نظرسنجی از هنرمندان و بیان آزادانه دیدگاههای کارشناسانه برای بهبود شرایط و سیاستهای مدیریتی یک حوزه در قالب گفتگو، میزگرد و نشستهای مطبوعاتی همیشه یک راهکار پیشنهادی برای مدیرانی است که تمایل به شنیدن انتقادات و اصلاح مشکلات خود دارند.
با این حال، سختگیری و ایجاد شرایط نامناسب برای هنرمندان منتقد توسط مدیران دولتی در سالهای اخیر موجب شده هنرمندان به دلیل نداشتن امنیت شغلی و به خاطر ترس از دست دادن امکانات نتوانند به راحتی کاستیها و ضعفهای مدیران هنری را مورد انتقاد قرار دهند و با سکوت یا تمجیدهای تصنعی سعی در گرفتن امکاناتی برای ارائه آثار هنریشان کنند،گرفتن امکاناتی که حق طبیعی آنان است.
مدیران نیز با بسته کردن فضای آزادانه نقد مطبوعاتی و محروم کردن هنرمندان منتقد خود، شرایطی فراهم آوردهاند تا بتوانند به راحتی در انجام وظایف خود سهلانگاری کنند و از آب گلآلود ماهی بگیرند.
در این میان، حوزه تئاتر به عنوان یکی از حوزههای کمتوان هنر در کشور از نظر بودجه و امکانات دولتی و به عنوان هنری که همواره شرایط عرضه و تقاضای آن باهم برابر نبوده و نیست، محل مناسبی برای تخطی کردن مدیرانی میشود که به پشتوانه نیازمندی هنرمندانش و کمبود امکانات سعی کردهاند از تیغ تیز انتقاد فرار کنند.
هنرمندان تئاتر که به واسطه هنرشان همیشه معترضان جدی به شرایط نابرابر و کمبودها و منتقدان پر پا قرص مدیرانشان بودهاند، این روزها به دلیل نبودن فضای باز نقد و رونق سیاست های پشت در بسته مدیران برای بیان سادهترین دیدگاههای کارشناسی خود گاه از گرفتن کمترین امکانات اجرایی محروم میماند.
در این میان هنرمندان جوان و گمنامتر نسبت به هنرمندان پیشکسوت و سرشناس محدودیتهای بیشتری برای ارائه دیدگاههای واقعی خود در مطبوعات دارند. به گفته بیشتر این هنرمندان، انتقاد از مدیریت مساوی با از دست دادن شانس یک اجرا در سال است. پس آنان عطای نقد کردن را به لقای اصلاح شدن میبخشند.
در طول سالهای متمادی مدیران با سو استفاده ابزاری از وظایف اصلیشان یعنی ارائه خدمات به هنرمندان سعی کردهاند فضای یک جانبهای فراهم کنند که هیچ کدام از درخواستکنندگان منتقد نتوانند آزادانه نظرات خود را بیان کنند و این موضوع در سالهای اخیر با نفوذ نگاه سانسور دولتی و تفکیک و دستهبندی هنرمندان به اطرافیان و غیراطرافیان شدت فراوانی یافته است.
در هفتههای اخیر وقتی برای ارزیابی عملکرد مدیریت تئاتر درچهار سال گذشته جویای نظرات اهالی تئاتر شدیم، به طور شگفتانگیزی شاهد سکوت یا واهمه از سوی این هنرمندان بودیم که جای تأمل دارد. برخی از آنان با بیان اینکه هر گونه اظهار نظر در این باره میتواند منجر به از دست دادن یک نوبت اجرا یا قسط عقبافتاده آنان از طرف مرکز هنرهای نمایشی شود، از بیان نظرات خود اجنتاب میکردند.
این درحالی است که مدیران نمایشی نیز با رد هر گونه اعمال فشار بر هنرمندان منتقد خود معتقدند در طول سالهای اخیر حوزه تئاتر شاهد یکی از بازترین فضاهای انتقادی خود بوده و اجتناب برخی ازهنرمندان برخاسته از نگاه غیرشفاف، غیرصادقانه و حاصل در نظر گرفتن منافع شخصی است.
به گفته این مدیران برخی از اهالی تئاتر، مطبوعات را وسیلهای برای تطمیع و رسیدن به توقعهای غیرمنطقی و تهدیدی برای گرفتن امکانات بیشتر از مرکز هنرهای نمایشی قرار دادهاند.
نکته قابل توجه این است که هر چند بیشتر هنرمندان تئاتر از شرایط موجود ناراضی هستند و در گپها و گفتگوهای دوستانه با اهالی رسانه یا اطرافیان معتقدند افزایش بودجه تئاتر در چهار سال گذشته چندان تأثیری در بهبود شرایط رفاهی، دستمزدهای آنان و کیفیت تئاتر ایران نداشته، اما وقتی در مقام مصاحبه شونده قرار میگیرند، در پاسخ به پرسشهای خبرنگاران سکوت میکنند یا با دادن پاسخهایی همچون «مشکل تئاتر به سالهای دور باز میگردد»، یا «مشکل تئاتر حلشدنی نیست»، یا «مسئولان رده اول مملکت تئاتر نمیخواهند» و ... سعی میکنند به دفاع از عملکرد مدیری بپردازند که بارها به ضعفهای مدیریتش اعتراف کردهاند.
برخی از این هنرمندان که در انتظار گرفتن سالن اجرا هستند با بهانه قرار دادن این خواسته از مطبوعات میخواهند تا زمان گرفتن سالن اجرا درباره دیدگاههایشان چیزی ننویسند. برخی دیگر که تازه از اجرا فارغ شدهاند یا درحال اجرا هستند با بهانه کردن حقوق مادی گروه اجرایی و ترس از وصول نشدن اقساط مانده خود، از پاسخ دادن به سئوالات خبرنگاران درباره عملکرد مدیریت طفره میروند.
جمع دیگری نیز هر گونه گفتوگو و ارزیابی در این باره را به آیندهای نامشخص موکول میکنند و پیشنهاد میدهند نظرات انتقادیشان به قلم خود روزنامهنگار و با تندترین شکل ممکن نوشته شود و تنها معدودی از هنرمندان گوشهنشین تئاتر یا پیشکسوتان قدیمی تئاتر که از نظر موقعیت هنری به جایگاه ویژهای رسیدهاند هستند که به راحتی از عملکرد مدیران وقت انتقاد میکنند.
نقش مطبوعات و رسانهها درحل مشکلات حوزه تئاتر و افزایش امکانات و بودجه این هنر در سالهای اخیر بسیار کلیدی و موثر بوده، اما خانواده تئاتر بارها با بیاعتنایی نسبت به این نقش بنا به مصلحت خود از آن بهرهگیری کردهاند. این در حالی است که گسترش حمایت مطبوعات از جایگاه حقوقی هنرمندان بدون تعامل دو طرفه و همکاری اهالی هنر با مطبوعات راه به جایی نخواهد برد.






نظر شما