۰ نفر
۲۶ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۸

نگاهی به وضعیت فیلم‌های پشت درهای اکران که حالا تعدادشان بسیار زیاد شده

سمیه علی‌پور: صف فیلم‌هایی که در انتظار اکران هستند، به دلیل ارائه و اجرایی نشدن طرحی جامع و دقیق در زمینه نمایش این آثار، روزبه‌روز طولانی‌تر می‌شود و به این شکل با تربیتی تلویحی سینماگران مستقل نیز به سمت ساخت فیلم‌های مورد پسند گیشه سوق داده می‌شوند.

سال‌هاست تعداد زیادی از فیلم‌های سینمای ایران به دلایل مختلف از اکران بازمی‌مانند. امکان اکران از این فیلم‌ها هربار به دلیلی گرفته می‌شود: گاهی بحث از نبود سالن سینمای کافی به میان می‌‌آید و زمانی نداشتن پروانه و یا جذاب نبودن فیلم‌ها برای تماشاگران. اما هیچ یک از این موارد تاکنون توجیهی برای کارگردانانی نبوده که به دلیل اکران نشدن فیلم‌هایشان، یا از فیلمسازی کنار رفته‌اند و یا به سمت ساخت آثاری سوق داده شده‌اند که با جریان فعالیت‌‌های آنان در سینما تفاوتی عمده دارد.

ممیزی، سال‌ها شایع‌ترین دلیل اکران نشدن فیلم‌ها در سراسر جهان بوده اما مسئله به نمایش درنیامدن فیلم‌ها در ایران به خصوص در سال‌های اخیر دلایلی غیر از این مورد داشته‌ است. کمبود تعداد سالن‌های سینما یکی از این دلایل است. در سال‌هایی که بسیاری از سینماهای شهر تهران یا تغییر کاربری دادند و یا به دلیل فرسودگی از دور خارج شدند، نبود سالن سینما فرصت اکران را از بسیاری فیلم‌ها به خصوص فیلم‌هایی که تصور می‌شود مخاطب کمتری داشته باشد، گرفت.

برای برطرف کردن این مشکل، بارها مسئولان سراغ طرح‌های مختلف برای اکران فیلم‌هایی که هنری و یا فرهنگی نامیده می‌شدند، رفتند؛ حاصل این اقدامات دو سه طرح اکران فیلم‌های فرهنگی و آسمان باز بوده که همگی در نیمه راه رها شدند.

«بازهم سیب داری» بایرام فضلی، «روایت‌های ناتمام» پوریا آذربایجانی، «آخرین ملکه زمین» محمدرضا عرب، «آدم» عبدالرضا کاهانی، «مثل یک قصه» خسرو سینایی، «سبیل مردونه» جواد اردکانی، «آن سه» نقی نعمتی، «ساکنین سرزمین سکوت» سامان سالور، «بیدارشو آرزو» کیانوش عیاری، «کارگران مشغول کارند» مانی حقیقی، «تک درخت‌ها» و «مواجهه» سعید ابراهیمی‌فر، «شبانه» کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، «یادداشت بر زمین» علی‌محمد قاسمی، «گفت‌و‌گو با سایه» خسرو سینایی، «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» و «ترانه تنهایی تهران» سامان سالور، عناوین تعدادی از فیلم‌هایی هستند که در سال‌های اخیر ساخته شده و گاه عنوان آن‌ها در فهرست فیلم‌های اکران فرهنگی و یا آسمان باز به میان آمده است، اما همچنان به نمایش عمومی درنیامده‌اند.

به نظر می‌رسد جدی‌ترین مشکل در مورد اکران این آثار، اول نبود مدیریت مشخص و آگاهانه برای این بخش و دوم مایل نبودن سینماداران به اکران فیلم‌هایی است که برخی در نهایت به فروش سه میلیون تومانی می‌رسند.

سامان سالور، کارگردانی که سه فیلم در این فهرست دارد، درباره اکران فیلم‌ها در گروه آثار فرهنگی و نیمه رها شدن این طرح می‌گوید: «نفس اکران فیلم‌هایی که امکان چندانی برای اکران به دست نمی‌آوردند، در یک گروه و با عنوان گروه فیلم‌های فرهنگی تصمیمی، بسیار خوب بود، اما زمان‌بندی نامناسب برای نمایش فیلم‌ها و انتخاب سالن‌های نامناسب برای اکران آثار موجب شده تا طرح آن‌طور که انتظار می‌رفت، به نتیجه نرسید.»

ورود دوربین‌های دیجیتال و تولید فیلم با این سیستم، منجر به گسترش بیشتر فیلمسازی در میان نسل جوان و رفتن سراغ تجربیات تازه از سوی این نسل شد. اما اغلب کارگردانان جوانی که در این سال‌ها پس از پشت سرگذاشتن جریان سینمای تجربی پا به سینمای حرفه‌ای گذاشتند، چندان فرصتی برای نمایش دادن فیلم‌هایشان به دست نیاوردند. در این میان طرح برخی موضوعات تازه در سینما و یا مضامینی که کمتر کسی جسارت آن را یافته تا سراغش برود؛ فهرست دیگری از فیلم‌های پشت درهای اکران را ایجاد کرده است. این فیلم‌ها به بهانه‌های مختلف از جمله رعایت نکردن برخی چارچوب‌های سینمای ایران یا مجوز نمایش نگرفته‌اند و یا با داشتن مجوز، اجازه اکران نمی‌یابند.

«گل یا پوچ» و «حافظ» ابوالفضل جلیلی، «یک شب» نیکی کریمی، «آتشکار» و «خواب تلخ» محسن امیریوسفی، «عصر جمعه» مونا زندی،  «تردست» محمدعلی سجادی،‌ «شاعر زباله‌ها» محمد احمدی، «سفر به هیدالو» مجتبی راعی، «نیوه مانگ» بهمن قبادی، «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی‌کیا، «ژانی گه‌ل» جمیل رستمی و «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» بهزاد بهزادی تعدادی از فیلم‌های این فهرست هستند. نکته قابل توجه وجود اسامی فیلم‌هایی همانند «خواب تلخ»، «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» و «عصرجمعه» در این فهرست است که دوتای آخر در جشنواره فیلم فجر بسیار مورد توجه بودند و «خواب تلخ» جایزه جشنواره کن را برای امیریوسفی به همراه آورد.

«سفر به هیدالو» دقیقاً‌ در حالی که سر در سینما نیز برای آن نصب شده بود، به دلیل اتفاقی که برای یکی از بازیگرانش رخ داد، از گردونه اکران حذف شد و «به رنگ ارغوان» طی تفاهم صورت گرفته بین کارگردان و وزارت اطلاعات فرصت اکران را از دست داد؛ هرچند ابراهیم حاتمی‌کیا در فرصت‌های مختلف اعلام کرده که در شرایط کنونی اکران فیلمش را خطرساز نمی‌داند.

اما گروهی دیگر از فیلم‌ها که تاکنون اکران عمومی نشده‌اند، آثاری هستند که مشکلات بین سازندگان آن، تهیه‌کننده و کارگردان یا مالکان اثر، این فرصت را از آن‌ها دریغ کرده است. فیلم‌هایی مثل «خواب لیلا» مهرداد میرفلاح، «"نسل جادویی» ایرج کریمی و «پرونده هاوانا» علیرضا رئیسیان از جمله این آثار هستند.

اما به هر دلیل، اکران نشدن فیلم‌ها به خصوص آثاری که با دریافت پروانه ساخت تولید شده‌اند، بی‌انگیزگی جدی را در میان کارگردانان به وجود می‌آورد. این بی‌انگیزگی راهی جز همراه شدن با جریان غالب سینما و یا کناره‌گیری از این عرصه برای آنان باقی نمی‌گذارد.

سامان سالور نیز دیدگاهی در این راستا دارد و می‌گوید: «قطعاً من به عنوان فیلمسازی که سه فیلم ساخته‌ام و هیچ یک اکران نشده‌، مسیرم را در راه فیلمسازی تغییر می‌دهم. بخش عمده‌ای از انرژی کارگردان و تهیه‌کننده در سینمای ما قبل از تولید اثر برای دریافت پروانه ساخت، وام، تصویب فیلمنامه و مسائلی از این دست صرف می‌شود. وقتی این فیلم به نمایش نیز درنیاید، سختی‌ها دو چندان و بیشتر می‌شود.»

او ادامه می‌دهد: «در این وضعیت، فیلمساز خود را با شرایط موجود اکران وفق می‌دهد تا اثرش به ذائقه مخاطب خوش بیاید. فیلمساز خود را در چارتی قرار می‌دهد که کارش دیده شود. بر همین اساس است که این روزها می‌بینیم بسیاری از فیلمسازان مستقل ما به سمت ساخت فیلم‌هایی رفته‌اند که از فضای اصلی آثار آنان فاصله دارد.»

سالور نشانه‌های چنین گرایشی را در این کارگردانان چنین برمی‌شمرد: «این روزها حتی در فیلم‌های کارگردانان مستقل کمتر می‌بینیم که از نابازیگران و یا کسانی که کمتر در عرصه بازیگری شناخته شده، استفاده شود. استفاده از بازیگر شناخته شده، خود روشی است که می‌تواند شرایط اکران مناسب‌تری را برای فیلم فراهم کند.»

این کارگردان معتقد است کارگردانان برای آنکه خستگی دیده نشدن فیلم‌هایشان در ایران از بین برود، ترجیح می‌دهد عشق خود را به فیلمسازی در زمینه‌های دیگر به کار بگیرد.

با وجود آنکه سال‌هاست مدیران مختلف سینمایی وعده‌هایی برای رفع مشکل اکران فیلم‌ها می‌دهند و گاه اقداماتی در این زمینه انجام داده‌اند، اما تصور می‌شود مشکل جدی در این زمینه، نبود عزم و خواسته جدی برای رفع نقصان موجود است. کمبود سالن، پایین بودن کیفیت نمایشی فیلم‌ها، نبود مخاطب برای آثار همگی بهانه‌هایی به نظر می‌رسند که بعد از سال‌ها تکرار شدن چندان قانع کننده نیست. گویا مدیران سینمایی با این روش قصد دارند سینماگران را در مسیر سینمای مورد علاقه خود، کارهای موسوم به سینمای بدنه، سوق دهند. زیرا به وضوح مشاهده می‌شود بسیاری از فیلم‌هایی با سطح پایین تجاری، می‌توانند اکران‌هایی گسترده به دست آوردند، اما برخی فیلم‌ها که سراغ مضامین جدی‌تر رفته‌اند روی پرده نمی‌روند تا نشان داده شود که دولت نیز قصد ندارد حامی جریان سینمای کم‌جان و کم‌رمق فرهنگی، هنری و یا به تعبیری دگرگون ایران باشد.

کد مطلب 5383

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =