اول: در میان تمامی جوایزی که در حوزه کتاب برپا شده است، جایزه کتاب سال از قدمت و اعتبار علمی افزونتری برخوردار است. سابقه اصلی این جایزه به دهه سی باز میگردد. با وقفهای چند ساله در قبل، میانه و بعد انقلاب، از سال 61 دوباره و به شکلی منظم با عنوان جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران استمرار یافت. در چند سال اخیر هم با اضافه شدن جایزه فصل که به نوعی فرزند معنوی جایزه کتاب سال است، وسعت و گستره این جایزه افزونتر شده و توانسته بیش از گذشته بر شمول خود بیفزاید.
برخلاف برخی دیدگاهها که کتاب سال را جایزه مهمی نمیدانند، به گمان نگارنده کتاب سال در حوزه خواص و آنهایی که با موضوعات هر بخش از کتاب سال به شکل علمی و عملی سر و کار دارند، اهمیت دارد. در سالهای اخیر هم به دلیل افزایش جایزه کتاب سال از 22 سکه طلا به 50 سکه طلا و اخیرا خرید هزار دوره کتاب از ناشر،اهیمت مادی آن هم افزایش پیدا کرده است. به هر حال رقم نزدیک به 13 میلیون تومان برای یک اهل قلم قابل اعتناست و میتواند چالهای بزرگ را در زندگیاش پر کند. همچنانکه برای ناشر و نویسنده کتاب، خرید هزار دوره از کتاب و تزریق آن به کتابخانههای عمومی اهمیت دوسویه (مادی و معنوی) دارد.
از سوی دیگر و به رغم برخی انتقادها که هر ساله به انتخاب کتابها صورت میگیرد، داوری این آثار تقریبا تخصصی است و کمتر مسائل سیاسی در آن مدخلیت دارد. اگر چه در تمامی 27 دوره در برخی از حوزهها، همانند داستان و رمان و یا تاریخ، انتخاب کتاب به گونهای بود که افکار عمومی و متخصصان آن حوزه را نتوانست قانع کند، اما در کلیت کار باید کتاب سال را جایزه معتبری، در منظر خواص، به شمار آورد که هر سال هم بر ابعاد تخصصیآن افزوده میشود. از سال گذشته هم که نام داوران بخشهای مختلف اعلام شد و از قرار امسال هم مسئولان وعده دادند، به فاصلهای اندک داوران بخشها را معرفی خواهند کرد، بر شفافیت ماجرا افزوده شده است.
طبیعیاست هر چقدر تصمیمات درباره انتخاب کتاب سال از پشت پرده به روی پرده و منظر افکار عمومی انتقال یابد، اعتماد اهالی فکر و قلم به این جایزه و نحوه اعطای آن افزونتر خواهد شد. انتشار نام داوران این مزیت را دارد که آنان را در محافل علمی و تخصصی خودشان و در نظر همکاران علمیشان با پرسشهایی روبهرو میکند و قطعا آنان در این گونه محافل دلایل خود برای رد یک کتاب و انتخاب کتاب دیگر بازخواهند گفت و همین دیالوگ بر تدقیق انتخاب کتابها در سالهای آتی خواهد افزود و انتقادات کارگشا خواهد شد.
دوم: در دورههای گذشته حضور مولف و دریافت جایزه حضوری جزو لوازمات کار بود و داشتیم کتابهایی را که به دلیل عدم علاقه مولف به حاضر شدن در صحنه و به رغم آوردن امتیازات کافی از گردونه حذف شدند. امسال و با سخنانی که معاون فرهنگی وزیر درباره انتخاب کتاب گفتند و افزودند که عملا این شرط برداشته شد و همین امر سبب شد تا برخی کتابهای قابل اعتنایی که مولفان اصلی آن تمایلی به حضور در این گونه محافل ندارند، انتخاب شود. این کار یعنی غیرسیاسی کردن امری فرهنگی و از این منظر باید رویکرد دستاندرکاران کتاب سال را ستود.
برای نمونه نگارنده با توجه به آشنایی که با روحیات استاد محمدرضا باطنی داشته و دارد، میداند که ایشان هم همانند استاد محمدرضا شفیعی کدکنی فارغ از هرگونه پیشداوری و جبههبندی سیاسی، اهل حضور در چنین محافلی نیست و کنج عافیت و کار شبانهروزی و فشرده را ترجیح میدهد، اما تالیفات ایشان و تیم همراه همهگاه به همین دلیل یا از دایره قضاوت خارج میشد و یا باآن با بیاعتنایی برخورد میشد. امسال اما این گونه نشد، ایشان که در واقع مولف اصلی و سرپرست تدوین وانتشار کتاب «فرهنگ اصطلاحات انگلیسی-فارسی» است، به مراسم نیامد و جایزه را هم یکی از همکاران و دستیارانش گرفت.
در حالی که چند سال قبل که فرهنگ پویای دو هزار صفحهای ایشان از سوی انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شد، همه اهل قلم و آشنایان به زبان انگلیسی و فرهنگهای دوزبانه معتقد بودند، باید کتاب ایشان، همانند کتاب فرهنگ هزاره دکتر علیمحمد حقشناس، جایزه کتاب سال را در بخش زبان از آن مولف و دستیارانش میکرد، اما چنین نشد و این کتاب مهم که حاصل 20 سال کار پژوهشی یک تیم و سرمایهگزاری ناشر است، نادیده انگاشته شد.
به گمان نگارنده همین اتفاق در دوره بیست وهفتم میتوانست برای کتاب «دیوان شمس به انتخاب، تصحیح، گزینش مقدمه و تعلیقات دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی» بیفتد، چرا که این کتاب هم در حوزه تصحیح و هم در مقدمه 130 صفحهای عالمانهای که استاد شفیعی کدکنی بر اثر نوشتند، طرازی بارها بالاتر از کتابهای همقران دارد و جای آن در میان برگزیدگان انصافا خالی است. همچنانکه در حوزه تاریخ میتوانست دو کتاب روزشمار تاریخ ایران که جلد نخست آنها یکی از سوی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و دیگری از سوی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی انتشار یافته بود، مورد عنایت قرار گیرد.
سوم: به گمان نگارنده تمهیدات برای برگزاری مراسم کتاب سال چندان در خور نام این مراسم نبود. طبیعی است مراسمی که به پشتوانه دهها هزار ساعت کار و صرف صدها میلیون تومان پول صورت میگیرد، باید چه در بعد انعکاس خبری و روابطعمومی آن و حتی دعوت از افراد هر حوزه شان و شایستگی خاص این همه کار را داشته باشد. حیف است این همه تلاش و زحمت صورت بگیرد و در نهایت بشنویم دو ناشری که یکی، دو کتاب برگزیده و یک کتاب تقدیری در همین دوره داشت و دیگری یک کتاب برگزیده، به این مراسم دعوت نشوند.(مدیر انتشارات فرهنگ معاصر و مدیر نشر ماهی).
اگر نام مراسم «کتاب سال» است، باید ناشران، که سهمی جدی در انتشار خوب و با کیفیت کتاب، چه ازمنظر محتوایی و چه از منظر زیبایی و تجلید کار دارند، نیز به مراسم دعوت شوند. چرا که قصد معرفی کتاب سال است و نه نویسنده سال. در این مورد خاص (کتاب فرهنگ اصطلاحات انگلیسی - فارسی) سهم ناشر کم از مولف نیست، چرا که به اعتقاد استاد علیمحمد حقشناس که کتابشان در بخشی دیگر از رشته زبان برگزیده سال معرفی شد، این انتشارات فرهنگ معاصر بود که با راه اندازی واحد پژوهش و تامین هزینه و سرمایه برای برخی از اهل فرهنگ، توانست رویکردی نوین و علمی را به تدوین کتابهای مرجع و فرهنگهای دوزبانه ایجاد کند.
به نظر میرسد در دورههای بعد نهاد کتاب سال باید فکری جدیتر درباره کلیت روابطعمومی کار (چه از بعد انعکاس رسانهای و چه از منظربرگزاری کیفی مراسم) انجام دهد تا این همه تلاش پشتصحنه و داوری کار در چنین کلیت وسیعی، شایستهتر از گذشته انعکاس یابد.
«نقدی کوتاه بر نمایشگاههای کتاب استانی» را در اینجا بخوانید.
«محسنان مردند و احسانها بماند» را در اینجا بخوانید.
سیدابوالحسن مختاباد
کد مطلب 43016





نظر شما