جناب جنتی ، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب جنتی ، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
در ادبیات امروز ایران، "احمدی نژاد" ديگر صرفا یک نام خاص نیست؛ صفتی شده است گوياي نوع ویژه ای از هویت، شخصیت، فرهنگ، ادبیات و منش؛ اجازه دهید چند نمونه از ساده ترین کلماتی که دارای رابطه موصوفی با صفت "احمدی نژادی" هستند و سند تعلق انحصاری و ابدی شان بنام این رئیس جمهور خبرساز صادر شده را ذکر کنم تا مطلب شفاف تر شود: هاله نور، دولت پاکدست، مدیریت جهانی، اختلاس، بگم-بگم، کیک زرد، ورق پاره، درجه دکتری، دوربرگردان، خس و خاشاک، قطعنامه دان، مادر چاوز، یارانه، گونی سیب زمینی و...
از دبستان تا سرای سالمندان، از زایشگاه تا بهشت زهرا، از خطوط مرزی تا نقاط مرکزی، از مخفی ترین محفل تا علنی ترین مجلس، بمحض آنکه یکی از این کلمات یا عبارات بر زبان آورده شود، مجموعه ای از تعاریف و تجارب و خاطرات در ذهن شنونده ردیف و رده بندی می شوند.
در میان فصول سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، فصل فرهنگ که ذاتا وظیفه حفظ و روایت وقایع اتفاقیه را بیش از بخش های دیگر برعهده دارد، موقعیت های بیشتری برای درک معنا و تداعی صفت "احمدی نژادی" نصیبش شده است.
اینکه ادبیات و فرهنگ "احمدی نژادی"، طی هشت سال در حوزه هنر و سینمای این سرزمین چه کرد و چه نکرد، باشد برای مجالی دیگر؛ در این نوشته صرفا می خواهم به ارائه چند پیشنهاد عملیاتی، آنهم از نوع "احمدی نژادی" بپردازم ... شاید بیش از روشی که تاکنون به کار گرفته اید و به کار گرفته ایم، موثر افتد!
جناب جنتی، بعنوان یک سینماگر ایرانی که از بدو تاسیس سینمای بعد از انقلاب همراه آن بوده و سالهاست که شاهد جدل و جدال های میان دانایی و جهل، هنر و ابتذال، گشایش و عسرت، صداقت و خباثت، مصلحت و منفعت و... است، می خواهم شما را به استفاده از ادبیات "احمدی نژادی" ولو برای یکبار هم که شده، توصیه کنم؛ شاید از این مسیر آنهایی که به بهانه دلسوزی برای ارزش ها و بمنظور تهدید و تحدید شما، با مخاطبان و جریان های "احمدی نژادی"در جامعه، سخن های تحریک آمیز مي گویند، کمی به خود آیند.

جناب جنتی باید بپذیریم که فیلمسازان "احمدی نژادی" بمراتب بیش از خود احمدی نژاد، در برابر گفتگوهای دوسویه و پذیرش عقاید و تحلیل های متفاوت با آنچه خود دارند، مقاومت به خرج می دهند. آنها به مدد تریبون ها و رسانه هایی که انشالله از طریق مناسبت های عادلانه و قانونی نصیبشان شده، مدام همان یک فقره آواز تکراری را که بلدند، به گوش خلق می رسانند و آرشه همان یک ساز ناکوکی را که دارند بر اعصاب اصحاب فرهنگ می کشانند. هرچه لحن شما در صحبت با آنها آرام تر و منطقی تر باشد و یا بخواهید فضا را به سمت گفتگوی منطق-مدار پیش ببرید، آنها با نگرانی از شکست در مذاکره، به روش های مرسوم و تخصصی خود بیشتر پناه می برند و شعارهای نخ نمای خود را در سایت های زرد، بلندتر تکرار می کنند؛ لطفا بجای مذاکره سینمایی، این بار شرایط یک مناظره تلویزیونی میان دبیر و ستاد جشنواره بین المللی را با آنها فراهم کنید تا بر همگان روشن شود که دروغ و تهمت و تحریف، که پیرو اخذ مجوز از مکاتب نامرئی برای آقایان حلال شده، تا کجا می تواند آنها را به نتیجه دلخواه در این ماجرا برساند. جناب جنتی باور کنید که آنها تلویزیون را خییییییلی دوست دارند.

جناب جنتی، اکثر قریب به اتفاق سینماگران "احمدی نژادی"، سایت داران "احمدی نژادی" و مدیران سابق "احمدی نژادی"، که همگی در عرصه اعتراض، یکسره حضور فعال دارند، صاحب شناسنامه معتبری در حرفه خود نیستند و نتوانسته اند که نام خانوادگی بزرگ "سینمای ملی ایران" را بدنبال نام های کوچک خود به ثبت برسانند. آنها برای دفاع از کیان سینمای ملی کشورمان، این مولود نخبه انقلاب اسلامی، نه تنها از کوچکترین منافع مالی و موقعیتی خود نگذشته اند، بلکه کارنامه فعالیت شان نشان می دهد که چگونه با بودجه-خواری های حیرت برانگیز، برای صدرنشینی دیروز و حاشیه نشینی امروز، از محل بیت المال هزینه و پس انداز کرده اند. لطفا بجای حساسیت در رعایت آبروی همه آحاد مرتبط با آن وزارتخانه، این بار اسناد دریافت ها و پرداخت های ثبت شده هریک از این "فجر"پرستانِ به خشم آمده را به اطلاع عموم برسانید (ثبت نشده هایش بماند برای قیامت). جناب جنتی باور کنید که آنها خاصیت و تاثیر روش "بگم-بگم" را خیلی خوب می دانند.

جناب جنتی چگونه می خواهید به چنین جماعتی که در ساده ترین نامه نگاری های اداری یا تبلیغاتی شان، کهنگی موضوع و انباشتگی اشتباهات فاحش ادبی و دستوری موج می زد و می زند، توضیح دهید که روزآمدي و پرهيز از عقب ماندگي، از وجوه ذاتی سينماست؛ و لذا مديران و دبيران جشنواره هاي سینمایی حق دارند كه پیرو ماه ها تحليل و مشورت با كارشناسان اصلح و متعهد، تغییراتی متناسب با استانداردهای جهانی در نام ها و برنامه های هر رویداد سینمایی در کشور ایجاد کنند و بدون تخطی از اصول اولیه و ارزش های مورد احترام فرهنگ ایران، شناسنامه جدیدی برای یک جشنواره تازه مستقل شده صادر کنند؛ لطفا این بار بجای توضیحات اقناعی، با تعیین یک جایزه فاخر، از این مدافعان کلمه و تیتر بخواهید که نامی مناسب با موضوع، زمان و مکان یک جشنواره سینمایی بین المللی، در اردیبهشت ماه در تهران، پیشنهاد دهند؛ نامی که علاوه بر تناسب زمانی و مکانی و سهولت تلفظ، درک درستی از معنایش نیز برای شرکت کنندگان و منتقدان خارجی جشنواره، ممکن باشد. جناب جنتی باور کنید آنها تلف کردن وقت خود و دیگران را روی نام ها و شعارها، خیلی خوب بلد هستند.

جناب جنتی، سینمای ایران از ابتدای ظهور فرهنگ "احمدی نژادی"، با قلم بدستان و دوربین بدستان قسم خورده ای طرف شده استکه در مواجهه با هر حرکت و تغییری در سینما، ابتدا حمله مي كنند و سپس بدنبال دلايلي عوام فريب و يا محكمه پسند براي توجيه آن حمله مي گردند؛ استدلال و استناد و ادبیات سالم و فاخر، در چنین معرکه غرض آلودی، هدر می رود. ما هم می دانیم که اعتنا به شان متین و جايگاه وزین سينماي ايران نزد جامعه ايراني و جهاني، ايجاب مي كند به هوچيگري هاي بازدارنده و شعارهاي تشنج آفرين که قصد تحريك افكار عمومي را دارند، بي اعتنايي شود و مسير پیش رو با اعتماد بنفس لازم طي شود، و همه تلاش ها صرف آن شود که تغییرات به درستی هدایت و پشتیبانی شوند تا در انتها، معاندان نزد ملت و منتقد، رسوا و بي اعتبار شوند؛ اما لطفا وقتی شما یا مدیران تان در بزنگاهی قرار می گیرید که ناچار می شوید در فضایی رسانه ای با معترضان سخن بگویید و یا به سخنی که گفته شده پاسخ بدهید، یادتان باشد که بد نیست با "احمدی نژادی"ها گاهی با زبان خودشان سخن گفت، اگرچه آسان نیست.

جناب جنتی، سینمای ایران فراموش نکرده و نمی کند که این "احمدی نژادی" ها با سينما و "خانه سينما" چه كردند و چگونه بی پروا و بی تقوا بر اساسنامه اش تهمت ِحذف "جمهوری اسلامی" بستند و هلهله کنان قفل بر در خانه اش زدند، خانه ای که البته بسته شدنی نبود و بیش از در و درگاهش، آسمان پاکش قدمگاه سینماگران بود؛ عرصه ای که به لطف خدا از قید و قفل مصون مانده و خواهد ماند؛ سینمای ایران فراموش نکرده و نمی کند که این"احمدی نژادی"ها، حتی از دستور صریح خود احمدی نژاد برای باز شدن "خانه سینما" در آخرین ماه های ریاست جمهوری اش سرباز زدند و کاسه های داغ تر از آشی شدند که برای سینمای ایران با یک وجب روغن روی آن، پخته بودند؛ سینمای ایران این تجربه های تلخ را فراموش نکرده و نمی کند؛ آنها هم شکست تلخ شان از سینمای ایران را فراموش نکرده و نمی کنند؛ و ظاهرا تا زمان کافی بر همه ما نگذرد، این کین و نفرین بی خاصیت ادامه دارد؛ و هر وزیری هم که روی کار بیاید، ناگزیر از حضور فعال در این چالش است.

