«تکرار»، هم میتواند خوب باشد، هم بد. تکرار، آنجا که غیر حرفهای میشود و تبدیل به دوبارههای ملالآور میگردد، صفت «بد» میگیرد. آن وقت آماده میشود برای دفع و دور کردن مخاطب. البته یکباره دفع نمیکند. در مراحل اول، ذهن و دل را میزند و رفته رفته این زدگی آن قدر عمیق میشود که هیچ کس قدرت تحمل این زخم را نمییابد؛ گریزان میشود. به همین دلیل گردونه «تکرار غیر حرفهای» این قدرت را دارد که جدیترین موضوعات یک جامعه را به سطحیترین انگارهها تنزل دهد. یعنی با دفع مخاطب، موضوع روی زمین میماند و چون سطحی مینماید، کسی حس برداشتن آن را ندارد.
برخی از قالبهایی که در تکرار غیر حرفهای کاربرد فراوان دارد، عبارت است از: سخنرانی، دادن اعلامیه، خبر، مقاله، پارچه نوشته و از این دست. توضیح اینکه قالبهای یاد شده به خودی خود، تکرار را به طرف صفت «بد» سوق نمیدهند، بلکه شیوة بهرهمندی از آنهاست که یک موضوع را به گردونه تکرار غیر حرفهای میکشاند و مخاطب را دفع میکند.
تکرار، آنجا که حرفهای میشود و تبدیل به یادآوریهای جذاب و گیرا میگردد، صفت «خوب» میگیرد. آن وقت آماده میشود برای جای گرفتن در ذهن و دل مخاطب. این دوبارههای خوب، هر بار لذت مخاطب را برمیانگیزد و به او نشاط میدهد. و چون مخاطب را آزار نمیدهد، گردونه «تکرار حرفهای» توان بیان مهمترین مسائل یک جامعه را مییابد.
بعضی از قالبهایی که در تکرار حرفهای کاربرد دارد، چنین است: ادبیات (به ویژه گونه داستانی آن)، هنرهای تصویری و هنرهای تجسمی.
از جمله مشکلاتی که جامعه ما به شدت به آن مبتلاست، افتادن موضوعات مهم فرهنگی و اجتماعی در گردونه تکرار غیر حرفهای است. تا کنون از این رهگذر بخش قابل توجهی از موضوعات و مسائل کشور، قربانی استفاده از قالبهای یاد شده گشته است. از جمله آنهاست: تهاجم فرهنگی. پس از طرح این مسئله مهم، ارباب سخن و قلم به جای استفاده از تکرار خوب و قالبهای مربوط به آن و در نهایت جذب مخاطب، از قالبهای مرسوم سخنرانی، اعلامیه، پارچه نوشته، مقاله و ... بهرهها بردند و امروز پس از چند سال استفاده آتشین از این قالبها، در همان نقطه اول ایستادهاند، با این تفاوت که دیگر مخاطبی برای نیوشیدن سخن و خواندن قلم ندارند. نمونه دیگر، مسئله مهم «امر به معروف و نهی از منکر» است. نمونه دیگر «وجدان کاری و انضباط اجتماعی» است. و باز میتوان گفت که موضوع مهم «نماز» نیز در حال افتادن به گردونه تکرار غیر حرفهای است. مگر همه ما باور نداریم که با تکرار غیر حرفهای «بدحجابی»، امروز مخاطبان این موضوع به حداقل رسیدهاند؟
در یک نتیجهگیری میتوان گفت که بهرهگیری از تکرار غیر حرفهای و قالبهای آن، به دلیل وجود کارگزاران غیر حرفهای است.
با نگاهی به شطرنج مدیریت در کشور، به ویژه در حوزه فرهنگ، متوجه میشویم که مهرههای این صفحه، سربازانی بودهاند که فقط قدرت برداشتن یک قدم را داشتهاند و نه بیشتر. و اینکه شطرنجبازان ما در طول سالهای پس از انقلاب به این آدمهای «یک قدمی» قناعت کرده، مدیریت این صفحه را به آنها سپردهاند؛ یعنی غیر حرفهایها.
یکی از امیدهای پیدا شده در نظام نوین اجرایی کشور، ندیدن مهرههای «یک قدمی» و دیدن آدمهایی است که توان روبرو شدن با موضوعات مهم فرهنگی و اجتماعی را از طریق تکرار خوب و حرفهای داشته باشند و از طریق جذب مخاطب، جدیترین موضوعات زمین مانده را بردارند. خوشا دیدن آن روز!
از جمله مشکلاتی که جامعه ما به شدت به آن مبتلاست، افتادن موضوعات مهم فرهنگی و اجتماعی در گردونه تکرار غیر حرفهای است.
کد مطلب 318181





نظر شما