دکتر رضا جلالی ، کارشناس سیاست خارجی آمریکا و جانباز 80 درصد جنگ تحمیلی هفته جاری در محل کافه خبر روزنامه خبرT میهمان گروه بین الملل بود . وی در این نشست 2 ساعته به برخی پرسش های خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه می خوانید چکیده بحث ما درباره سیاست خارجه آمریکا در دوره اوباما است.

دکتر رضا جلالی ، کارشناس سیاست خارجی آمریکا و جانباز 80 درصد جنگ تحمیلی هفته جاری در محل کافه خبر روزنامه خبرT میهمان گروه بین الملل  بود . وی در این نشست 2 ساعته به برخی پرسش های خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه می خوانید چکیده بحث ما درباره سیاست خارجه آمریکا در دوره اوباما است. 


ضمن تشکر از اینکه دعوت خبر آنلاین را پذیرفتید ، در صورت امکان بحث را از نگاهی به سیاست خارجه آمریکا در دوره اوباما آغاز کنیم . یک دیدگاه مطرح در این باره این است که آمریکا دچار یک سردرگمی در سیاست خارجی خود شده و در قیاس با جمهوری خواهان هدف مشخصی را دنبال نمی کند. ارزیابی شما دراین باره چیست؟
در کشور ما یک نگاه یک سویه از طریق رسانه های رسمی مانند صداوسیما و توسط کارشناسان دولتی به مردم منتقل می شود . در مقابل یک نگاه غیر رسمی نیز وجود دارد که توسط کارشناسان غیر دولتی مطرح می شود که بنده خود را در زمره گروه دوم می بینم و معتقدم که بدلیل شانتاژهای تبلیغاتی تریبون های رسمی که آمریکا را حامی شورش های خیابانی کشورمان و دیگر ناهنجاری های جهانی نشان می دهد ما در تشخیص صحیح رویکرد دیپلماسی خارجی آمریکا دچار یک مغلطه شده ایم. در پاسخ به سوال شما اگر بخواهم از مصادیقی صحبت کنم می گویم در طول سالهای 1776 که بیانیه سیاسی آمریکا توسط جفرسون مکتوب شد،1823 که دکترین مونرو بیان شد و 1898 که آمریکا سیاست انزواگرایی را به فعال گرایی تبدیل کرد ، اتفاقا مستاجر جدید کاخ سفید از سیاست های عقلانی تری نسبت به همه روسای جمهوری آمریکا برخوردار است.
در دوره بوش پسر نو محافظه کاران تندرو مثل کارشناسان ارشدی چون مایکل لدین و جان بولتن در کاخ سفید و تیم دستگاه دیپلماسی آمریکا به رهبری خانم رایس و در راس اینها دیوید فریم که یک اونجلیست است، با یک تیم افراطی 23 نفره دستگاه سیاست خارجی آمریکا را با نگاهی تهاجمی و یکجانبه گرایانه اداره می کردند که نتایج این سیاست ها چندین جنگ و لشگر کشی آمریکا به افغانستان و عراق بود . اما اوباما بسیار عقلانی تر و با تدبیر دستگاه سیاست خارجی آمریکا را مدیریت می کند. متاسفانه در حال حاضر دستگاه دیپلماسی کشورمان و دیگر مراکز تصمیم گیری بدون توجه به این واقعیت ها همچنان به طبل یک سو نگری در قبال سیاست های آمریکا می کوبند، به همین دلیل هم بنده دیدگاه کارشناسان غیر رسمی را نسبت به دیدگاه کارشناسان دولتی سازنده تر و واقع بینانه تر می بینم.

اینکه آمریکا دچار یک سردرگمی در سیاست خارجی خود شده است ، صرفا برگرفته از دیدگاه کارشناسان داخلی نیست . رصد مطالب سایت ها و خبرگزاری های خارجی و همچنین تحلیل برخی از تحلیلگران غربی نیز برهمین موضوع تکیه دارد خصوصا اینکه ما مشاهده می کنیم نقش خانم کلینتون در نقش وزیر خارجه بسیار ضعیف است.
درباره کمرنگ بودن نقش خانم کلینتون در قواره یک وزیر خارجه قوی حق باشماست و این به اصل نظامی گری سیاست خارجه آمریکا باز می گردد. دستگاه دیپلماسی ایالات متحده از آنجا که بر پایه نظامی گری استوار شده است مثلث آقای جونز مشاور امنیت ملی ، خانم کلینتون وزیر امور خارجی و رابرت گیتس وزیر دفاع تصمیم گیران اصلی این دستگاه بشمار می روند و اتفاقا تصمیم غالب نیز با جونز و گیتس است و خانم کلینتون بیشتر پیاده نظام دستگاه سیاست خارجی آمریکاست. به هرحال دونفر از این تصمیم گیران اصلی که جونز و گیتس باشند نظامی هستند و نظر آنها بر نظرات خانم کلینتون می چربد.

