روزنامه کیهان که خاطرات یکی از نویسندگان پیش وپس از انقلاب را در دست انتشار دارد، به قلم این نویسنده خاطره ای از یک رفتار شنیع در جشن هنرشیراز در دوران طاغوت را منتشر کرد.

بخشی از این خاطره عبرت انگیز  که به قلم مرحوم احمداللهیاری منتشرشده به شرح زیر است:                 

  یکی دیگر از این نمایش های منحرف، نمایش «خوک بچه در آتش» بود که در آخرین دوره جشن هنر شیراز اجرا شد و ضمن آن در پیاده روهای شهر شیراز زن و مردی در ملأعام به انجام اعمال قبیح پرداختند. البته نمایش به گونه ای طراحی شده بود که این حرکات تجاوز به عنف به نظر آید. اجرای این نمایش با اعتراض گسترده روحانیت مبارز روبرو شد. از جمله مرحوم شهید سیدعبدالحسین دستغیب در تاریخ 10/6/1356 در مسجد جامع شیراز در این باره اظهار فرمود:
«یک چیزی شنیدم «جشن خوک». جشن خوک عجب رسمی دارد، آنها که به اینجا می روند، نر و ماده با هم از خوک پست ترند. ای لعنت بر آنها، مؤسس آن هم خوک است (اشاره به فرح پهلوی)، لعنت بر آنها باد. تا کی این مملکت و این جوان ها را می خواهید گمراه کنید و به دست استعمار بدهید و منحرف کنید، این اولیاء چکار می خواهند بکنند. ماه مبارک رمضان و این رقاصه ها آنها که می روند، خرند. شیراز از اهل علم بود، حال کرده اندش رقاص خانه، نمی گذارند دهن ما بسته باشد. »

از سوی دیگر بازتاب منفی این عمل شنیع در میان مردم به اندازه ای بود که اربابان شاه هم صدایشان بلند شد. تا جایی که آنتونی پارسونز سفیر پیشین انگلیس در ایران در کتاب «غرور و سقوط»، جشن هنر سال 1356 را به عنوان یکی از جرقه های انقلاب اسلامی توصیف کرد و نوشت:
«جشن هنر سال 1356 شیراز از نظر کثرت صحنه های اهانت آمیز به ارزش های اخلاقی ایرانیان از جشن های پیشین فراتر رفته بود.
به عنوان مثال یک شاهد عینی صحنه هایی از نمایشی را که ترتیب داده بودند، یک باب مغازه را در یکی از خیابان های پر رفت وآمد شیراز اجاره کرده و ظاهراً خواستند برنامه خود را کاملاً طبیعی در کنار خیابان اجرا کنند. صحنه نمایشی نیمی داخل مغازه و نیمی در پیاده رو مقابل آن بود ]در[ یکی از صحنه ها که در پیاده رو اجرا می شد، تجاوز به عنف بود که به طور کامل (نه به طور نمایشی) به وسیله یک مرد کاملاً عریان یا بدون شلوار درست به خاطر ندارم با یک زن که پیراهنش را به وسیله مرد متجاوز چاک داده می شد در مقابل چشم همه صورت می گرفت. ولی موضوع به شیراز محدود نشد و توفان اعتراضی که علیه این نمایش برخاست، به مطبوعات و تلویزیون هم رسید، من به این خاطر موضوع ]را[ با شاه در میان گذاشته و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر منچستر انگلیس اجرا می شد کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی بردند. شاه مدتی خندید و چیزی نگفت. »

کد خبر 46257

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مهران CA ۰۷:۱۸ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۹
    0 0
    خداییش اینم خبره آخه ؟ تازه پر بیننده ترین هم شده !!! جالب تر اینکه همه میان میبینن اما کسی روی گذاشتن کامنت هم نداره !