گاهی چیزهایی در جاهایی میبینیم که جز حیرت و شگفتی در پی ندارند. فیالمثل تصور کنید در میدان ونک ایستاده باشید و منتظر کسی که به دلیلی مثل ترافیک سنگین خیابانهای تهران شما را سر کار گذاشته باشد. چشم میچرخانید تا شاید رفیق شفیق را ببینید و خبری نیست. زل میزنید به الگانس و ون محترمی که پارک کردهاند در گوشهی میدان و سرنشینانشان قرار است ارشاد کنند آدمهایی را که نیازمند ارشادند و غالباً در سن و سال یا حال و هوای جوانیاند. سؤالی در ذهنتان زنگ میزند که این الگانسها و ونهای محترم چه میکنند و قرار است کوتاهی چه کسانی یا نهادهایی را جبران کنند؟ برای آنکه این زل زدن برایتان دردسر نشود کمی چشم میچرخانید باز و ناگاه چشمتان روی نوشتههای کنار مغازه عطاری بر میدان متوقف میشود، درست رو به روی همان الگانس و ون محترم. روی کاغذهایی که با چیزی شبیه سلفون پوشانیده شدهاند تا از گزند باد و باران در امان باشند نوشته شده است: «کپسول ضدچاقی افلاتون، 5 کیلو، یک ماه، (وزن، سایز)» و «چاقکننده افلاطون، 5 کیلو، یکماه، قاطع». این ضدچاقی افلاتون و چاقکننده افلاطون بهانهای میشود که بروید توی عطاری و سؤالی بپرسید و توضیحی بخواهید اما مگر قرار است هر افلاتونی/افلاطونی همان Plato یونان باشد و مگر قرار است فروشنده مغازه عطاری بر میدان ونک که روبهروش همیشه یک الگانس و یک ون محترم میایستند این فیلسوف یونانی را بشناسد. گیرم که این آقای فیلسوف درباره آموزش کودکان و جوانان و باقی قضایا هم حرفهایی جدی زده باشد. حالا دیگر مهم آن 5 کیلو در ماه است که باید کم و زیاد شود تا وزن و سایز مورد نظر حاصل گردد به طور قاطع. همین قطعیت و قاطعیت است که اهمیت دارد و اگر شما هنوز هم نفهمیدهاید که چرا افلاطون چاقکننده است و افلاتون ضد چاقی است مهم نیست. وزن و سایز را دریابید و بس.
محمد نجفی
کد مطلب 5270





نظر شما