برداشتی که از صحبت های حضرتعالی  داشتیم معطوف به این است که اولا دستگاه دیپلماسی آمریکا سردرگم نیست و ثانیا چون در مثلث تصمیم گیری آمریکا نظامیان نقش اساسی دارند نقش وزارت خارجه این کشور کمرنگ است. بدین ترتیب سوال پیش می آید که نقش شخص اوباما در این تصمیم گیری ها چیست؟
اوباما عقل گرایی را در سیاست خارجی آمریکا حاکم کرده است . بهترین مثال برای این ادعا مسکوت نگه داشتن طرح استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپای شرقی از سوی آمریکاست. استقرار این سامانه به مهمترین موضوع چالش برانگیز بین روسیه و آمریکا تبدیل شده بود .اوباما با اقدامی بسیار هوشمندانه برای اینکه روسیه مزاحمتی برای طرح های آمریکا و ناتو نداشته باشد ، اعلام کرد آمریکا سامانه دفاع موشکی خود را در چک و لهستان مستقر نمی کند و بدین ترتیب امکان گسترش ناتو به سوی شرق را فراهم کرد و در عین حال برای انتقال نیروهای آمریکا به افغانستان کریدور هوایی از روسیه دریافت کرد. 15 عضو ناتو در پایان جنگ سرد به 27 عضو افزایش یافته بود . یعنی اینکه ناتو در حال پیشروی بسمت شرق بود در مدت 15 سال 12 کشور به اعضای ناتو افزوده شده بود . این پیشروی ادامه داشت تا اینکه دستپاچگی ناشیانه ساکاشویلی واکنش تند مدودف و پوتین را موجب شد و چالش های بعد ازان روند پیشروی ناتو به شرق را متوقف کرد . اما نهایتا اوباما با سیاست هوشمندانه خودو با تدبیر توانست در قبال امتیاز دهی در مساله سپر دفاع موشکی نه تنها حساسیت روسها را کاهش دهد بلکه انها را با خود همراه کند.اوباما در دیگر عرصه ها نیز موفق بوده است . در عراق نیروهای آمریکایی از شهر ها خارج شدند و 30 هزار نیرو نیز به افغانستان منتقل شد . در عین حال در افغانستان در ضمن حمایت از نیروهای میانه روی طالبان جنگ سرسختانه با افراطیون را آمریکا ادامه می دهد . در زمینه صلح خاورمیانه نیز من بسیار امیدورام که آقای اوباما سرانجام بتواند روند گفتگوهای منطقی را منطقه حاکم سازد. من معتقدم اگر نظر کارشناسان داخلی نزدیک به دولت را که مرتبا اوباما را شخصی بی عرضه و ناتوان معرفی می کنند کنار بگذاریم او توانسته است تا اندازه زیادی در مبارزه با افراطی گری در افغانستان و پاکستان پا را فراتز بگذارد و عراق را به تدریج به نقطه آرمانی خود برساند و مناسبات کشورش با روسیه را بهبود ببخشد.

شاید یکی از دلایلی که باعث شده است عملکرد اوباما از سوی برخی کارشناسان ضعیف تفسیر شود بدلیل آن است که وی با شعار تغییر به این عرصه وارد شد و انتظارات از ایشان بسیار بالا بود . با این حال در برخی حوزه ها مانند صلح خاورمیانه واقعا اوباما تا کنون دستاوردی نداشته است. وی حتی نتوانست جلوی شهرک سازی اسرائیلی ها را بگیرد؟
شما مواضع حزب شاس و حزب اسرائیل بیتنا که از احزاب افراطی دولت ائتلافی حاکم هستند را نگاه کنید . در طول این مدت مواضع این گروهها بسیار تعدیل شد ه است. شما تغییرات را چه می دانید؟ من فکر می کنیم بعضی از ما تحت تاثیر القائات رسانه های شنیداری و دیداری رسمی خودمان قرار گرفتیم که واقعا در مواقعی از واقعیت بدور است . من سعی می کنم دیدگاههای واقع گرایانه ای را عرضه کنم. تا کنون کدام یک از روسای جمهوری آمریکا حتی به ظاهر، اینگونه به اسرائیل، آن هم افراطی ترین احزاب و چهره های سیاسی آنها فشار وارد کرده است، تا جائیکه از طرف لابی های صهیونیست داخلی مورد تهدید واقع شده باشد.

بدون شک لغو طرح استقرار سپر دفاع موشکی یا اعمال فشار به اسرائیل از عملکرد مثبت اوباما است ولی در کلیت کار که نگاه کنیم، پارادایم جدید اوباما هنوز حتی در قواره پارادایم نام گرفتن نیز نرسیده است
شما عراق را نگاه کنید .ضرباهنگ معکوسی که اوباما قولش را داده بود با سرعت در حال انجام است و نیروهای آمریکایی که در حال حاضر از شهرها خارج شده اند از عراق نیز خارج خواهند شد . یا جریان مبارزه با افراط گرایی فکر می کنم در آینده نتیجه مثبتی به بار بیاورد هر چند که جریانات افراطی منطقه یا داخل آمریکا ممکن است این اقدامات را چندان مفید ندانند ولی نتیجه بخش خواهد بود. سوای از اینکه بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که جریان افراطی گری غیر قابل کنترل است و هیچ شخص یا دولتی توان از بین بردن افراطی ها را ندارد و آنها مرتبا در حال رشد و تکثیر هستند . اوباما با اعتدال و تدبیر به مبارزه با این جریان می رود تا در آینده موفقیت کسب کند.

بعضی از کارشناسان معتقدند اوباما بدلیل ناتوانی های داخلی و نارضایتی هایی که درباره اصلاح نظام بیمه های خدمات درمانی برای خود پدید آورده از یک سو و نیز به خاطر تبلیغات سنگینی که برخی شبکه های وابسته به جمهوری خواهان مثل فاکس نیوز بر ضد او راه انداخته اند از سوی دیگر شانس موفقیت در دور دوم را نخواهد داشت. شما فکر می کنید اوباما دوره چهار سال بعدی در کاخ سفید هست؟
من فکر می کنم دو سه پرونده جهانی می تواند ورق را بسوی اوباما بر گرداند . من همچنان به پیشرفت اوباما در ماجرای مناقشه اعراب و اسرائیل خوشبینم . همچنین اگر اوباما بتواند نسبت به کنترل جریان افراط در افغانستان و پاکستان اقدام جدی انجام دهد و در عین حال پرونده هسته ای ایران و کره شمالی را به سامان بر ساند ، می تواند به انتخاب در دور دوم ریاست جمهوری بیشتر امیدوار باشد.

گمان نمی کنید موضع گیری هایی که اوباما نسبت به حوادث پس از انتخابات به عمل آورد یکی از اشتباهات فاحش او بود؟
ببینید این موضوع خیلی حساس است. آنچه اوباما درباره انتخابات ایران گفت در صدا و سیما صرفا به حمایت از اغتشاشگران ترجمه شد، اما اینکه آیا واقعا اوباما از اغتشاشگران و کسانی که مال و اموال عمومی را تخریب کردند حمایت کرد؟ این بحث دیگری است.

برخی بر این باورند که دولت نهم قصد داشت در خفا با آمریکا ارتباط برقرار کند و شایعات زیادی در این باره بود که مثلا فلانی با یک نفر دیگر از آمریکا در کشور ثالثی دیدار داشته نظر شما در این باره چیست؟
سیاست های کلی نظام توسط شخص مقام معظم رهبری اتخاد می شود و برقراری رابطه با آمریکا یا برقرار نشدن رابطه با این کشور نیز در همین چارچوب است. از این نه دولت و نه هیچ نهاد دیگری نمی تواند بدون اجازه و رهنمود رهبر انقلاب اقدام به ایجاد رابطه یا برقراری رابطه کند. در واقع برقراری رابطه با آمریکا صرفا با اجازه و موافقت رهبر انقلاب میسر است و ایشان بارها شرایط برقراری این ارتباط را به آمریکا و حتی به مسئولان جمهوری اسلامی گوشزد کرده اند. در گذشته نیز هر کسی و هر دولتی که خواسته چنین اقدام را خودسرانه انجام دهد با واکنش تند ایشان مواجه شده و باعث رسوایی و ناراحتی خود و ملت را فراهم آورده است. با این همه بر این باورم که اگر قرار باشد رابطه ای میان ایران و آمریکا برقرار شود در زمان یک دولت اصولگرا خواهد بود.

پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و حوادث ناگواری که پس از آن روی داد، زمزمه های زیادی در باره برقراری ارتباط با آمریکا مطرح بود، اما الان گمان نمی کنم فضا حتی در زمان یک دولت اصولگرا برای برقراری ارتباط مساعد باشد
بله همانگونه که اشاره کردید با با حوادث پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و موضع گیری های واشنگتن و تهران نسبت به یکدیگر، دست کم تا زمان نامعلومی، برقراری رابطه منتفی است و فرآیند نزدیکی به آمریکا و برقراری روابط با این کشور به محاق رفته است. من بعید می دانم شرایط مطلوبی برای طرح این موضوع پدید آید.

 

کد مطلب 47327

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 15 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین