طالبان چقدر از تجارت مواد مخدر سود کردند؟/هزینه-فرصت‌های صلح با طالبان برای ایران

تجارت تریاک در سال 2011 در افغانستان به 70 میلیارد دلار می رسد که در اختیار باندهای مافیایی داخلی و خارجی است

زهرا خدایی

بالاخره بعد از دو سال و اندی مذاکره و رفت و آمد میان نمایندۀ طالبان افغانستان با مقامات قطری و آمریکایی، دفتر این جریان در قطر بازگشایی شد و قرار است نمایندگان آن پس از مذاکره در قدرت سهمی داشته باشند.
شبه نظامیان طالبان که در طول 12 سال پس از حملۀ آمریکا همچنان سلاح به دست دارند و به بهانۀ مبارزه با حضور نیروهای خارجی، غیرنظامیان را هدف قرار داده‌اند، امروز پای میز مذاکره آمده‌اند تا سهم‌شان را از قدرت بگیرند. ناظران و کارشناسان مسائل افغانستان نسبت به بازگشایی دفتر طالبان و آیندۀ مذاکرات ابراز امیدواری می‌کنند؛ اما هنوز محرز نیست که آیا تندروهای این جریان نیز زیر پرچم میانه‌رو خواهند آمد یا خیر.
خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با بهرام امیراحمدیان، پیامدهای بازگشایی دفتر طالبان و آغاز مذاکرات را مورد بررسی قرار است که در ادامه می‌خوانید.
بهرام امیراحمدیانظاهراً پس از بازگشایی دفتر طالبان در قطر، دولت افغانستان تهدید کرده است که مذاکرات را تعلیق می‌کند، دلیل چیست؟
در دروه حکومت طالبان نام رسمی افغانستان به "امارت اسلامی افغانستان" تغییر یافت. از آنجا که این حکومت به جز از سوی پاکستان و امارات و عربستان از سوی دیگر کشورهای عضو سازمان ملل شناساسیی نشد، آنها نتوانستند حکومت تشکیل دهند. اکنون آنها برخلافف قرار نام نمایندگی خود در قطر را امروز "امارت اسلامی افغانستان" گذاشتند که از سوی پارلمان و دولت افغانستان بشدت مورد انتقاد قرار گرفت و دولت کرزی اعلام کرد مذاکرات را تعلیق می کند. دیگر اینکه موضع رسمی دولت افغانستان در مذاکره رسمی با طالبان اینست که این مذاکره با سرپرستی دولت افغانستان برگزار شود و سپس به داخل افغانستان منتقل شود.
آیا سهیم کردن طالبان افراطی و تندرو می‌تواند افغانستان را به سمت ثبات سوق دهد؟ مذاکراتی که در جریان است با طالبان میانه روست؟ در آن صورت آیا میانه‌روها توان مهار تندروها را خواهند داشت؟
طالبان، طالبان است. طالبان خوب و بد نداریم. یک جنبش فکری به نام طالبانیسم است که خواهان حکومت مبتنی بر شرع مقدس اسلام و حکومتی است که خود را نمایندگان خدا قلمداد می‌کند. اینها نوع تفکراتی است که با افراطی‌تر شدن، به القاعده تبدیل می‌شود و زمانی که افراطی‌تر می‌شود، سلفی نامیده می‌شوند. این تفکرات در یک رده قرار می‌گیرند و مخالف ساختارهای حکومت‌های غیراسلامی هستند. در این طرز تفکر دموکراسی و حکومت مردم بر مردم مردود است و پارلمان و نهادهای حکومتی سکولار به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
دلیل آغار مذاکرات این بود که آنها به این نتیجه رسیده اند که مبارزه مسلحانه و کشتار مردم بی دفاع و نیروهای هم وطن، کاری است بیهوده زیرا ره بجایی نمی برد و روز بروز بر آگاهی مردم افزوده شده توده ها به حکومتهای دمکراتیک بیشتر تمایل دارند.
از سال 2001 تا کنون بهانۀ طالبان(یا به گفته افغانها طالبها) این بود که نیروهای خارجی، افغانستان را اشغال کرده‌اند، در حالی که نیروهای آیساف از سوی سازمان ملل و شورای امنیت به عنوان نیروی ائتلاف برای تأمین امنیت در افغانستان تعریف شده است. باید یاد آور شد که شیوه حکومت طالبان و برداشت آنها از حکومت اسلامی نه تنها برای افغانستان حتی برای همسایگان از جمله جمهوری اسلامی ایران می‌توانست تهدیدی برای همسایگان از جمله ایران باشد، اما با همکاری ایران و کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ، حکومت طالبان در هم شکسته شد. بعد از کشته شدن دیپلمات‌های ایران در مزار شریف، این احتمال می رفت که ایران با طالبان وارد جنگ شود و حتی کار بدانجا کشید که نیروهای نظامی ایران در مرزهای مشترک صف آرایی کرده و منتظر حمله بودند. در صورت وقوع درگیری بین نیروهای ایران و طالبان که از نظر بین المللی به عنوان دولت شناخته نشده و در افغانستان بی دولتی حاکم بود، می توانست تبعات زیانباری داشته باشد که با دیپلماسی درست ایران این عملیات انجام نشد.
در مورد افتتاح دفتر در قطر چطور؟
افتتاح دفتر طالبان در دوحۀ قطر که تمهیدات آن از پیش آماده شده بود، بیانگر اجماع طرفین برای سازمان‌دهی به طالبان در قالب یک جنبش و توجه بیشتر به مطالبات آنها بود. به نظر من این اقدام مثبت است. هنگامی که ایران با عراق در جنگ بودند، طرفین در کشورهایشان سفارت داشتند و نمایندگی سیاسی آنها در کشورهای یکدیگر فعالیت داشتند. در جنگ میان آمریکا و ویتنام، طرفین در جریان جنگ در مذاکرات صلح نیز شرکت می‌کردند و سفارت‌هایشان دایر بود. بنابراین داشتن یک نمایندگی که مرکزی برای هماهنگی مذاکرات باشد، کار مثبتی است.
در بُعد داخلی باید توجه داشته باشیم که تحولات زیادی در افغانستان صورت گرفته است. در حال حاضر 350 هزار نیروی نظامی و پلیس آموزش دیده اند و فرماندهی و ساماندهی همه عملیات در سراسر کشور به عهده افغانستان گذاشته شده است. این تعداد برای کشوری که 30 میلیون جمعیت دارد، رقم قابل توجهی است، به انضمام اینکه این نیروها با تجهیزات غربی مجهز شده و آموزش دیده‌اند. ممکن است تجربۀ کافی نداشته باشند ولی نیروهای افغانستان در حال طی این مسیر هستند. تغییرات زیادی در حوزۀ زیربنایی کشور افغانستان رخ داده است. این کشور تحت پوشش شبکه‌های مخابراتی قرار گرفته است. از سویی پارلمان افغانستان قوی است، این ساختارها در این مدت ساخته است. در کنار تشکیلات دولت ساختارهای زیربنایی و جامعه مدنی هم شکل گرفته و رسانه ها نیز فعال هستند.
جدای از مناطقی که تحت تفکرات و نفوذ طالبان قرار دارند، میزان حمایت مردم از آنها چقدر است؟
طی این سالها طالبان می‌توانست حمایت مردم محلی را برای پشتیبانی جنگ‌های چریکی بدست آورد، چون مدعی بود که با نیروهای خارجی در حال مبارزه است، اما سیاست افراطی را در پیش گرفت و در مناطقی که از آنها حمایت نمی کردند دست به خشونت‌های زیادی زد.
همین ساختار سبب شده بود که طالبان برای تأمین مالی به درآمدزایی از طریق مواد مخدر دست بزنند. در حقیقت طالبان با استمرار حضور نیروهای خارجی بهانه ای برای جنگ داشت و برای جنگ نیاز به منابع درآمدهای مالی داشت؛ در کنار حمایت مردمی، طالبان از طریق مافیای مواد مخدر دست به تجارت مواد افیونی می زند.
این در حالی است که در اوایل سالهای اشغال این کشور از سوی آمریکا تولید مواد مخدر کاهش یافته بود، اما در حال حاضر تولید مواد مخدر به نهایت خود رسیده است. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال 2011 در افغانستان به تنهایی 5800 تن تریاک تولید شده است. زمینهای زیرکشت تریاک که جزو بهترین زمینهای زراعتی به شمار می رود حدود 131 هزار هکتار برآورد شده است. تجارت تریاک در سال 2011 در افغانستان بنا به گفته ابراهیم اظهر معاون سازمان مبارزه با مواد مخدر افغانستان به 70 میلیارد دلار می رسد که در اختیار باندهای مافیایی داخلی(رقمی ناچیز) و خارجی است. هرچند کشاورزان افغانی رقم ناچیزی از هر هکتار زمین دریافت می‌کنند ولی در ابعاد جهانی این تجارت سود سرشاری عاید قاچاقچیان بین المللی می کند. این نوع درآمدها به بهانۀ طالبان برای پرداختن به این تجارت تبدیل شده است که راه را برای قاچاق آن به ایران و سایر کشورهای اروپایی فراهم کرده است. همۀ اینها بهانه ای دست طالبان بوده تا با آمریکا مبارزه کنند.
حال که نیروهای خارجی در این کشور حضور ندارند، باید دید که طالبان با چه بهانه ای دست به این کار می‌زنند. به انضمام اینکه ارتش افغانستان نیز تقویت شده است و ساز و کارهای خوبی برای مقابله با نیروهای افراطی بدست آورده است.
بسیاری از طرفها از جمله دولت کرزی و نمایندگان پارلمان این کشور به این نتیجه رسیده‌اند که طالبان نیرویی نیست که بتوان آن را کاملا از میان برداشت، از اینرو بعد از 12 سال مبارزه به این نتیجه رسیده‌اند که باید بحران را مدیریت کنند.
چه تضمیمی وجود دارد که این چریک های افراطی با گرفتن قدرت، از اقدامات مسلحانه دست بردارند؟
در دورانی که در تاجیکستان جنگ داخلی بود، با میانجی گری ایران و روسیه و همچنین سازمان ملل دولت با گروههای اسلامی آشتی کرد و آنها را در قدرت سهیم کرد و به تعدادی از اعضای حزب اسلامی در این کشور پست هایی دولتی داده شد. این جریان رفته رفته در ساختار دولت مستحیل شد و سرانجام دولت تاجیکستان با ترفند خاصی که داشت آنها را آرام آرام از قدرت حذف کرد و رهبران آنها منزوی شدند. از این جهت یک نوع ثبات هرچند نامطلوب در آنجا حکمفرما شد.
به نظر من این مدل خوبی می‌تواند برای افغانستان باشد که با مشارکت طالبان بر بی ثباتی‌ها فائق آیند. طالبان تکنوکرات نیستند بلکه جریانی چریکی است، مدتی در دولت می‌مانند اما با این ساختارها نه آشنایی دارند و نه قدرت آشنایی با آن را دارند، بنابراین به نوعی در داخل دولت افغانستان و داخل ملت ادغام می شوند و می توانند راه صلح و ترقی را طی کنند.
افغانستان در سال 2014 انتخابات ریاست جمهوری را در پیش دارد؟ این مسئله تا چه میزان از سوی دولت آینده پیگیری خواهد شد؟ آیا این امکان هست که افغانستان به گذشتۀ تاریک خود بازگردد؟
من با برخی از مقامات افغانستان صحبت کردم به ویژه نیروهای ملی از جمله بنیاد احمدشاه مسعود و عبدالله عبدالله. آنها یک میثاق ملی را تدوین کردند که در آن اشاره شده بود که بعد از آنکه آمریکایی‌ها افغانستان را ترک کردند، با جذب نیروهای ملی افغانستان، کشور را اداره کنند.
در سال 2014 که انتخابات برگزار می‌شود، بدون شک وضعیت با 5 سال گذشته فرق می‌کند به این دلیل که در افغانستان تحولات زیادی رخ داده است. مطبوعات، رادیو تلویزیون، شبکه های ماهواره ای دولتی و خصوصی در این کشور فعال هستند. اینها همه در شکل دهی به افکار عمومی می‌توانند نقش ایفا کنند. افغانستان به لحاظ ساختاری که برایش تعریف شده، آزادی مطبوعات بیشتری در مقایسه با سایر کشورهای همسایه‌اش دارد. اینها پیشرفت‌هایی است که باید با دید دیگری از سوی کشورهای همسایه بدان نگریسته ‌شود.
نقش همسایۀ پرقدرت افغانستان(پاکستان) در این روند که همواره تأثیر مهمی در تحولات افغانستان داشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در سایۀ سنگین پاکستان است که افغانستان زیاد نمود پیدا نمی‌کند. چون تقویت قدرت ملی در افغانستان سبب خواهد شد منطقه مورد مناقشۀ آنها(پشتونستان و خط دیوراند) مجدداً مورد مناقشه قرار گیرد و به نظر می رسد حکومت پاکستان خواستار یک حکومت اسلامی در این کشور است تا یک حکومت ملی. چون اگر حکومت اسلامی باشد دیگر بحثی از ملیت، پشتونستان، خط دیوراند نخواهد شد اما در یک دولت ملی مردم مطالباتی خواهند داشت و این احتمال هست که مردم دوباره مثلآً مطالبات پیرامون خط دیوراند را زنده کنند و مورد مناقشه قرار دهند.
مذاکره با طالبان چه تبعاتی بر امنیت منطقه‌ خواهد داشت؟
باید به افغانستان کمک کرد. چون ثبات افغانستان ثبات کشورهای منطقه است. امنیت کشورهای منطقه به امنیت افغانستان گره خورده است. با بررسی‌هایی که من انجام داده ام، از مدلی که ایران اجرا کرده است، خشنودم. ایران، در امور داخلی افغانستان دخالت نمی کند و بیطرفی برگزیده است؛ به این دلیل که ایران ثبات خود را در نظر می گیرد و تعامل با افغانستان در زمینه های تجاری و اقتصادی و بیشتر فرهنگی، اقتصادی است. کمکهای ایران بیشتر معطوف به همکاری‌ها و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی است و ایران به هیچ وجه مطامع سیاسی در افغانستان نداشته و ندارد و همواره خواهان این بوده است که در افغانستان دولت باثبات حکمفرما باشد. افغانستان نیازمند همکاری و یاری همۀ همسایگان است. زمینه های همکاری ایران، افغانستان و تاجیکستان به عنوان سه کشور همزبان بسیار مهم است. در بین این سه کشور علاوه بر مشترکات فرهنگی، منابع انرژی، معادن و آب تقسیم شده است. از سوی دیگر جمعیت این سه کشور که رو به رشد است و همچنین سایر ملزومات، نیاز به همکاری های سه جانبه را ضروری تر می سازد.
5252

کد مطلب 299655

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین