۰ نفر
۲۸ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸

جیم الخلیلی، فیزیک‌دان عراقی‌الاصل و استاد فیزیک دانشگاه سوری انگلستان، کتاب تازه‌ای درمورد دوران طلایی علوم اسلامی منتشر کرده است. نیوساینتیست در گفتگو با او درمورد عصر طلایی علوم اسلامی پرسیده است.

توضیح خبرآنلاین: مطلبی که در ادامه می‌خوانید، دیدگاه‌های یک دانشمند عراقی در مورد عصر طلایی علوم اسلامی است که شاید از بسیاری جهات با آن‌چه از تاریخ علوم اسلامی در کشورمان مشهور است، متفاوت باشد. بدیهی است که انتشار این مطلب، بخصوص بخش‌هایی که به مراکز علمی جمهوری اسلامی مرتبط است ، به منزله تایید مندرجات آن از سوی خبرآنلاین نیست و این اتفاق، صرفا برای آگاهی مخاطبان از طرز فکر برخی دانشمندان عرب که از جایگاه خوبی در علم برخوردارند و چهره شناخته‌شده‌ای محسوب می‌شوند، انجام شده است.

جیم الخلیلی زاده عراق است و همان‌جا هم بزرگ شده. هرچند دانش‌آموخته دکترای فیزیک کوانتومی است و استاد فیزیک نظری در دانشگاه سوری انگلستان است؛ ولی اکنون یک کارشناس عصر طلایی علوم اسلامی محسوب می‌شود. وی امسال کتاب جدید خود را با عنوان «خانه خرد و میراث علوم عربی» منتشر و همچنین در بهار سال جاری، دو مجموعه برنامه علمی را در شبکه چهار تلویزیون بی‌بی‌سی اجرا خواهد کرد. وی در گفتگو با سانجیدا اوکانل، خبرنگار نیوساینتیست، توضیح داد که چرا می‌پندارد دانش در کشورهای اسلامی یک بار دیگر شکوفا خواهد شد.

تعداد کمی از غربی‌ها در مورد عصر طلایی علوم اسلامی آگاهی دارند. چرا این‌طور شده است؟
امپراطوری عربی در انتهای قرن هشتم و ابتدای قرن نهم بسیار قدرتمند بود؛ حکمرانان آن مالیات‌ها را از سرتاسر امپراطوری پهناور اسلامی جمع‌آوری می‌کردند و پول کافی برای ترجمه متون علمی و حمایت از دانشمندان داشتند. در همین دوران خانه خرد در بغداد توسط مامون، خلیفه عباسی راه‌اندازی شد. این مرکز در ابتدا کار خود را به صورت یک خانه ترجمه آغاز کرد که متون یونانی را به عربی ترجمه می‌کرد. سپس، به سرعت شروع به جذب بزرگ‌ترین مغزهای متفکر در جهان اسلام کرد و زبان عربی به زبان بین‌المللی علم تبدیل گردید. هم‌چنین تاثیر بسیار قدرتمندی از ایران در این جریان دیده می‌شد؛ یک بار یکی از محققین عرب در مورد آنها گفته بود: «ما عرب‌ها تمام دنیا را در اختیار داریم، ولی تمام افکار و اندیشه‌ها متعلق به شما ایرانی‌ها است».

در دنیای غرب اما، عموما این تصور نادرست حاکم است که دانشمندان اسلامی کاری بیشتر از نظارت بر علوم یونانی انجام ندادند.
در حقیقت، تعداد بی‌شماری از پیشرفت‌های مهم و بنیادی علم توسط دانشمندان اسلامی انجام شده است. آنها اولین کسانی بوده‌اند که مسیر واقعی علم را پیدا کردند ؛نظریه و آزمایش؛ و این صدها سال پیش از انقلاب علمی در اروپا بود.
مثالی از این علوم اسلامی افسانه‌ای مطرح می‌کنی؟
یک ریاضی‌دان مسلمان، الخوارزمی (خوارزمی) در کتاب خود، مفهومی را مطرح کرد که ما امروزه به نام «جبر» (یا Aljebra به انگلیسی) در ریاضیات می‌شناسیم. در حقیقت عنوان این کتاب هم «الجبر» بود. او را پدر علم جبر می‌دانند، ولی من مطمئن نیستم که این واقعیت داشته باشد. چنین تصور می‌شود که تا پیش از وی هیچ کس نمی‌توانست به درستی اعمال ریاضی جبر را انجام دهد. مفهوم یک معادله که شما آن را حل می‌کنید تا مقدار مجهول ایکس را بیابید، از این دانشمند نشات می‌گیرد. همچنین یک فیزیک‌دان وجود دارد که من او را بزرگ‌ترین فیزیک‌دان قرون وسطی می‌دانم، او ابن‌هیثم بود که از هندسه برای اثبات کارهای خود در زمینه نور خود کمک گرفت. امروزه برای ما بدیهی است، ولی در آن زمان هیچ‌کس نمی‌دانست که نور در خط مستقیم حرکت می‌کند.

چرا علوم اسلامی به محاق رفت؟
برخی می‌گویند که این امر در قرن 11 میلادی / 5 هجری اتفاق افتاد و دلیل آن هم این بود که ناگاه حاکمان اسلامی به سوی محافظه‌کاری و ارتودکسی گرایش یافتند و به دنیایی ضد علمی تبدیل شدند. همچنین این بحث وجود دارد که دلیل این اضمحلال، حمله مغول‌ها در قرن 13 میلادی/ 7 هجری بود، که بغداد را نابود کردند، شهری که خانه خرد را در خود داشت. ولی واقعیت این است که نزول علوم عربی خیلی آهسته‌تر از آن‌چه مردم فکر می‌کنند، رخ داد: دانشمندان بزرگی در دنیای اسلام بعد از این زمان‌ها و تا قرن 15 میلادی / 9 هجری زندگی می‌کردند.

چرا این دوران از علم تا این حد برای دنیای غرب ناشناخته است؟
هنگامی که امپراتوری اسلامی به تدریج تکه تکه می‌شد، اروپا در حال پول‌دار شدن بود. با آغاز رنسانس، اروپایی‌ها همان فرایندی را در پیش گرفتند که قرن‌ها پیش از آنها مسلمانان طی کرده بودند: آن‌ها عربی را آموختند و متون یونانی را که به عربی ترجمه شده بودند دوباره کشف کردند. در نتیجه ما فقط در مورد آن دانشمندانی اطلاع داریم که کارهای آنها از عربی به لاتین ترجمه شده بود. یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه اسلام، ابن‌سینا، امروزه در اروپا به نام Avicenna شناخته می‌شود. دسترسی به کارهای او خیلی ساده بود و تاثیر بسیار عمیقی بر فلاسفه بزرگ اروپایی نظیر توماس آکویناس و فرانسیس بیکن گذارد.
برخی نیز بر این اعتقادند که سیاست‌های مستعمراتی نیز در این میان نقش داشتند. هنگامی‌که انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها در حال اشغال آسیا، خاور میانه و آفریقا بودند، نمی‌خواستند بشنوند که این مکان‌ها روزی مهد تمدن‌های پیشرفته و شگفت‌انگیزی بوده و برای این‌که بتوانند کار خود را درست جلوه دهند، مجبور بودند چنین وانمود کنند که این مردم افرادی وحشی و نادان بوده‌اند.

به این ترتیب شما می‌پنداری که عنصری از نژادپرستی در فرونشاندن علوم عربی وجود داشته است؟
تا اندازه‌ای بله. این با ترس از اسلام در دوران معاصر و این نظریه که مسلمانان گرایش‌های واپس‌گرایانه‌ای در مورد حیات دارند نیز تنیده شده است، از زنان گرفته تا سیاست‌مداران؛ و این فشار اضافی ناشی از بنیادگرایی و تروریسم نیز آن را تقویت می‌کند. در نتیجه تمایلی طبیعی وجود دارد که فکر کنیم این افراد نمی‌توانسته‌اند در گذشته متمدن‌تر و پیشرفته‌تر از ما باشند.

آیا این واقعیت دارد آن‌چه واقعا شما را نگران می‌کند، این است که دنیای اسلام به اندازه کافی به میراث خود افتخار نمی‌کند؟
بله، این مایه شرمساری است که گرایش‌های ضد علمی در اسلام امروز وجود دارد، تا حدی که می‌گویند «چرا می‌خواهی به دنبال علم و دانش بروی، در حالی که همه چیز در قرآن نوشته شده است؟» دنیای اسلام نیاز دارد که به یاد بیاورد هزار سال پیش کجا بود: دیگر ادیان را تحمل می‌کرد و با مدارا با آنها برخورد می‌کرد، روشن‌فکر بود، و به دنبال علوم ناشی از کنجکاوی بشر بود.
خیلی از کشورهای در حال توسعه در علم سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ولی تنها برای تحرک بخشیدن به اقتصادشان این کار را می‌کنند. تا زمانی که شما به این فکر می‌کنید که چه چیزی از علم بیرون خواهد آمد و فقط به دنبال استفاده از نتایج آن باشید، نمی‌توانید به پیشرفت‌های واقعی در علم برسید. این چیزی است که دنیای اسلامی در هزار سال پیش به آن دست یافت و تا زمانی که به آن طرز تفکر بازنگردد، همواره مجبور خواهد بود که تلاش کند که خیلی از بقیه دنیا عقب نیفتد و نمی‌تواند به پیشگام شدن دوباره فکر کند.

پادشاه عربستان سعودی یک دانشگاه جدید تاسیس کرده است، دانشگاه علم و فناوری ملک عبدالله یا KAUST. آیا این می‌تواند به یک رنسانس در علوم اسلامی منجر شود؟
پادشاه روی این نکته تاکید داشته که می‌خواهد این دانشگاه به خانه جدید خرد تبدیل شود، در نتیجه من هم امیدوارم که این چنین شود. بسیاری از دانشگاه‌های پیشروی غربی در حال سبقت گرفتن از هم برای همکاری با این دانشگاه هستند و دلیل آن هم فقط پول نیست، بلکه از این رو است که آنها فکر می‌کنند در آینده در آنجا برخی از پژوهش‌های واقعی و بنیادی انجام شود. طی 3 سال گذشته، میلیاردها دلار از پول عربستان سعودی صرف ساخت این دانشگاه شده است. به نظر می‌رسد که دانشگاه ملک عبدالله واقعا علاقه‌مند به انجام پژوهش‌های خالص و از سر کنجکاوی بشری باشد، نه پژوهش‌هایی برای پشتیبانی از صنعت نفت و یا هر هدف سیاسی و یا مذهبی دیگر. مزیت‌های دیگری نیز وجود دارند و ما رشد عملی آن را خواهیم دید: بنیاد قطر در حال تلاش برای تغییر دانشگاه‌ها در این کشور و تبدیل آنها به نهادهایی پژوهشی‌تر و مدرن‌تر است. انستیتوی رویان، که یک آزمایشگاه ژنتیک در تهران است، نیز تا کنون اقدامات درخشانی در حوزه ژنتیک انجام داده است.

آیا هیچ یک از این انستیتوها تحت محدودیت‌ خاصی کار می‌کنند؟
در انستیتوی رویان، یک ناظر مذهبی بر پژوهش‌ها نظارت می‌کند تا از مرزهای آموزه‌های اسلامی تخطی نکند. حتی دانشگاه ملک عبدالله نیز مجبور است که به لحاظ سیاسی نسبت به آن‌چه انجام می‌دهد حساس باشد. هر چه باشد عربستان یک کشور اسلامی است و خیلی از افراد در این کشور نظر مساعدی نسبت به علم و دانش ندارند.

حوزه پژوهشی خود شما در مورد فیزیک کوانتوم است. بزرگ‌ترین کشف شما چه بود؟
دنیای کوانتومی اتم‌ها خیلی متفاوت از دنیای هر روزه فیزیک نیوتنی عمل می‌کند. من فیزیک کوانتوم را به هسته‌های اتمی اعمال می‌کنم: درک این که چگونه است، اجزای آن چگونه‌ (پروتون‌ها و نوترون‌ها) در کنار هم قرار می‌گیرند. برای سالیان متمادی ما فکر می‌کردیم که پروتون‌ها و نوترون‌ها در داخل هسته خیلی محکم به هم چسبیده‌اند. ولی چیزی که ما کشف کردیم، این است که برخی از نوترون‌ها به دور بقیه هسته و با فاصله‌ای خیلی بیشتر از آن‌چه که پیش از این به عنوان اندازه هسته شناخته می‌شد، می‌چرخند. بیشترین استناد به مقاله‌های من به مقاله‌ای بود که در آن من ابعاد این «ابر هاله‌ای» را محاسبه کرده بودم.

نیوساینتیست، ترجمه: مجید جویا

کد مطلب 37858

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین