پکن - واشنگتن هر دو یک بازی را دنبال می‌کنند: خلق هیاهو برای مصرف داخلی.

با وجود تنش اخیر میان چین و ایالات متحده، این حقیقت هنوز دست‌نخورده باقی‌مانده است که این دو قدرت شرق و غرب دلایل بسیاری برای همکاری با هم دارند. نیاز به این همکاری در دو دهه گذشته افزایش چشمگیری یافته و به نظر می‌رسد که هر دو کشور هم به این حقیقت واقف هستند. واکنش چین به تصمیم باراک اوباما برای فروش تسلیحات به تایوان بسیار هیجانی بود. البته تمامی آن سر و صداها هم در حقیقت ژستی دیپلماتیک بود. این ماجرا را با فروش اسلحه به تایوانی‌ها در 1992 از  سوی دولت بوش مقایسه کنید. اندکی پس از این حرکت ایالات متحده بود که چینی‌ها به پاکستان موشک فروختند و توافقنامه همکاری هسته‌ای با ایران امضا کردند. این‌بار هم تهدید چین مبنی بر اینکه کمپانی‌های امریکایی را تحریم خواهد کرد تنها شرکت‌هایی را شامل خواهد شد که با چندین دهه همکاری نظامی با تایوان دیگر به خودی خود از بازار چینی‌ها محروم مانده‌اند. بی‌شک در دایره تهدیدهای چینی‌ها کمپانی‌های غول‌پیکر اقتصادی مانند بوئینگ، ژنرال الکتریک و دیگر شرکت‌های مطرح امریکایی قرار نخواهند گرفت.

واکنش چین به دیدار باراک اوباما با رهبر تبعیدی‌های تبت دالایی لاما هم ادامه همان ژست‌های سیاسی بود. دیدار باراک اوباما در جامه رئیس جمهوری ایالات متحده با دالایی لاما به هیچ وجه چیز عجیبی نیست. در تاریخ هجده سال گذشته ایالات متحده تمامی روسای جمهور با دالایی لاما دیدار داشته اند . باراک اوباما نیز در دیدار با هو جین تائو رئیس‌جمهوری چین تاکید کرده که با دالایی لاما دیدار خواهد کرد.

از جانب امریکایی‌ها هم با وجود تهدید‌های هیلاری کلینتون در باب نقض آزادی‌های بیان در چین و تصمیم باراک اوباما مبنی بر واکنش نشان دادن به خروج دلار از سبد ارزی چینی‌ها، به نظر می‌رسد که همه چیز در حد حرف باشد. ایالات متحده به خوبی واقف است که تقبیح عمومی چین در نهایت پاسخ نخواهد داد .  در حقیقت چین و ایالات متحده هر دو یک بازی می‌کنند: گردن کشی برای یکدیگر به منظور بستن دهان منتقدان داخلی.

در حال حاضر دو حالت وجود دارد که در صورت ابتلا چین به آن، اوضاع از این هم بدتر خواهد شد .نخستین نگرانی از احتمال بی‌اعتمادی چینی‌ها به غرب ریشه می‌گیرد. تولد این حس در چینی‌ها که دیگر به غرب و در راس آنها ایالات متحده متکی  نیستند، تبعات منفی بسیاری به دنبال دارد .  در دهه هشتاد رهبری وقت چین با در آغوش کشیدن آمریکایی‌ها و باز کردن درهای کشور به روی سرمایه‌گذاران امریکایی ، چین را از انزوا دوران سرد بیرون آورد. آنچه در آن سالها میان چین و ایالات متحده گذشت با داستان ژاپن و کره‌جنوبی با واشنگتن متفاوت بود. البته این حرکت چینی‌ها گردش منطقی و عاقلانه به سمت نظام بازار آزاد سرمایه‌داری نبود. در آن زمان چین انقلاب فرهنگی را تجربه می‌کرد و به شدت به دانش امریکایی‌ها نیاز داشت تا بتواند اقتصاد خود را زنده کند.

امروز چین لبریز از سرمایه است. کمپانی‌های داخلی در این کشور از شمارش خارج شده‌اند. امسال برای نخستین بار موتور اولیه رشد چین نه از صادرات بلکه از بازار داخلی بود . همزمان با گسترش چین ، حفظ بازار داخلی برای رهبران این کشور مهم‌تر از رابطه با ایالات متحده خواهد بود.

همین حقیقت بر دستگاه دیپلماسی چین هم سایه انداخته است. مائو در سالهای قدرت با ایالات متحده پیمان دوستی بست تا متحدی در برابر اتحاد جماهیر شوروی برای خود دست و پا کند. از آن زمان تا‌کنون چین به ایالات متحده به عنوان متحدی استراتژیک نیاز داشت. در آغوش کشیدن امریکا توسط چینی‌ها یک هدف را دنبال می‌کرد: عضویت در بازار تجارت جهانی. امروز چینی‌ها در تمام دنیا مورد احترام هستند. چه در جریان روابط دو جانیه و چه چند جانبه ، چینی‌ها در بسیاری از موارد حرف نخست را می‌زنند.

هیچ‌کدام از این حقایق نابه‌هنجار  نیستند. اما خودبزرگ بینی ناهنجارگونه چینی‌ها از نبود آینده‌نگری رنج می‌برد. این کشور ظاهرا توان ایفای نقشی بین‌المللی را ندارد. در نشست‌های بین‌المللی چین همواره به دنبال تامین منافع خود است . در نشست آوریل سران گروه بیست چین تنها به دنبال دور نگاه داشتن هونگ‌کنگ از لیست کشورهای معاف از مالیاتی بود که در آن‌ها سرمایه‌گذاری میسر می‌شود. شاید انتظار ایفای نقشی بین‌المللی از چین بسیار زود باشد.

دومین عاملی که می‌تواند بر حجم تنش میان ایالات متحده و چین بیفزاید، سرنوشت اقتصاد ایالات متحده است. در حال حاضر بیم این وجود دارد که اقتصاد ایالات متحده در ساختار سقوط تعریف می‌شود. اگر امریکایی‌ها نتوانند رونقی به اقتصاد ببخشند و چینی‌ها بو ببرند که حجم مبادلات اقتصادی آنها با امریکایی‌ها در حال نزول است ، بی‌شک رابطه میان پکن و واشنگتن متفاوت‌تر خواهد شد . البته اگر این اتفاق رخ دهد ایالات متحده دغدغه‌هایی به غیر از چین هم خواهد داشت.

نیوزویک / ترجمه : سارا معصومی

کد مطلب 42350

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مصطفی IR ۲۰:۰۰ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۸
    0 0
    امیدوارم این آمریکا بلاخره متلاشی بشه تا همه از دستش راحت شن.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین