۰ نفر
۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۵:۲۹

با منتفی شدن حضور خاتمی در انتخابات دهم، آرایش اصلاح‌طلبان شکل تازه‌ای به خود گرفت و تقریباً راهبرد آنان مشخص شد.

. در حال حاضر موسوی و کروبی باقی مانده‌اند و حتی پیش‌بینی می‌شود کروبی نیز به حمایت از موسوی کنار بکشد،  هر چند که پیشتر به مطایبه گفته باشد فقط عزرائیل می‌تواند مرا از ادامه رقابت منصرف کند. اگر کروبی به نفع موسوی کنار بکشد چنین تأویل خواهد شد  که کروبی این جمله را در واکنش  به احتمال انصراف به نفع خاتمی بیان کرده است و در شرایط جدید،  کاربرد ندارد. 

البته تجربه آموخته است که در سیاست نمی‌توان همه چیز را قطعی گفت و آنچنان که خود موسوی در نامه کوتاهتر به خاتمی از  احتمال برگشت‌پذیری گفته است احتمالات جدید را منتفی ندانست.

اما در طیف مقابل نشانه‌های بلاتکلیفی دیده می‌شود.  غلط یا درست، اصولگرایان راهبرد خود را مبتنی بر آمدن یا نیامدن خاتمی تنظیم کرده بودند.  نفس حضور خاتمی در انتخابات دهم، ‌آنان را به سمت سیاست انقباضی یعنی نامزد واحد می‌کشاند،  نامزدی که همگان از سر اضطرار باید روی او اجماع می‌کردند.

 با منتفی شدن حضور خاتمی وقت آن رسیده است که اصولگرایان تکلیف خود را روشن کنند. آیا از رئیس فعلی دولت حمایت خواهند کرد؟  آیا از احمدی‌نژاد ضمانت می‌گیرند؟ آیا روی فردی غیر از احمدی‌نژاد اجماع می‌کنند؟ آیا با تعدد نامزد به میدان می‌آیند؟  آیا یک نامزد فرعی نیز خواهند داشت؟‌ آیا ستاد اصولگرایان آنقدر انسجام دارد که از ورود نامزدهای متعدد جلوگیری کند؟  و...

بخشی از جریان‌ها و چهره‌های سنتی  اصولگرایان،  پیشتر از تمایل خود برای حمایت از رئیس دولت نهم پرده برداشته‌اند اما این دلیلی نشد که عسگراولادی  گلایه‌های جریان متبوع خود از روش و منش احمدی‌نژاد را مکتوم بگذارد.  او البته به تلویح و اجمال چنین کرد. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی که به تعبیری طیف چپ اصولگرایان دانسته می‌شود نیز  تقریباً آشکارا از احمدی‌نژاد حمایت کرده است و از این طریق امیدهای قالیباف را که در دور پیش از حمایت‌های آنان برخوردار بود به ناامیدی تبدیل کرد. تکلیف رایحه خوش و حامیان آقای احمدی‌نژاد نیز روشن است. آنان حضور هر نامزد منسوب به جبهه‌اصولگرایی را مصداق رأی‌شکنی می‌دانند و آماده‌اند که شکست احتمالی را متوجه آن نامزد خودسر و حامیان او بکنند.

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان که دوبال اصلی حوزه سیاست کشور  را تشکیل می‌دهند خصلت جبهه‌ای دارند و طبیعی است که طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند،  به نحوی که یک سر طیف هر یک، در پاره‌ای موارد به جناح دیگر  نزدیکتر است تا به طیف قرینه خود. همچنان که جریان دوم خرداد شامل تشکل‌هایی چون کارگزاران،  ‌مشارکت، مجمع روحانیون و بعضاً نیروها و شبه‌جریان‌های افراطی است، جبهه اصولگرایان‌ نیز از جریان سنتی راست ( مشخصاً جامعه روحانیت مبارز، جمعیت مؤتلفه،  جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و شورای هماهنگی ) تا حامیان دولت،  جمعیت ایثارگران،  جریان محسن رضایی  و ... تشکیل می‌شود.

در این اردوگاه طی چند ماه گذشته علاوه بر احمدی‌نژاد گزینه‌های دیگری نیز مطرح شده‌اند.  برخی از آنان بی‌میلی نشان نداده‌اند، برخی ستادهای فعال تشکیل داده‌اند، برخی نامزدی خود را انکار نکرده‌اند و برخی هم شرط گذاشته‌اند. ولایتی،  قالیباف،  جهرمی،  پورمحمدی، حدادعادل و محسن رضایی از آن جمله‌اند. در این میان  نامهای بزرگتری مثل ناطق نوری نیز مطرح شده است. مدافعان گزینه اخیر از ظرفیت گسترده ناطق نوری برای اداره کشور سخن می‌گویند که به باور آنان برای جبران حاشیه‌نشینی  بخش قابل توجهی از نخبگان و آمادگی برای مقابله با بحران‌های پیش رو ضروری است. اما ظاهراً هنوز پاره‌ای از جریان‌های فرعی و نوظهور اصولگرایان به این نتیجه نرسیده‌اند که این دور «بازی بزرگان» است و باید بزرگان را به میدان آورد.

انکار نباید کرد برخی از نام‌های یاد شده امکان یارگیری از جناح مقابل و کاهش حساسیت رقیب را نیز دارند اما شانس چنین گزینه‌هایی برای نامزدی از سوی  جناح اتفاقاً به همین دلیل کاهش می‌یابد زیرا در رقابت نفس‌گیر،  شکاف و کنتراست تعیین‌کننده است نه قرابت و هارمونی.

احمدی‌نژاد البته برگ‌های برنده زیادی دارد اما حداقل دو برگ او با حضور میرحسین موسوی و کروبی کم‌رنگ و بلکه بی‌اثر می‌شود.  گفتمان عدالت یعنی وجه ممیزه احمدی‌نژاد در کنار گفتمان و خاطره موجود از نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس کم‌رنگ می‌شود. شعار  یا توجه ملموس  به معیشت دهک‌های پائین‌تر و به تعبیری توزیع اسکناس نیز با ادبیات خاص کروبی کم‌اثر می‌شود و شاید در همین نقطه‌،‌ تجدیدنظر روی انتخاب احمدی‌نژاد ضرورت یابد. به‌ویژه آن که انتقادات زیادی از نحوه تعامل با اصولگرایان متوجه احمدی‌نژاد است و نمونه اخیر آن - که نمونه آخر هم نخواهد بود - در ماجرای اخطار قانون اساسی به رئیس اصولگرای مجلس مشاهده شد.

با این حساب می‌توان گفت که اصولگرایان چند راهبرد پیش‌رو دارند:

1- از احمدی‌نژاد حمایت کنند.

2- با نامزدهای متعدد به میدان بیایند و اگر تعدد را به مصلحت نمی‌دانند حداقل یک نامزد  دیگر همراه با احمدی‌نژاد داشته باشند.

3- یک نام بزرگ و ظرفیت‌ساز را به میدان بیاورند.

راهبرد اول اگرچه مطلوب رئیس دولت نهم و حامیان اوست اما این سؤال را پیش‌رو می‌گذارد که آیا می‌توان از احمدی‌نژاد تضمین گرفت تا او در صورت انتخاب، تعامل بیشتری با اصولگرایان داشته باشد و رفتار گذشته خود را اصلاح کند.  

راهبرد دوم اگرچه مورد علاقه نامزدهای بالقوه است اما امکان ریزش آرای اصولگرایان را به دنبال دارد. اتخاذ این راهبرد در صورتی که جناح رقیب دو یا سه نامزد داشته باشد دو مرحله‌ای‌ شدن قطعی انتخابات را نوید می‌دهد و نامزدهای جایگزین و جریان‌های حامی آنها می‌توانند شانس خود را به آزمون بگذارند.  اگر اصولگرایان در صورت حضور خاتمی اجازه ورود قالیباف را می‌دادند به آن دلیل بود که احتمال می‌دادند شهردار تهران می‌تواند از سبد خاتمی جذب کند اما حال که حضور خاتمی منتفی است منطقاً اجازه نمی‌دهند بخشی از آرای احمدی‌نژاد را جذب کند، به ویژه آن که موسوی نیز بخشی از آرای اعتقادی احمدی‌نژاد را گرفته است.

حتی بعضی مخالفان حضور قالیباف، ضمن اقرار به وضعیت خوب او، ناکامی قبلی‌اش را یادآور می‌شوند و این‌گونه استدلال می‌کنند که افکار عمومی به صورت ناخودآگاه از اقبال به بازنده خودداری می‌کند. این گروه با طرح اصطکاک شدید احمدی‌نژاد با قالیباف، سابقه نظامی و استقبال جریان رقیب از کاندیداتوری او خواستار آنند که حتی اگر قرار است به نامزد همراه یا  فرعی تن بدهیم به فردی غیر از قالیباف برسیم.

در این میان محسن رضایی نیز پرونده دولت ائتلافی را زیر بغل دارد اما با همه تعارفات کمتر کسی طرح او را شدنی می‌داند و لذا عملاً نتوانسته است جریان‌سازی کند. جهرمی نیز اگرچه رسماً اعلام نکرده است اما ظاهراً ترجیح می‌دهد با رئیس خود رقابت نکند هرچند او به واسطه سابقه ممتد اجرایی و حمایت ضمنی ریش‌سفیدهای قوم ظرفیت خوبی داشته باشد.

پورمحمدی نیز از گزینه‌هایی است که مطرح شده است. جدیت او در برخورد با مدیران دوشغله تربیت‌بدنی ظرفیت خبری خوبی برای این وزیر سابق فراهم کرد هرچند که از سوی رقبا به تبلیغاتی بودن تعبیر شود. او نیز چون جهرمی از حمایت ضمنی بزرگان قوم برخوردار است و به واسطه روحانی بودن امکان حمایت روحانیت رنجیده از احمدی‌نژاد را پشت‌سر دارد. سابقه ممتد اجرایی دارد و اختلافش با احمدی‌نژاد که منجر به حذفش از کابینه شد می‌تواند وجهه انتقادی بودن او را تقویت کند.

در این میان چهره‌هایی مثل ناطق نوری،‌ ولایتی و حداد عادل نامزد ضمنی نخواهند بود و تنها در صورتی حاضرند به میدان بیایند که احمدی‌نژاد نباشد یا اکثریت جبهه اصولگرایان به طور رسمی به حمایت از آنان برخیزد. احتمال وقوع حالت اول با توجه به ویژگی‌های فردی آقای احمدی‌نژاد و حساسیت‌های تند طرفداران او تقریباً پایین است اما این حالت، شمول جریان اصولگرایی را بالا می‌برد و امکان جذب ظرفیت مدیریتی را در دولت آینده بالا می‌برد.

وقوع حالت دوم نیز اگرچه امکان تقسیم و ریزش آرا را در پی دارد، اما قابل مطالعه است.

اصولگرایان شاخص روزهای آینده را بیکار نخواهند نشست. برای هر دو جناح،  دید و بازدیدهای نوروزی بهترین موقعیت برای رایزنی‌ها و لابی‌های نهایی است.  طرفه آن که تمامی چهره‌های مطرح،  سفر نوروزی  امسال را  برخود حرام کرده‌اند تا مبادا از قافله عقب بمانند و سرنوشت در غیابشان رقم بخورد.

 

کد مطلب 5459

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین