آقای مشائی که از یاران بسیار نزدیک و هماهنگ با رئیس جمهور در دوره نهم و دهم ریاست جمهوری به شمار می رود، هر از گاهی مواضعی اتخاذ کرده و مطالبی را بیان می کند که هیچ سنخیتی با بدیهی ترین و اولیه ترین اصول یک دولت ارزشی و انقلابی ندارد. ورود وی به مباحث تخصصی دینی و اعتقادی که معمولا نیز همراه با واکنش تند و جدی دینداران و مومنان روبرو می شود نشان از علاقه زائد الوصف وی به مسائل دینی و مذهبی دارد و همچنین اظهار نظر وی درباره مسائل بسیار کلان حاکمیتی و عدول از مبانی انقلاب اسلامی در خصوص رژیم صهیونیستی نیز موید این نکته می باشد که جناب مشائی بی علاقه به ساختار شکنی و عبور از خطوط قرمز نظام اسلامی نمی باشد. دیگر بر هیچ ایرانی آگاه و هوشیاری پوشیده نیست که معاون رئیس دولت نهم و رئیس دفتر رئیس دولت دهم مسیری را انتخاب کرده است که نمی تواند آن را در مدار قانون و شرع توصیف کرد و با این وصف رئیس جمهور نیز باید به وضوح و شفافیت موضع خود را در قبال یار دوست داشتنی خود بیان کند.
علاقه رئیس جمهور به مشائی هر میزان نیز عمق داشته باشد به نظر نمی رسد بر توجه و التزام رئیس جمهور به سوگند خود در برابر قرآن کریم و ملت ایران ارجحیت داشته باشد؛ جناب آقای احمدی نژاد بدون تعارف و دلبستگی باید اعلام نماید آیا مواضع آقای مشائی با موازین و بنیان های فکری و اعتقادی ایشان منطبق می باشد و ایشان نیر همانند آقای مشائی می اندیشند و اگر مجالی نیز داشته باشند هم نشینی با برخی چهره های سینمایی را می پسندند و اگر جواب جناب آقای رئیس جمهور منفی می باشد، چه برخوردی با ایشان را به مصلحت خود و دولت می دانند.
شاید اگر آقای رئیس جمهور با همان شجاعتی که در سخنرانی ها و مصاحبه های خود به افشاگری اقدام می کنند به توصیه مشفقانه و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب نیز توجهی حداقلی داشتند این چنین خود را درگیر گرداب ساختار شکنی های برخی دوستان خود نمی گذاشتند. رهبر فرزانه و دوراندیش انقلاب در جریان انتصاب آقای مشائی به عنوان معاون اول رئیس جمهور در نامه ای به آقای رئیس جمهور اینگونه پدرانه متذکر شدند: «انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.»
جا دارد رئیس جمهور سکوت خود را در این خصوص بشکند و با صراحت مواضع خود را بیان دارد که آیا حمایت ایشان از آقای مشائی مرزی دارد؟ آیا آن بخش از اظهارات و مواضع و رفتار ایشان را که موجبات تاثر و ناراحتی جامعه دنیدار و متدین را فراهم ساخته است را قبول دارند و اگر قبول ندارند آیا جناب مشائی صلاحیت حضور و نزدیکی با رئیس جمهوری اسلامی ایران را دارند؟
و نکته آخر اینکه در ساختار شکنی چه تفاوتی میان بازنده و برنده است، به بیانی واضح تر آیا حضور در حاکمیت جواز عبور از خطوط قرمز را برای صاحبان پست و مقام فراهم می کند؟ اگر ولایت ستیزی و توهین به مقامات در کشور موضوعی مذموم و غیر قابل پذیرش است و بر هیچ مبانی عقل و شرع و قانون منطبق نیست، آیا نسبت نادرست دادن به ائمه و اولیاء الهی و دست اندازی به حریم اعتقادی جامعه اسلامی قابل پذیرش است؟






نظر شما