سعید جعفری پویا:
همانطور که پیش بینی می شد، روسیه سکانس پایانی مناقشه اوکراین را هم با موفقیت پشت سر گذاشت و کریمه را به خاک خود منضم کرد. اما ورای مسئله پیوستن کریمه به روسیه، روندی که کمتر مد نظر قرار گرفته و در صورت عدم توجه می تواند مشکلات فراوانی را برای کشورهای منطقه ایجاد نماید، باب شدن روند برگزاری رفراندوم و همه پرسی از سوی اقلیت های قومی در کشورهای مختلف منطقه است. دکتر محمود شوری کارشناس مسائل اوراسیا معتقد است چنین مسیر روابط میان کشورها را متزلزل می سازد.
رفراندوم در کریمه برگزار شد و نتیجه ای که تقریبا قابل پیش بینی بود به دست آمد، هرچند میزان آرای مثبت کمی فراتر از حد انتظار بود. اما تاتارها که قرار بود این انتخابات را تحریم کنند، چگونه عمل کردند؟
همانگونه که پیش بینی می شد، آرایی که در کریمه به صندوق های رای ریخته شد، نشان از این دارد که اکثریت مردم این شبه جزیره با توجه به تبار روسی شان، به پیوستن به روسیه علاقه نشان دادند. البته بخش هایی هم در کریمه هستند که جز اقلیت ها محسوب می شوند، مثل تاتارهایی که شما به آن اشاره کردید. این جمعیت اختلاف نظرهای تاریخی با روس ها دارند و از زمان جنگ جهانی دوم و برخوردی که استالین با آنها انجام داد، نگرش مثبتی نسبت به روس ها ندارند. البته روسها طی این مدت تلاش کردند تاتارهای کریمه را با خود همراه سازند، در همین مسیر رئیس جمهور تاتارستان روسیه چندی پیش به کریمه سفر کرد و سعی کرد با تاتارها ارتباط پیدا کند، ولی در مجموع شاهد این بودیم که دست کم در مناطقی که تاتارهای کریمه حضور داشتند، تنها اندکی بیش از 50 درصد به استقلال کریمه رای دادند. این در حالی بود که در سایر مناطق رای حدودا 96 درصدی برای پیوستن به روسیه به صندوق های رای ریخته شد. ضمن اینکه ظاهرا بیش از هشتاد درصد هم در این رفراندوم شرکت کردند که این عدد هم می تواند پیام های خاصی با خود به همراه داشته باشد و نشان دهنده میزان نفوذ روسیه در این شبه جزیره باشد.
اعلام رأی مثبت 97 درصدی و مشارکت 80 درصدی قدری سوال برانگیز بوده است. آیا این اعداد حقیقی است؟
البته در مورد ارقام خیلی نمی توان اظهار نظر جدی کرد. ولی نقدی که بر این رسانه صورت گرفته است و می تواند تا حدی هم درست باشد، این است که این رفراندوم در مقطعی برگزار می شود که فضای کاملا احساسی بر این سرزمین حکمفرما است و نیروهای روسیه به طور غیر مسقیم وارد کریمه شده اند و در این شبه جزیره حضور داشتند. در چنین شرایطی فضا به نفع مسکو تغییر کرده است. انتقادی که بر این رفراندوم مطرح می کنند، این است که غربی ها می گویند این رفراندوم در فضای منطقی و عاقلانه ای برگزار نشده و بیشتر یک فضای هیجانی در این مسیر به وجود آمده و در پاسخ به تحولاتی که در کیف رخ داد صورت گرفته است. بنابراین غربی ها اینگونه نتیجه می گیرند که شاید برگزاری رفراندوم به این سرعت و در این شرایط نتواند خواست و تمایل مردم را بطور مشخص و صحیح نشان دهد. گرچه نباید از این نکته هم به سادگی گذر کرد که مردم کریمه به لحاظ نژادی روس تبار هستند و در گذشته هم به آن کشور تعلق داشته اند و اوکراینی ها به لحاظ تاریخی اوکراینی ها نمی توانند ادعای چندانی روی این منطقه داشته باشند، هرچند پس از فروپاشی شوروی کریمه بخشی از جمهوری استقلال یافته اوکراین تلقی می شد و حتی خود روسها هم پذیرفته بودند که کریمه بخشی از اوکراین است.
روسیه که طبیعتا از نتیجه رفراندوم خرسند بوده و آن را تایید کرده است، اما کشورهای اروپایی و آمریکا تقریبا به صورت هماهنگ این همه پرسی را نامشروع و غیر قابل پذیرش خوانده اند، واکنش ها نسبت به پیوستن کریمه به روسیه را چگونه تحلیل می فرمایید؟
باید توجه داشت که هر دو طرف استدلال هایی را مطرح می کنند، که بخشی از آن صحیح و قسمتی از آن نادرست است. چرا که غربی ها معتقدند این همه پرسی بر اساس موازین حقوق بین الملل نبوده است. چراکه بر اساس قانون اساسی اوکراین، کریمه یکی از بخش های این کشور است و یک بخش یا استان، نمی تواند به صورت مستقل درخواست استقلال و خودمختاری دهد و این رفراندوم باید به صورت سراسری انجام گیرد. اما واقعیت این است خود جمهوری اوکراین هم در سال 92 میلادی بر همین مبنا شکل گرفت. اوکراینی ها از اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کردند و آنچه که ما امروز شاهدش هستیم، میراث فروپاشی شوروی است. بر این اساس واقع امر این است که یک فضای خاکستری ایجاد شده که دو طرف با استناد به دلایل و استدلال های خود می توانند استنتاج های خود را طرح نمایند. از طرف مقابل هم برخی از استدلال ها می تواند قابل فهم باشد؛ چراکه کریمه، منطقه ای بوده که در چارچوب های رسمی اتحاد جماهیر شوروی ملزم به رعایت قوانین آن جمهوری بوده است. در مجموع واقعیت این است که نه غربی ها و نه روسیه نمی توانند با استدلال های خود دیگری را قانع کنند.
این قانع نشدن سبب طرح تهدیدهای غربی علیه روسیه شده است. تهدیدهای کشورهای غربی و آمریکا علیه روسیه را تا چه اندازه می توان جدی قلمداد کرد؟
تحریم هایی که تاکنون غربی ها مطرح کرده اند، نتوانسته به عنوان یک ابزار قدرتمند جلوه نماید. هرچند صحبت هایی در خصوص برخی تحریم ها به گوش می رسد. به عنوان مثال روسیه با برخی از کشورها بر سر مسئله لغو روادید به توافق رسیده بود که گفته می شود پس از رفراندوم کریمه قرار است دوباره به حالت پیشین باز گردد و شهروندان روسی ناگزیر باشند برای ورود به اروپا ویزا دریافت کنند. تحریم کردن برخی از مقامات روسی هم که شما اشاره کردید، نمی تواند یک ضربه کاری جدی باشد و بیشتر یک عمل سیاسی تلقی شود و ابعاد اقتصادی چندانی ندارد. باید توجه کردف غرب هنوز مشخص نکرده که برای تحریم اقتصادی روسیه چه برنامه هایی در سر دارد، اما با توجه به پیوندهایی که میان روسیه و غرب وجود دارد، بعید است این تحریم ها، مواردی باشد که به روسیه ضربه بزند. بسیاری از کشورهای غربی مثل آلمان و انگلستان روابط تجاری گسترده ای با روسیه دارند و هرگونه کاهش روابط تجاری با کرملین، می تواند تاثیر اقتصادی بزرگ و قابل توجهی روی کشورهای اروپایی داشته باشد.
آیا این روند نمی تواند در آینده برای دیگر کشورهای منطقه نگران کننده باشد؟ با توجه به اینکه منطقه خاورمیانه و مناطق پیرامونی آن، سرشار از چندپارچگی قومیتی است، اینکه ایالت و یا استانی بخواهد به صورت مستقل رفراندوم برگزار کند و درخواست پیوستن به کشور دیگری بدهد، نمی تواند این رویکرد را نزد دیگر جریانات و قومیت های منطقه ای نیز باب نماید و افزایش تهدیدات مرزی کشورهای مختلف را رقم زند؟
به هر ترتیب این روندها وجود دارند و صرف نظر از اینکه ما از آن راضی باشیم یا خیر، همیشه این اتفاقات در سطح بین الملل وجود داشته است. به ویژه پس از فروپاشی شوروی شاهد بودیم که این اتفاقات در روسیه، و همچنین برای یوگسلاوی و چکسلواکی سابق هم رخ داد. هرچند اقدامات عکس آن هم مشاهده شده و مثلا آلمان و یا یمن به وحدت رسیدند. اما به هر ترتیب از این دست مسائل در مقاطع مختلف تاریخی فراوان مشاهده شده است. به باور من اگر بنا باشد مرزها به سادگی و بدون کوچکترین تلاشی تغییر کنند، روابط میان دولت ها بسیار متزلزل خواهد شد. در مجموع چنین روندی اصلا خوب نیست. این مسئله به ویژه برای کشورهای چند قومی که از هویت های متفاوت شکل گرفته اند نمی تواند مناسب باشد. طبیعتا ما هم نباید از این روند که بخش هایی از یک کشور بتواند با برگزاری یک رفراندوم اعلام استقلال کند خوشحال باشیم و از آن حمایت کنیم. فارغ از اینکه چنین روندی در کجا اتفاق می افتد. چراکه مثلا کریمه ابعاد دیگری هم دارد و مسائل مختص به خودش را دارد که باید به آنها توجه شود، اما در کل این روند، مسیری نیست که بتوان آن را تایید کرد و تداوم چنین روندی می تواند خطرناک و نگران کننده باشد.
چه چشم اندازی برای اوکراین متصور هستید؟ آیا دولتی غربگرا و بدون در اختیار داشتن منابع انرژی کریمه در کیف سر کار خواهد ماند؟
مسلما آینده چندان روشنی برای اوکراینی ها نمی توان متصور شد. آنها از یک سو در جهت ضرورت برقراری انسجام ملی و سیاسی باید تلاش کنند و از سوی دیگر باید با مشکلات اقتصادی نه چندان کم تعداد خود دست و پنجه نرم کنند و از سوی دیگر باید پیوندهای اقتصادی که با روسیه داشتند را به شکل دیگری باز تعریف کنند. طبیعتا این موارد روندهایی است که قطعا به گذشت زمان زیادی احتیاج دارد و شاید در دراز مدت قابل حل باشد اما در کوتاه مدت حل آن بسیار دشوار است. به نظر من دولت جدید اوکراین در مسیر دشواری قرار گرفته است. غرب هم نمی تواند کمک زیادی به دولت جدید اوکراین نماید چراکه حجم مشکلات بیش از این است که اروپا در وضعیت فعلی بتواند کمکی به این کشور انجام دهد. بعید است در کوتاه مدت گشایش اقتصادی جدی در شرایط اوکراین ایجاد شود که بتواند در آینده دولت اوکراین تاثیرگذار باشد.
4949





نظر شما