سناء شایان: مصطفی مستور، مهدیغبرایی و انتشارات امیرکبیر طبق نظرسنجی خانه شهریاران جوان به عنوان بهترینهای نویسندگی، مترجمی و انتشارات از نظر جوانان شناخته شدند و در مراسمی از این سه تقدیر شد.
در این مراسم که دیروز برگزار شد، مصطفی مستور از داستان و زندگی برای جوانان گفت و در صحبتهایش به تفاوتها و شباهتهای این دو اشاره کرد.
او موضوع اصلی داستان را زندگی دانست و نویسنده را مسئول پررنگ و کمرنگ کردن و حذف قسمتهای مختلف زندگی معرفی کرد؛ بهطوری که نویسنده در داستاننویسی از زندگی کپی برداری نمیکند و هر قدر بیشتر بخواهد توضیح دهد، کمتر به آن دست مییابد. مستور طرق شناخت آدمها از همدیگر را دو راه معرفی کرد: یا گفتار و رفتار؛ و با ذکر این نکته به این مهم اشاره کرد که بخشی از وجود هر کسی در غیبت است و کلمات به شدت قاصر از بیان آن هستند. سرشت انسان در این است که نتواند بخشی از دنیایش را عریان کند. ولی با وجود این همه، مستور، غمها، شادیها، شکستها و... را میان مردمان مشترک دانست و کار نویسنده را کشف این مشترکات بنیادی انسانی و بیان آنها عنوان کرد.
نویسنده «چند روایت معتبر»، دیگر تفاوت داستان و زندگی را در این دانست که زندگی دچار استدراج است و این استدراج باعث استحاله میشود و کار داستاننویس آن است که این استدراج را فشرده کند و فاصله بین علت و معلول را پاک کند و تمام مراحل یک زندگی را بگوید؛ مثلاً از عشق تا نفرت را!
در ادامه مستور به این نکته اشاره کرد که شاید داستان به زندگی شکل میدهد، وگرنه زندگی همینطوری بیشکل است. ولی جزئیات زندگی را نمیتوان در داستان گفت. مثلا وقتی داریم فیلم میبینیم، اگر یک رستوران را ببینیم، تصور ما از رستوران همان یکی است. ولی اگر در مورد یک رستوران بنویسم، هر خواننده یک تصویر در ذهنش درست میشود. شاید برای همین است که سلینجر در جواب کسانی که میخواستند ناتوردشت را فیلم کنند، گفت: «هولدن خوشش نمیآید»
نویسنده رمان پرفروش «روی ماه خداوند را ببوس» از تفاوت زبان بین داستان و زندگی گفت؛ اینکه زبان داستان پرداخته شده است و نویسنده حرفهای اضافی روزمره را حذف میکند و به اندازهای به آن میپردازد که صحنه به آن احتیاج دارد و دیالوگنویسی در حد فاصلی بین داستان و زندگی میگذرد.
مستور در پایان به سؤال همیشگی خوانندگانش مبنی بر جواب ندادن سؤالات مطرح شده در نوشتههایش اینگونه پاسخ داد: «کار داستاننویس حل مشکلات آدمها نیست. داستاننویس حداکثر کاری که میتواند بکند این است که سؤالها را به خوبی مطرح کند و با توصیفهایش حس همدلی ایجاد کند. کتاب و رمان 100 صفحهای قرار نیست حلالمسائل باشد. نویسنده میتواند مسائل و مفاهیم را بار دیگر به شکل خودش پررنگ کند.»
نظر شما