جناب جنتی، بر شما پوشیده نیست که این غوغای برآمده از حذف کلمه "فجر" از جشنواره کوچک بین المللی سینمای ایران در اردیبهشت ماه (و نه جشنواره بزرگ سینمای ملی ایران در بهمن ماه)، مستمسک اخیر و نه آخرِ آنها برای ترور شخصیت مديران و سينماگراني است که علیرغم داشتن کارنامه ای روشن از اعتقاد و تعهد و هنر، قرارست با بهانه و بی بهانه، هدف بمباران بي امان رسانه اي قرار گیرند تا از کار اصلی شان باز بمانند.
جناب جنتی، شک نکنید و به شاكيان و معترضان و دلواپسان و دلسوزان نیز بگویید که شک نکنند که دست اندركاران و حاميان سينماي ايران، به ياري خدا و هم افزایی ياران، يك بار ديگر جام بلورين سينماي نجيب و ارزشي ايران را از ميان سنگباران بخل و كين و ادعا، به سلامت عبور خواهند داد؛ و مانند همیشه سر بلند و محبوب خواهند ماند نزد ملت آگاه.
با هم براي زخم خوردگاني كه با استفاده هاي نابجا و جابجا از كلمات مقدسي چون اسلام و انقلاب و فجر و... به تخريب ناجوانمردانه مردانمان و توهين به آرمان هايمان و تضعيف تلاش هايمان مي كوشند، دعاي هدايت به راه صدق و اجتناب از دروغ و تهمت و تحريف مي خوانيم و به زبان خودشان به آنها می گوییم: "این دور برگردان، شما را به جایی که بودید بر نمی گرداند، بهترست همراه با سینمای ایران رو به جلو بروید..."

 

کد خبر 451225

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 12
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام US ۰۹:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    70 14
    جناب جنتی باور کنید که آنها تلویزیون را خییییییلی دوست دارند. کلا یکی از اساسی ترین قسمت های مشترک تو ذات این آدم ها همینه : می خوان دیده بشن و چه رسانه ای فراگیر تر از تلویزیون عشق دوربینن . از رییسشون تا آبدارچیشون دولت عشق دوربینی ها
  • پرا IR ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    55 12
    لذت بردم
  • مهرزاد RO ۱۶:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    39 12
    درود بر خانم طائرپور و نثر شیوا و لحن گیرای قلم شان. امیدوارم وزیر محترم ارشاد تسلیم هیاهوی پیروان مکتب احمدی نژاد نشوند.
  • مینو A1 ۱۶:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    34 12
    بینظیر و منطقی‌. ممنون خانوم طائرپور.
  • بی نام IR ۱۷:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    27 12
    فردا باز یک خود ارزش پندار قمه می کوبه تو فرق سرش.
  • توکلی A1 ۱۹:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    23 61
    ادبیات این خانم داعش گونه است توخوداحمدی نژادی ها رازیر سوال می بری ولی بایک ادبیات یک طرفه وسراسرتوهین وکینه که زیبنده یک سینما گر نیست
  • بی نام A1 ۱۹:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    25 50
    خانم طائرپور یک بار متنی که نوشتید بخونید بعد به دیگران اعتراض کنید
  • لیلا DE ۲۰:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    4 5
    عاشقتم خانم طاءر پور.نثرتون همیشه غافلگیرکننده عالیه والبته تحلیل هاتون.
  • سعید RO ۲۱:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۶
    6 5
    خانم طائر پور . قبل از توقیف فیلم یک به یک هم مسلکانتان و فاجعه عملکرد های وزارت ارشاد دلخواه جناح سیاسی تان مصاحبه ای کردین من باب اینکه دوره قبل ازاد تر بودین . خوشحال شدیم خانم طائر پور مستقل هستند و منصفانه نظر می دهند . چه اتفاقی افتاده که اینقدر متعصبانه دولتی شده این ؟ شاید تشکر و قدردانی از بودجه میلیاردی است که برای فیلم کودکتان گرفته اید ؟ مسلما برای بیکار تر شدن چنین نامه ای را نمی نویسند . چرا از اینکه نام منتقدین دولت یازدهم و دلواپسان همیشگی را ببرید اینقدر هراسان هستید و همه را به زور به یک نام منتسب می کنید؟ می شه بگین ابوالقاسم طالبی و یا جمال شورجه چه وقت احمدی نژادی بودن ؟ چرا ول کن ماجرای بسته شدن خانه سینما نیستید ؟ خبر دارید دوره هیجانی کردن مخاطبان گذشته ؟
  • مهدی A1 ۱۱:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷
    7 6
    مرد ترین فردی که در خانه سینما حضور دارد، همین خانم است
  • بی نام A1 ۱۲:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۷
    3 3
    چه عجب یک خانم وبلاگ داره
  • بی نام A1 ۱۶:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۰
    1 1
    کاربران توکلی و سعید شما ناگفته پیداست طیف هاله نور احمدی نژاد چنان کورتان کرده که هیچگاه قادر به تشخیص رنگهای با طراوت زندگی و دیدگاه جامعه ایران و ایرانی نیستید شما ... را چه به سینما