سالهاست در کار کتابهای سینماییام. از نوشتن کتاب گرفته تا انتخاب و مشاوره و ویرایش. این را گفتم تا به عنوان یک مقام آگاه (!) بیان کنم که انتشار کتابهای سینمایی، شتابی روزافزون دارد. تمام کتابهای سینمایی پیش از انقلاب را که جمع کنیم از عدد 50 نمیگذرد. دهه 60 را هم که به خاطر شرایط خاصاش کنار بگذاریم؛ از شروع دهه 70 به این سو، تعداد عناوین کتاب سینمایی (با افتهایی مقطعی) همواره افزایش مییابد.
چرایش را هم باید در ارتقای جایگاه سینما در جامعه دانست. افزایش تماشای فیلم سینمایی (گیریم روی DVD و نه الزاماً در سالن سینما) طبیعتاً روی آمار کتابخوانهای سینمایی نیز تأثیر میگذارد. بازار گسترده دسترسی به جدیدترین فیلمهای روز ایرانی و خارجی، توجه بازار نشر را نیز به خود جلب کرده است.
در یادداشتهای بعدی نمونههایی از آمارهای شاهد مثال را خواهم آورد. اما اینک به این پرسش میپردازم که چرا این کتابهای با تعداد قابل توجه «به چشم » نمیآیند؟ پرسش را باید در ناقص بودن صنعت نشر ایران کاوید.
این که نیاز سنجی درستی از تمایلات قشر کتابخوان نداریم . هنوز نمی دانیم آیا کتابخوان ایرانی علاقه ای به خواندن فیلمنامه های منتشر شده ایرانی دارد یا خیر؟ نمی دانیم آیا یک فیلم ایرانی ظرفیت لازم برای تولید یک کتاب شامل گفتگوها و نوشته ها درباره اش را دارد یا خیر؟ یا این که جامعه کتابخوان، چند بار نیازمند انتشار فرهنگ فیلم است؟ صنعت پر هزینه نشر، باید با آگاهی کامل از نیاز مخاطب ، کتاب تولید کند .چیزی که در عرصه کتاب های سینمایی ما رخ نمی دهد و تعیین کننده نهایی، علاقه شخصی نویسنده یا مترجم به این فیلم یا آن اثر است و نه نیاز مخاطب. به این سبب است که این کتاب ها «به چشم » نمی آیند.






نظر شما