استاد رسول جعفریان، در مطلب تازه ای که در وبلاگ مهمان درج شده، گزارش سفر اخیر خود به ترکمنستان، برای شرکت در کنفرانس " تاریخ ترکمنستان شرقی" را به صورت سفرنامه بازگو کرده است.

استاد جعفریان سفرنامه خود را چنین آغاز می کند : " روز سه شنبه هیجدهم اسفندماه 1388که نهم مارس 2010 می شود به عشق آباد آمدم. چند ماه پیش آقای داود اوراز صحت‌اف که تحصیل کرده ایران است و فعلا در انستیتوی ملی نسخه های خطی کار می‌کند، به کتابخانه مجلس آمد. این اولین آشنایی بود. وی چندی بعد از بازگشت برای شرکت در کنفرانس تاریخ ترکمنستان شرقی دعوت کرد. بنده که یکبار دیگر هم به عشق آباد رفته بودم و در همایش مربوط به زمخشری در منطقه اورگنج قدیم یعنی خوارزم شرکت کرده بودم، این بار نیز به عشق دیدن منطقه کناره جیحون پذیرفتم.

شنیدن نام آمل قدیم و آمو دریا و چهارجو که مرکز استان لباب = لب آب است، تحریک کننده بود. اینها نام هایی است که با فرهنگ فارسی ـ ایرانی در دوره غزنوی و سلجوقی و بعد از آن پیوند خورده است. به ویژه نام جیحون که همین آمو دریاست، جذاب است. فکر کردم چه مطلبی برای این کنفرانس آماده کنم. مطلبی نزدیکتر از صفحاتی از سفرنامه حج ملارحمت الله بخاری ندیدم که در سال 1303 مسیر از بخارا تا مرو و از آنجا تا سرخس را پیموده، سپس به مشهد آمده و از آنجا به عشق آباد رفته و از راه دریای خزر و استانبول عازم حج شده است."

وی درباره بعد از ورود به ترکمنستان می نویسد : "شب را زود خوابیدم. دلیلش آن که باید ساعت 2 شب که به وقت اینجا سه و نیم می‌شود برخیزیم. یک و نیم ساعت تفاوت ساعت ایران با اینجاست. قرار بود چهار به فرودگاه برویم که رفتیم. ساعت شش سوار هواپیما شده نزدیک یک ساعت طول کشید تا به چهارجو = ترکمن آباد رسیدیم. دسته های موزیک سنتی به علاوه زنان نان به دست، و نیز پیرمردان ریش سفید منتظر ورود میهمانان بودند. بیست دقیقه ای مشغول بودند. سپس سوار اتوبوس شدیم. اتوبوس ما به نام جیحون نامگذاری شده است که عمدتا خارجی ها هستند. از روسیه، اکراین، ترکیه، عراق، اردن، الجزایر و مصر، لهستان و هند، پاکستان و ازبکستان و غیره و غیره هم هستند. ظاهرا از هر کشوری یک یا دو نفر. به هتل آمدیم. صبحانه خوردیم و عازم مقصد یعنی محل برگزاری مراسم شدیم.

مراسم در ساختمان ویژه‌ای برگزار می‌شد. ورودیه آن باز موسیقی سنتی بود و نمایشگاهی از کارهای دستی و برخی از اشیای موزه‌ای. چند نسخه چاپ سنگی و حروفی قدیم از عشق آباد هم بود. از جمله دیوان مختوم قلی که اینجا محبوبیت ویژه دارد و بزرگترین دانشگاه هم به نام اوست. یک فرش دستباف با پشم که نقشه جغرافیایی منطقه بود و مناطقی بود که مختومقلی به آنجاها رفته یا از آنها یاد کرده است. عنوان خلیج فارس هم روی آن بافته شده بود."

استاد تاریخ درباره سیاحت و گشت و گذار سفر نوشته است : "از آنچه در این مسیر دیدم، تأسف خوردم. از دنیای قدیم اسلامی که باید آن را تمدن آمودریا دانست، چیزی برجای نمانده است. حملات ترک ها و ترکمان ها و غزها و سلجوقی ها و غیره و غیره چیزی باقی نگذاشته است. مغول ها باقی مانده را از بین بردند و چنان که یاقوت نوشته چیزی از آمل زم باقی نگذاشته‌اند. بعید می دانم از قرن دهم به بعد چیز مهمی در این نواحی وجود داشته است. بقایای آن آثار قدیم یا اگر چیزی را ازبکها یا امیران بخارا تعمیر و بازسازی کرده‌اند، روسها از میان بردند. تعمد آنان به خصوص در باره مساجد و دیگر مراکز دینی و صوفیانه و حتی ملی این اقوام، بر کسی پوشیده نیست.

اما آمو دریا حس غریبی را در من ایجاد کرد. از نیمه راه، آمو دریا از وسط بیابان خشک می‌گذرد. این هم پدیده‌ شگفتی است. با این حال روبروی کاروانسرای طاهریه یا همین دایه خاتون، زمین ها شالیزار پر از آب دیده شد. دوستی به طعنه گفت: این برنج چیست؟ کاشتنش آب می‌خواهد. پختنش هم. وقتی هم بخوریم، باز باید رویش آب زیاد بخوریم، و خوش گفت."

برای خواندن متن کامل این سفرنامه اینجا را کلیک کنید. 

کد مطلب 50007

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =