درباره کتاب «انقلاب به روایت اکبر ناظمی»
عکسهای منتشر نشده از وقایع سال 57، چندی است که در کتابی با عنوان «انقلاب به روایت اکبر ناظمی» منتشر شده است. عکاس این مجموعه مقدمه اثر را با بیان دغدغهها و دل نگرانیهایش برای حفظ این عکسها نوشته است وقتی که او، ساکن در کانادا، با ارایه نگاتیو عکسها، دلشوره سالم ماندنشان را دارد و لحظه به لحظه خلق این آثار در 31 سال قبل، پیش رویش تازه میشود.
خاطرم هست که در گپی دوستانه به من میگفت که عکسها بیش از 4 هزار فریم است که در تمام طول این سالها، با هر مشقتی که بوده حفظشان کرده است.
ناظمی اکنون سالهاست در کانادا زندگی میکند، یک بار دیگر در موزه هنر ونکور نمایشگاهی از منتخب این عکسها، با عنوان انقلاب ایران به روایت تصویر، برپا کرده و مطالبی که در روزنامهها و رسانههای کانادا جمع آوری کرده بود همگی نشان از تاثیرگذاری خوب این آثار داشت.
سال گذشته به مناسبت سی امین سال پیروزی انقلاب، با هزاران شوق و امید به ایران آمد، تا آثارش را در معرض دید مردم قرار دهد. با مسولان فرهنگی و هنری زیادی همچون معاون هنری و رییس حوزه ریاست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخی اعضای شورای هماهنگی تبلیغات و ...مذاکره کرد، همگی با اشتیاق و تحسین برخورد میکردند اما هیچ کدام قدم نهایی را بر نمیداشتند. هیچ مسوولی « نه» نگفت؛ ولی هیچ کدام هم قدمی برنداشتند...تا اینکه به سوره حوزه هنری معرفی شد.
کتاب او محصول بررسی و انتخاب، از بین همان 4 هزار فریم عکسی است که از سالهای قبل از انقلاب تا پیروزی نهضت اسلامی کشورمان ثبت و ضبط کرده است؛ از شهریور 57 تا پیروزی انقلاب.
از جمله نکاتی که دراین عکسها میتوان مشاهده کرد تنوع حضور مردمی و بیان تصویری مردمیبودن انقلاب قرن است؛ کودک و نوجوان و جوان و پیر، زن و مرد، دانشجو و مکانیک و نانوا ...
یا آنجا که حضور زنان با کمترین حجاب را نشان میدهد، آنجا که ترکیب شرکت کنندگان در راهپیماییها را به تصویر کشیده است و همین علاوه بر نمایش جسارت او در ثبت لحظه لحظه انقلاب، نشانگر زوایایی جدید و ناگفته از روزهای مبارزه با رژیم پهلوی است.
عکاس، بی محابا به همه جا سرک کشیده، به گارد نزدیک شده و عکسهایی درشت از چهره آنها گرفته، به سردخانهها رفته و از چهره شهدا، در سخت ترین و رعب آورترین شرایط و درحالی که نیروهای گارد بی محابا همه را به گلوله میبستند، عکس گرفته (به قول خودش، وقتی به مسوول سردخانه میگفت) اینها یعنی تاریخ را به شهادت گرفتن و اینچنین است که در به رویش گشوده میشده است.
کتاب همچنین حاوی زوایای مختلف یک انقلاب مردمی است از دیوار نوشتهها و شعارهای متداول، تا انواع راهپیماییهای آن روزها و سیل جمعیت در اقصی نقاط تهران و البته عکس معروفش، پیرمردی که روزنامه کیهان با تیتر « شاه رفت» را در دست دارد و به دوربین لبخند میزند.
ناظمی درعکسهایش تلاش کرده، بی وقفه لحظه لحظه مبارزه را ثبت کند و کوشیده با انتخابی دقیق، در کتابی محدود، حاصل را به مخاطب عرضه کند و خوشبختانه کیفیت فنی کتاب نیز به قدری هست که نتیجه کار او را دیدنی کند.
او که به هر حال در قطع محدود کتاب، عکسهایش را به چاپ سپرده در ابتدا و انتها نیز در کادرهایی کوچک حدود صد عکس را منتشر کرده، گویی نگران آن باشد که شاید مجال دیگری دست ندهد. او به خوبی میداند که باعکسهایش سفیر انقلاب در جهان و بویژه کانداست؛ آن چنان که در « تقدیم نامه»نیز، کتاب را متعلق به ملت ایران میداند: «... ملتی که از قیام مشروطه به بعد، نشان داد هر زمان دست به دست هم دادند، به آنچه خواستند رسیدند...»
از طرح جلد کتاب هم باید یاد کرد که عکسی از زاویه بالا در بیان اوج حقارت نیروهای گارد پهلوی را به زیبایی نمایش داده است.
سال گذشته، او که بسیار دوید، توضیح داد و عکسهایش را به همه آنها که فکر میکرد، میتوانند کاری بکنند تا نمایشگاه شوند، نشان داد، ولی فایدهای نداشت، در اوج خستگی و ناامیدی، با تماس تلفنی امیر نادری، رفت تا فیلم جدید کارگردان آب باد آتش را فیلمبرداری کند...حالا در آستانه دهه فجر عکسهایش را کتاب کرده است. کتابی که باید به تماشای چشم نسلهای جوان انقلاب برسد تا تاریخ را از دریچه لنز زلال و بدون تحریف رویت کنند.






نظر شما