مرد جوانی که متهم به قتل است، در دادگاه مدعی شد که به خاطر استرس نتوانسته است قتل را طبق نقشه انجام دهد.

به گزارش  فارس، 21 مهر 86، زن جوانی با حضور در دادسرای جنایی تهران،‌ مفقود شدن همسر خود را گزارش کرد و مدعی شد که همسرش از 2 روز قبل ناپدید شده است.
تحقیقات برای یافتن اثری از شوهر این زن آغاز شد ولی نشانه خاصی از این مرد به دست نیامد تا اینکه خبر کشف یک خودرو در دره‌ای در جاده جاجرود که یک جسد داخل آن بود، به مأموران گزارش شد.
بعد از انتقال جسد این مرد به پزشکی قانونی و تشخیص هویت وی، مشخص شد که وی شوهر همان زنی است که خبر گم‌ شدن وی را به دادسرا اعلام کرده بود.
اولین شواهد نشان از تصادف مرگبار مرد میانسال داشت اما یک علت بود که تمام این فرضیه‌ها را باطل کرد و آن این بود که مرد در حالی در خودرو قرار داشت که لباس خانگی به تن داشت.
رسیدگی به فرضیه قتل مرد جوان در دستور کار پلیس قرار گرفت تا اینکه یکی از همسایه‌های مقتول به مأموران گفت که مرد جوانی در نبود مقتول، به خانه او می‌آمد و با زن وی ارتباط داشت.
تحقیقات از همسر مقتول آغاز شد و وی به ارتباط با مردی به نام امید اعتراف کرد ولی مدعی شد که در جریان قتل همسرش نبوده است.
امید نیز بازداشت شد و در تحقیقات اولیه، به ارتکاب قتل عسگر، به همراه برادر و دوست برادرش اعتراف کرد. وی با بیان اینکه با همسر مقتول ارتباط نامشروع داشته است، انگیزه خود از ارتکاب قتل را هم همین موضوع اعلام کرد.
برادر امید و دوست وی به نام‌های امیر و احمد دستگیر شدند و هر دو به همکاری در قتل عسگر، اعتراف کردند.
رسیدگی به این پرونده به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد و امروز برای سومین بار به این پرونده در این شعبه و به ریاست قاضی محمدسلطان همت‌یار برگزار شد.
در دومین جلسه رسیدگی به این پرونده، امید با بیان اینکه مبلغ 7 میلیون تومان، به احمد داده است تا قتل را انجام دهد، شبهه جدیدی ایجاد کرد تا امروز به این شبهه رسیدگی شود.
پسر مقتول که تا دومین جلسه دادگاه، تقاضای قصاص کرده بود، در این جلسه تقاضای خود را پس گرفت و عنوان کرد که با دریافت دیه رضایت می‌دهد. برادرزاده مقتول نیز قیم موقت دختر صغیر مقتول انتخاب شد و درخواست خود را مجازات اعلام کرد.
در ادامه جلسه امید، متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و در تشریح حادثه گفت: قبل از حادثه با برادرم مشورت کردم و قرار شد مقتول را به وسیله گاز، مسموم کنیم و به قتل برسانیم.
وارد منزل شدیم و من دست مقتول را گرفتم، امیر بالا تنه و احمد هم پاهای او را گرفت. اما ناگهان او بیدار شد و شروع به تقلا کردن کرد. پای مقتول از دست احمد خارج شد و ضربه‌ای به سر امیر زد. من هم چند ضربه به گیج گاه او زدم. در همین حین او خود را به سمت در رساند و با شلنگ چند ضربه به در زد. در همین حین روی دستم زمین خوردم و احساس کردم که دستم شکسته است.
به بچه‌ها گفتم یک نفر این شلنگ را از او بگیرد و خودم هم دهانش را گرفتم. احمد شلنگ را دور گردن مقتول انداخت و بعد از مدتی دیدم که سر او کبود شده است، به احمد گفتم که رهایش کن که کارش تمام است.
بعد از قتل، او را به جاده جاجرود بردیم و خواستیم او را به دره بندازیم که ماشین مقابل تکه سنگ بزرگی گیر کرد و با هم ماشین را هل دادیم و آن را به دره انداختیم.
قاضی از امید سؤال کرد که آیا مدرکی داری که به احمد پول دادی تا مقتول را بکشد که امید در جواب گفت: یک رسید داشتم که با دیگر وسایلم در کارگاهی که کار می‌کردم در آتش سوخت.
وی با بیان اینکه قرار نبود، مقتول را به این شکل بکشیم، گفت: استرس باعث شد که نتوانیم نقشه خود را به درستی عملی کنیم.
بعد از اظهارات امید، برادر وی به نام امیر در جایگاه قرار گرفت و ضمن قبول اتهام معاونت در قتل عمدی و مشارکت در تخریب خودرو گفت: این احمد بود که طناب را دور گردن مقتول انداخت. وقتی مقتول جان داد او را به جاجرود بردیم و به دره انداختیم.
اظهارات امیر هم به پایان رسید و احمد در جایگاه قرار گرفت و ضمن تکذیب ادعای امید مبنی بر دریافت پول برای کشتن مقتول گفت: من پولی از امید نگرفتم و او مدرکی در این مورد ندارد.
بعد از اینکه مقتول از خواب بیدار شد، امید و امیر، مقتول را با مشت و لگد زدند تا اینکه مقتول با شلنگ چند بار به در ضربه زد. شلنگ را از او گرفتم و به کناری انداختم. امید شلنگ را دور گردن او انداخت و در حالی که مقتول به شکم روی زمین افتاده بود، از پشت پایش را روی گردن مقتول گذاشت و شلنگ را کشید تا اینکه بعد از حدود 2 دقیقه مقتول جان سپرد.
امید در حالی ادعای شکستگی دستش را دارد که هم مقتول را پشت امیر انداخت تا از خانه خارج کند و هم خودروی مقتول را او رانندگی کرد. من هم با موتور خودم به سمت جاجرود رفتم.
بعد از اظهارات احمد، زرین‌تاج، همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت و ضمن رد اتهام معاونت در قتل همسرش گفت: من از موضوع قتل اطلاعی نداشتم و کلید را قبلاً به امید داده بودم. من فردای قتل از موضوع باخبر شدم. اعترافات قبلی خود را نیز قبول ندارم و هیچ اطلاعی از وقوع قتل نداشتم.
بعد از این اظهارات متهم، قاضی همت‌یار، حاضران در دادگاه را از جلسه خارج کرد تا به موضوع ارتباط نامشروع همسر مقتول و امید، رسیدگی کند.
بعد از آن هم قاضی ختم جلسه را اعلام کرد و در روزهای آینده نظر خود را اعلام خواهد کرد.

کد مطلب 43061

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مهدی IR ۱۳:۵۰ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۳
    0 0
    خدا برای هیچ کس پیش نیاره.............خیلی پستی و دنائت می خواهد که آدم دست به چنین کارهایی بزند جدا هرچه که خداوند فرموده برای سلامت زندگی خودمون است اگر این زن کثیف به همسرش خیانت نمیکرد الان سر زندگی اش نشسته بود و با خوشی یا ناخوشی زندگی را میگذراند اما حالا چی؟؟؟؟؟؟؟؟ فاعتبرو یا اولی الابصار

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین