسم است و نفس این نکته نشان میدهد ، ظرفیتهای موسیقی ایران و همپیوندی آن با مولانا و اشعارش تا چه اندازه پایدار و ماندگار است که هر ساله باید در مزار مولانای پارسیگوی، آواز یک پارسی به گوش مشتاقان و حاضران بر مزار این«شیر بیشه اندیشهها» برسد.
توضیح:دهه دوم آذرماه سال 1387 آقای موسوی بعد از هشت سال دوری از صحنه موسیقی به یاد مولانا کنسرتی را در سالن شماره دو تالار وزارت کشور برگزار کردند و نکات نقل شده در این نوشته حاصل تلخیص گفت وگوی نگارنده با ایشان است که در روزنامه همشهری منتشر شده بود.
سید ابوالحسن مختاباد
کد مطلب 29958
نظر شما